وبلاگ : قاسم - پوراسمعیل-(ماکو یی ) دبیر عربی وفلسفه ومنطق ومعارف ناحیه یک تبریز

علمی ،آموزشی ،دینی(دبیر دبیرستان نمونه دولتی امیرالمومنین (ع) منطقه ولیعصرودبیرستان غیر انتفاعی جام ناحیه چهار واقع در منطقه ائل گلی تبریز)

اثبات برترى حضرت أمیر مؤمنان علیه السلام
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱
 

ضمن عرض تبریک به مناسبت 13 رجب سالروز ولادت با سعادت حضرت أمیر مؤمنان علیه السلام   برای اینکه بتوانیم در عرصه شناسایی آن حضرت قدمی برداریم مناسب دیدم قسمتهایی از کتاب  اثبات برترى حضرت أمیر مؤمنان علیه السلام‏نویسنده: مفید، محمد بن محمد  رابرای جویندگان حقیقت تقدیم نمایم

 

اثبات برترى حضرت أمیر مؤمنان علیه السلام      

 استدلال از طریق این مطلب که پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم دوستى و محبت على علیه السلام را دوستى خود و خشم و کینه‏ورزیدن با على علیه السلام را خشم و کینه‏ورزیدن با خود و جنگ با على علیه السلام را جنگ با خود قرار داده است. .....

 (1) یکى از دلایل برترى امیر المؤمنین على علیه السّلام این است که پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم احکام ولایت على علیه السّلام را با احکام ولایت خویش یکسان قرار داده‏ و حکم دشمنى با او را به مثابه دشمنى با خود بیان داشته است، حکم کرد که هر که با على علیه السّلام بجنگد، چنان است که با من جنگیده است‏ و میان خودش و او در هیچ امرى تفاوتى قائل نشد و در باره بغض و دوستى با على علیه السّلام نیز به همین گونه حکم کرد..

همچنین ما به طور قطع مى‏دانیم که ایشان این حکم را به خاطر تمایل و علاقه به على علیه السّلام قرار نداده بلکه آن را بنا بر استحقاق و شایستگى او و لزوم اجراى عدالت در داورى بیان داشته است.

و چون حکم بر این امر بدین گونه است که ما بیان کردیم، باید


(1)- برخى از آن موارد این دو فرمایش پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم است. ایشان فرمود: «من کنت مولاه فعلى مولاه» «هر که من مولاى اویم پس على مولاى اوست» و نیز این فرمایش: «من آمن بى و صدقنى فلیتول على بن ابى طالب بعدى، فان ولایته ولایتى، و ولایتى ولایة الله. هر کس به من ایمان آورده و مرا تصدیق کرده است، باید پس از من ولایت على بن ابى طالب علیه السلام را بپذیرد چرا که ولایت على علیه السلام ولایت من است و ولایت من ولایت خداست.»

(2)- یکى از آن موارد این فرمایش پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم خطاب به على علیه السلام است: «عدوک عدوى، و عدوى عدو الله» «دشمن تو دشمن من و دشمن من دشمن تو است

(3)- یکى از موارد این فرمایش پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم خطاب به على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام است «انا حرب لمن حاربتم و سلم لمن سالمتم» و همچنین این فرمایش ایشان خطاب به على علیه السلام «یا علی! حربک حربى و سلمک سلمى» «جنگ تو جنگ من و صلح تو صلح من است

 (4)- در این مورد احادیث بیشمارى وارد شده است از قبیل: «من احب علیا فقد احبنى، و من ابغضه فقد ابغضنى» هر که على را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که بغض او باشد بغض من است.

و ایشان خطاب به على چنین فرمود: «حبیبک حبیبى، و حبیبى حبیب الله» دوست تو دوست من و دوست من دوست خداست.:

امیر المؤمنین علیه السّلام در فضیلتى که در خلال بحث برایش ثابت شد، در همان مرتبه پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم باشد  و الا (در این عبارت) هیچ وجهى در فضیلت و برترى براى او نیست؛ و این مطلب مانند همان مطلبى است که در استدلال اول بیان کردیم. بنا بر این پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و امام على علیه السّلام در هر زمینه‏اى باید با یک دیگر برابر باشند جز فضایلى که به واسطه دلیلى خاص از این حکم خارج مى‏شوند و به اعمال و قرب ویژه ایشان اختصاص دارد. بنا بر آنچه یادآور شدیم پیامبر امورى را که به امیر المؤمنین و یا خودش عطا شده به وى نسبت نداده است، بلکه بر فضیلتى که هر دو در آن مساویند جدا از موارد خاص، تکیه کرده است.

استدلال به حدیث مرغ بریان‏

 (1) یکى دیگر از دلایل برترى امیر المؤمنین على علیه السّلام روایتى است که هم شیعه و هم اهل سنت آن را نقل کرده‏اند. پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم خطاب به خداوند عرض کرد: «خداوندا! محبوبترین آفریدگانت را پیش من بیاور تا با من از این مرغ بریان بخورد.» در آن هنگام على علیه السّلام وارد شد و چون چشم پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به على علیه السّلام افتاد، فرمود: «پیش من بیا»!  که مقصود ایشان از این سخن این است که على علیه السّلام محبوبترین آفریدگان پیش خدا و در نظر او است.

ما مى‏دانیم که محبت خداوند نسبت به آفریدگانش در واقع پاداش، بزرگداشت، تجلیل و تعظیم او براى آنان است و به گونه‏اى عام که اطفال، حیوانات، بلا دیدگان و دیوانگان را در بر بگیرد بکار برده نمى‏شود، زیرا گفته نمى‏شود: خداوندا اطفال و حیوانات را دوست دارد، تا چنین برداشت شود که آنها مستحق ثواب هستند. و همچنین محبت خداوند به نظر تمام یکتا پرستان مانند طبایع انسانى نیست که به موجب تمایل به خواسته‏ها و لذت بردن از اشیاء باشد.

و چون ثابت گردد که امیر المؤمنین على علیه السّلام محبوبترین آفریدگان در پیشگاه خداوند متعال است، روشن مى‏شود که او بیشترین پاداش را در پیشگاه خداوند دارست و گرامیترین مردم در نظر حضرت بارى است. و این مطلب فقط بدین خاطر است که او از همه مردم داراى کردارى برتر و پسندیده‏تر بوده و بالاترین رتبه عابدان دار است.

عمومیت عبارت «محبوبترین آفریدگان در پیش خدا»، همان گونه است که تفسیرش را بیان کردیم؛ و نیز گفتیم که على علیه السّلام از تمام پیامبران و ملائکه و در مرتبه پایین‏تر از اینان، از دانشمندان نیز افضل است. و اگر دلیل خاصى حضرت ختمى مرتبت صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را از این عمومیت خارج نمى‏کرد، ظاهر کلام چنان بود که على علیه السّلام از پیامبر نیز افضل و برتر بود ولى به خاطر مقام و فضیلت پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم که نه کسى مى‏تواند مشمول آن قرار گیرد و نه ادعاى آن را بکند، ایشان از این عمومیت بیرون مى‏باشد

استدلال بر برترى امیر المؤمنین على علیه السّلام در دنیا بنا بر مقام ایشان در قیامت‏

  پاره‏اى از روایات که در این باره به صورت واضح و گسترده رسیده و رجال حدیثى شیعه و سنى همگى بالاتفاق آنها را از پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نقل کرده‏اند، عبارت‏اند از: امیر المؤمنین على علیه السّلام به همراه پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم سرپرستى حوض (کوثر) را عهده‏دار است، او لواى حمد را در پیش روى پیامبر به سوى بهشت خواهد برد، او قسمت‏کننده بهشت و دوزخ است، و هم اوست که در قیامت به همراه پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از پلکان منبرى که به خاطر او براى بازگشت (به سوى خدا) نصب شده، بالا مى‏رود و پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم بر فراترین پله آن و امیر المؤمنین على علیه السّلام یک پله پایین‏تر از ایشان و پیامبران صلوات اللَّه علیهم در پله‏هاى پایین‏تر مى‏نشینند. آن گاه وى فرا خوانده مى‏شود و جامه دیگرى بر او پوشانده مى‏شود.

 (1) هیچ کس از پل صراط نمى‏گذرد مگر اینکه از جانب امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السّلام جواز رهایى از آتش داشته باشد. در آن روز فرزندان او که همان امامان ابرارند، اصحاب اعراف هستند. مانند این روایات آن قدر فراوان است که اگر آنها را بیاوریم بحث به درازا مى‏کشد و به همان اندازه سخن را پراکنده مى‏سازد.

هر کس به روایات اهل سنت توجه کند و کتب حدیثى شیعه را تورّق نماید و یا راویان هر دو فرقه را ببیند و آثارشان را بررسى کند، هیچ شکى در ظهور این احادیث و اتفاق فریقین بر صحت و قبول آنها به خود راه نمى‏دهد.

و به تحقیق ثابت شده است که قیامت محل کیفر و پاداش است و ترتیب درجات و درکات آن بستگى به کردار افراد دارد.

دلیل این مطلب که امیر المؤمنین على علیه السّلام از همه مردم در اعمال و رفتار برتر است این است که مضمون این روایات پیشگامى امیر المؤمنین (صلوات اللَّه و سلامه علیه) را بر همه مردم جز رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در مقام کرامت و پاداش بالاى ایشان مى‏رساند

استدلال به روایات شیعه بر برترى امام على علیه السّلام‏

 اما روایاتى که فقط امامیه بدانها استدلال مى‏کنند، به جهت آنکه از طریق ایشان و امامان آنها رسیده، فراوان و در نزد دانشمندان ایشان معروف است. این روایات در اصول و تصنیفات حدیثى آنها به صورتى واضح و گسترده پخش گردیده است.

1- یکى از این روایات سخن امام جعفر صادق علیه السّلام است که مى‏فرماید: به خدا سوگند اگر على بن ابى طالب (صلوات اللَّه علیه) آفریده نمى‏شد، براى فاطمه دختر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم همتایى از میان مردم نبود. و این سخن ایشان که مى‏فرماید: «با اینکه یوسف فرزند یعقوب پیامبرى صدیق مى‏باشد، و تا ابراهیم خلیل علیه السّلام همه نیاکانش پیامبر بودند، ولى به خدا سوگند پدرم امیر المؤمنین على بن ابى طالب علیه السّلام از او برتر بود».

و سخن ایشان آن‏گاه که در باره امیر المؤمنین على علیه السّلام از ایشان پرسیده شد که «جایگاه على علیه السّلام نسبت به پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم چگونه بود؟» ایشان فرمود: «میان او و پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم جز مقام رسالت، هیچ برترى دیگرى نبود».  مانند این روایت از پدر ایشان، امام محمد باقر و از امام کاظم و امام حسن عسگرى علیهم السّلام نیز نقل شده است.

در آثار و اخبار مشهور همه امامان تصریح شده است که «اگر رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السّلام نبودند، خداوند نه آسمان و زمین را مى‏آفرید و نه بهشت و دوزخ را» این مطلب برترى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و على علیه السّلام را مى‏رساند، به جهت اعمالى که انجام داده‏اند، و گویاى اینست که خلائق در رسیدن به مصالحشان به شناخت و اطاعت از ایشان و تکریم و تجلیل آنها وابسته‏اند

استدلال به روایات اهل سنت‏

 اهل سنت از طریق جابر بن عبد اللَّه انصارى و ابو سعید خدرى (رحمهما اللَّه تعالى) از پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت مى‏کنند که ایشان فرمود: «على برترین انسانهاست».  و این عبارت در موضوع مورد اختلاف نصّى صریح است.

1- از عایشه روایت شده که روزى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: «سرور عرب را به پیش من فراخوانید». عایشه عرض کرد: «مگر شما سرور عرب نیستید؟» ایشان فرمود: «من سرور آدمیانم و على علیه السّلام سرور عرب است».  ایشان على علیه السّلام را در برترى بر مردم برابر خود قرار داد و میان خود و او واسطه‏اى قرار نداد، از این نظر او در فضیلت با پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم‏ برابر است.

2- از عایشه، به سندى که مورد قبول محدثان است، روایت شده که پس از پیروزى امیر المؤمنین على علیه السّلام بر خوارج و کشتن آنها، وى در مورد آنان گفت: «آنچه میان من و امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السّلام گذشته مرا از گفتن آنچه که در باره او و خوارج از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم شنیده‏ام، باز نمى‏دارد؛ شنیدم که پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: «آنان (خوارج) بدترین خلق و مردمند که آنها را بهترین خلق و مردم مى‏کشد». از جابر بن عبد اللَّه انصارى روایت کرده‏اند که او مى‏گفت: «على علیه السّلام سرور انسانهاست و در این مورد جز کافر کسى تردید نمى‏کند».  در این باب اخبار و روایات فراوانى موجود است که در آنچه ما به اثبات آن همت گماشتیم کفایت مى‏کند، و بر این احتجاج به هر یک از آنها وجهى وجود دارد و اصل در آنها همان روشى است که ما بیان کردیم، و اللَّه ولى التوفیق‏

استدلال بر افضل بودن على علیه السّلام به واسطه جهاد و کوشش ایشان‏

بیشتر اهل نظر، برابرى فضیلت یک شخص بر دیگران، بر سه روش تکیه مى‏کنند: نخست: اعمال آشکار؛ دوم: شنیدن اخبار و حکایاتى که گویاى اندازه ثواب افراد باشد و آنچه گفته‏ها بر آن دلالت دارد؛ سوم: منافعى که به وسیله اعمالش به دین مى‏رساند.

پاره‏اى از روایاتى را که مبین اندازه ثواب آن حضرت بود، در پیش بیان کردیم. اما در باره اعمال ظاهر آن حضرت باید گفت: اعمال نیک آشکارى که از امیر المؤمنین صلوات اللَّه علیه نقل شده، براى هیچ کس روایت نشده است.

از آنجا که اسلام تمامى مصالح بشر را ملحوظ داشته، بهترین ادیان است. و به همین دلیل سعى در تأیید دستورات آن از افضل اعمال محسوب مى‏شود. علاوه بر این، اندیشمندان اجماع دارند که دستورات اسلام بهترین احکام است و عمل به آنها افضل اعمال است. و کلام مخالفین در باره آیه شریفه‏ کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ‏ که آن را بر تمام امت اسلامى حمل مى‏کنند نیز تأکید همین دلیل است.

اما اثبات برترى آن حضرت در منفعت رسانى به دین به دو صورت امکان‏پذیر است:

1- بیشتر معتزله برترى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را بر پیامبران پیشین به کثرت تصدیق‏کنندگان و پیروان دین و شریعت ایشان نسبت به امتهاى قبل دانسته‏اند.

و از آنجا که تثبیت شریعت اسلام با یارى رساندن به پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و به خاطر سهمى که براى امیر المؤمنین على علیه السّلام در آن بر شمردیم میسر گردیده، نفع و پاداشى که به او مى‏رسد موجب برترى و فضیلت ایشان بر همه امتهاى پیشین و آیندگان مى‏شود.

2-  چون ثابت شد که امت اسلامى برحق‏ترین امم از میان سایر امتهاست، ثابت مى‏شود و منفعتى که از اسلام به این امت رسیده که پیامبر آن را آورده به دیگران نرسیده است. و از آنجا که این نفع به مدد و کمک امیر المؤمنین على علیه السّلام به مسلمانان رسیده است، همان فضیلتى که براى پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از جانب پروردگار محقق گردید، براى على علیه السّلام نیز ثابت مى‏شود. و این مطلب بر مبناى قواعدى بود که این گروه در برترى افراد دارند و در آن فضیلت شخص را بر پایه نفع عام و زیادى معتقدان به مذهب او مى‏دانند.

و اللَّه ولى التوفیق، و صلّى اللَّه على سید رسله محمّد النّبى و آله و سلّم تسلیما کثیرا