هفت آرزوی بزرگ جبرائیل

پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به على(علیه السلام)فرمود: اى على جبرئیل به من گفت: آرزو داشتم بخاطر انجام هفت کار از جنس بشر باشم تا بتوانم آنها را انجام دهم.

1ـ در نماز جماعت شرکت کردن.

2ـ همنشینى با علما.

3ـ اصلاح و آشتى برقرار کردن بین دو نفر که با هم قهر هستند.

4ـ محبت و نوازش نمودن نسبت به یتیمان.

5ـ عیادت مریض نمودن.

6ـ تشییع جنازه کردن.

7ـ در موسم حجّ به حاجیان در مکه آب دادن.

بعد پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به على(علیه السلام) مى فرماید: یا على در انجام این امور جدّى و کوشا باش.

از این رو بنده به اهمیت این امور که فوق العاده مورد توجه است واقف شده در صدد برآمدم که تا حد توانائى براى هر یک از موارد این حدیث که آرزوى جبرئیل است شرح و نفسیرى از متن روایات اهل بیت بیاورم و به حمدالله موفق شدم پس از دو سال در سفر و حضر شرح و تفسیر این حدیث را به اتمام رسانم و نام آن را هم «آرزوى جبرئیل» گذاشتم تا همانگونه که تیتر این کلمه توجه مرا به خود جلب کرد. این نام هم توجه دیگران را به خود جلب کند.

به امید اینکه این مجموعه مورد توجه و استفاده علاقمندان مکتب اهلبیت قرار گیرد و براى همگان سازنده و آگاهى بخش باشد.

بخش اوّل : شرکت در نماز جماعت

همانگونه که در مقدمه یادآور شدیم این مجموعه شرح و تفسیر یک حدیث نبوى است که حاوى هفت خصلت است و جبرئیل براى داشتن آن آرزوى بشر بودن مى کند.

لیکن آنچه که در این حدیث حائز اهمیت است توجه جبرئیل به خصلتهاى هفتگانه مذکور است که براى آدمیان به خصوص مؤمنین میّسر است ولى فرشته ها از دارا بودن آن محرومند.

و نیز این نتیجه به دست مى آید که هر یک از کارها و خصلتهاى یاد شده از نظر ثواب و ارزش بالاتر از عبادت فرشتگان است. که براى روشن شدن مطلب به ذکر تک تک آن به طور تفصیل اشاره مى کنیم. 

اولین آرزوى جبرئیل

نخستین آرزوى جبرئیل شرکت درنماز جماعت است که در روایات اسلامى به قدرى مورد تأکید قرار گرفته که واقعاً جاى آن دارد که جبرئیل از این جهت آرزوى بشر بودن را بنماید. چنانکه در جاى خود بدان اشاره خواهد شد.

اما قبل از اینکه وارد بحث نماز جماعت شویم بهتر است که قدرى درباره خود نماز و اهمیت آن از جهات گوناگون صحبت کنیم تا بدین مناسبت از نماز بحث کاملى کرده باشیم.

ابتدا درباره فلسفه نماز، بعد اهمیت آن از جهت اوّل وقت و عقوبت ترک آن، سپس در اهمیت نماز جماعت سخن را آغاز مى کنیم.

فلسفه نماز

نخست از فلسفه نماز شروع مى کنیم، زیرا انسان طبعاً کنجکاو و خواهان فلسفه و علل احکام است پس چه بهتر که فلسفه این عبادت بزرگ را بدانیم و حقیقت آن را نیز از زبان معصومین از اهل بیت(علیهم السلام)جویا شویم.

1ـ محمد بن سنان از امام هشتم على بن موسى الرّضا(علیه السلام)روایت مى کند که حضرت در جواب مسائلى که از او پرسیده بودند از جمله علت نماز فرمود:

بدرستى که (فلسفه و علت) نماز، عبارت است از اقرار و اعتراف نمازگزار به ربوبیّت خداوند متعال و شریک و مانند قرار ندادن براى او و ایستادن در مقابل خداوند از روى ذلت و نهایت تواضع، و طلب آمرزش کردن از گناهان گذشته و نهادن صورت بر روى زمین در هر روز به جهت بزرگى و عظمت خداوند.

دیگر اینکه نماز باعث تداوم یاد خدا است در شبانه روز، تا اینکه بنده هیچگاه خالق و مدبّر خویش را فراموش نکند، و این یاد خدا و ایستادن عاجزانه در برابر او موجب ترک معصیت و مانع از هرگونه فساد مى گردد.(1)

2ـ از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: هنگامى که آدم(علیه السلام) از بهشت بیرون شد خط سیاهى در بدن او پدید آمد که سرتاپاى او را فرا گرفت، پس آدم بسیار گریست و محزون گردید بر آنچه ظاهر شده بود در او، پس جبرئیل به نزد او آمد و گفت براى چه گریه مى کنى؟ آدم جواب داد: بخاطر سیاهى که در بدنم پیدا شده جبرئیل گفت برخیز و نماز بخوان که الآن وقت نماز اول (یعنى نماز صبح) است. آدم چون نماز صبح را به جاى آورد سیاهى صورتش تا به سینه برطرف شد پس در وقت نماز دوم (ظهر) آمد و گفت اى آدم برخیز و نماز بگذار که الآن وقت نماز دوم است. چون نماز دوم را به جاى آورد سیاهى فرود آمد تا به نافش رسید. پس از آن در وقت نماز عصر آمد و گفت اى آدم برخیز و نماز بگذار که الآن وقت نماز سوم است. آدم نماز سوم را هم به جاى آورد سیاهى فرود آمد تا رسید به زانوهایش. آنگاه در وقت نماز چهارم (مغرب) آمد و گفت اى آدم برخیز و نماز بخوان که این هنگام وقت نماز چهارم است آدم برخاست و نماز مغرب را بجاى آورد. سیاهى آمد تا به پاهایش رسید. سپس در وقت نماز پنجم آمد و گفت اى آدم برخیز و نماز بگذار که الآن وقت نماز پنجم است. چون نماز پنجم را نیز به جاى آورد همه سیاهى از بدنش برطرف شد، پس آدم به حمد و سپاس خدا پرداخت.

سپس جبرئیل گفت اى آدم مَثَل فرزندان تو در این نماز مانند مَثَل تو است در این سیاهى، هر که از فرزندان تو در هر روز و شب پنج  نماز بخواند بیرون مى آید از گناهانش همچنانکه تو از این سیاهى  بیرون آمدى.(2) 

ترک نماز یا بزرگترین نشانه تکبر

در خطبه حضرت زهرا(علیها السلام) که در مسجد مدینه ایراد گردیده فلسفه نماز را تطهیر انسان از تکبر بیان داشته، مى فرماید:

«فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک و الصّلاة تنزیهاً لکم عن الکبر...».

یعنى خداوند متعال ایمان (به مبدأ و معاد و پیامبران) را باعث پاکى انسان از شرک قرار داد و فریضه نماز را به جهت پاکى از تکبر مقرر فرمود.

بنابر این از دیدگان حضرت زهرا(علیها السلام) فلسفه نماز دور شدن انسان از صفت تکبر و خودخواهى است و اهمیت نماز از این شعر به خوبى روشن مى شود که شاعر مى گوید:

شیطان که رانده شد به جز از یک خطا نکرد *** خود را براى سجده آدم رضا نکرد

شیطان هزار مرتبه بهتر ز بى نماز *** آن سجده بهر آدم و این بر خدا نکرد

و همچنین در نهج البلاغه آمده که على(علیه السلام) فلسفه نماز را چنین بیان کرده:

«نماز را به پا دارید، و محافظت آن را بر عهده گیرید (زیاد به آن توجه کنید) و بسیار نماز بخوانید و به وسیله آن به خدا تقرّب جوئید، زیرا نماز به عنوان فریضه واجب در اوقات مختلف شبانه روز بر مؤمنان مقرّر شده است».

مگر جواب اهل جهنم را که در برابر این پرسش قرار مى گیرند که: «چه چیز شما را به جهنم کشانید؟» نشنیده اید که مى گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم...».(3)

نماز گناهان را همچون برگهاى پائیزى مى ریزد و غل و زنجیرهاى معاصى را از گردنها مى گشاید.

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) «نماز را به چشمه آب گرمى که بر در خانه کسى باشد و شبانه روزى پنج بار خود را در آن شستشو دهد تشبیه کرده است» که بدون تردید چرک و آلودگى در بدن چنین کسى باقى نخواهد ماند (خاصیت نماز نیز چنین است که با اداى آن در پنج وقت هیچگونه گناهى براى انسان باقى نخواهد ماند. کنایه از اینکه از هر نمازى تا نماز دیگر مصونیّتى از گناه براى انسان به وجود مى آید).

قدر نماز را آن کسانى مى دانند که زینتهاى دنیا و متاع اندک آن آنها را (فریب ندهد و) به خود مشغول نسازد و مال و اولادشان که نور چشمشان محسوب مى شود، آنها را از یاد خدا غافل نکند.

چنانکه در این باره خداوند متعال مى فرماید:

«مردانى هستند که تجارت و داد و ستد آنان را، از یاد خدا، و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمى دارد.(4)

رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) بعد از بشارت به بهشت، خود را در مورد نماز به زحمت انداخته بود، زیرا خداوند به او فرموده بود: خانواده خویش را به نماز فرمان ده، و در اجراى آن شکیبا باش. زیرا آن حضرت پى در پى اهل بیت خود را به نماز امر مى کرد و خود نیز در انجام آن کوشا و مقاوم بود.(5) این بود قسمت کوتاهى از فلسفه نماز.

فضیلت و اهمیت نماز

اکنون که با فلسفه نماز آشنا شدیم و فهمیدیم که نماز بزرگترین عامل انسان سازى است ببینیم چگونه و به چه صورت باید انجام داد زیرا نماز هر چه با توجّه و اهمیّت بیشتر خوانده شود قطعاً اثر سازندگى آن بیشتر خواهد بود چرا که نماز مهمترین عاملى است که انسان را از زشتیها باز مى دارد(6) ولى اگر نمازى نتواند انسان را از زشتیها باز دارد قطعاً آن نماز، نماز واقعى نیست و نماز واقعى آن نمازى است که علاوه بر قرائت صحیح و لباس و مکان پاک و حلال، و خلوص نیّت، در اوّل وقت فضیلت آن ادا گردد که در این باره روایاتى چند از معصومین(علیهم السلام)رسیده که ما به قسمتى از آنها اشاره خواهیم کرد.

لیکن به جاست که در ابتداء، فضیلت و اهمیت خود نماز را مورد بررسى قرار دهیم سپس در اهمیت و فضیلت نماز اوّل وقت وارد شویم.

1ـ معاویة بن وهب مى

/ 0 نظر / 9 بازدید