وبلاگ : قاسم - پوراسمعیل-(ماکو یی ) دبیر عربی وفلسفه ومنطق ومعارف ناحیه یک تبریز

علمی ،آموزشی ،دینی(دبیر دبیرستان نمونه دولتی امیرالمومنین (ع) منطقه ولیعصرودبیرستان غیر انتفاعی جام ناحیه چهار واقع در منطقه ائل گلی تبریز)

هفت آرزوی بزرگ جبرائیل
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
 

پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به على(علیه السلام)فرمود: اى على جبرئیل به من گفت: آرزو داشتم بخاطر انجام هفت کار از جنس بشر باشم تا بتوانم آنها را انجام دهم.

1ـ در نماز جماعت شرکت کردن.

2ـ همنشینى با علما.

3ـ اصلاح و آشتى برقرار کردن بین دو نفر که با هم قهر هستند.

4ـ محبت و نوازش نمودن نسبت به یتیمان.

5ـ عیادت مریض نمودن.

6ـ تشییع جنازه کردن.

7ـ در موسم حجّ به حاجیان در مکه آب دادن.

بعد پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به على(علیه السلام) مى فرماید: یا على در انجام این امور جدّى و کوشا باش.

از این رو بنده به اهمیت این امور که فوق العاده مورد توجه است واقف شده در صدد برآمدم که تا حد توانائى براى هر یک از موارد این حدیث که آرزوى جبرئیل است شرح و نفسیرى از متن روایات اهل بیت بیاورم و به حمدالله موفق شدم پس از دو سال در سفر و حضر شرح و تفسیر این حدیث را به اتمام رسانم و نام آن را هم «آرزوى جبرئیل» گذاشتم تا همانگونه که تیتر این کلمه توجه مرا به خود جلب کرد. این نام هم توجه دیگران را به خود جلب کند.

به امید اینکه این مجموعه مورد توجه و استفاده علاقمندان مکتب اهلبیت قرار گیرد و براى همگان سازنده و آگاهى بخش باشد.

بخش اوّل : شرکت در نماز جماعت

همانگونه که در مقدمه یادآور شدیم این مجموعه شرح و تفسیر یک حدیث نبوى است که حاوى هفت خصلت است و جبرئیل براى داشتن آن آرزوى بشر بودن مى کند.

لیکن آنچه که در این حدیث حائز اهمیت است توجه جبرئیل به خصلتهاى هفتگانه مذکور است که براى آدمیان به خصوص مؤمنین میّسر است ولى فرشته ها از دارا بودن آن محرومند.

و نیز این نتیجه به دست مى آید که هر یک از کارها و خصلتهاى یاد شده از نظر ثواب و ارزش بالاتر از عبادت فرشتگان است. که براى روشن شدن مطلب به ذکر تک تک آن به طور تفصیل اشاره مى کنیم. 

اولین آرزوى جبرئیل

نخستین آرزوى جبرئیل شرکت درنماز جماعت است که در روایات اسلامى به قدرى مورد تأکید قرار گرفته که واقعاً جاى آن دارد که جبرئیل از این جهت آرزوى بشر بودن را بنماید. چنانکه در جاى خود بدان اشاره خواهد شد.

اما قبل از اینکه وارد بحث نماز جماعت شویم بهتر است که قدرى درباره خود نماز و اهمیت آن از جهات گوناگون صحبت کنیم تا بدین مناسبت از نماز بحث کاملى کرده باشیم.

ابتدا درباره فلسفه نماز، بعد اهمیت آن از جهت اوّل وقت و عقوبت ترک آن، سپس در اهمیت نماز جماعت سخن را آغاز مى کنیم.

فلسفه نماز

نخست از فلسفه نماز شروع مى کنیم، زیرا انسان طبعاً کنجکاو و خواهان فلسفه و علل احکام است پس چه بهتر که فلسفه این عبادت بزرگ را بدانیم و حقیقت آن را نیز از زبان معصومین از اهل بیت(علیهم السلام)جویا شویم.

1ـ محمد بن سنان از امام هشتم على بن موسى الرّضا(علیه السلام)روایت مى کند که حضرت در جواب مسائلى که از او پرسیده بودند از جمله علت نماز فرمود:

بدرستى که (فلسفه و علت) نماز، عبارت است از اقرار و اعتراف نمازگزار به ربوبیّت خداوند متعال و شریک و مانند قرار ندادن براى او و ایستادن در مقابل خداوند از روى ذلت و نهایت تواضع، و طلب آمرزش کردن از گناهان گذشته و نهادن صورت بر روى زمین در هر روز به جهت بزرگى و عظمت خداوند.

دیگر اینکه نماز باعث تداوم یاد خدا است در شبانه روز، تا اینکه بنده هیچگاه خالق و مدبّر خویش را فراموش نکند، و این یاد خدا و ایستادن عاجزانه در برابر او موجب ترک معصیت و مانع از هرگونه فساد مى گردد.(1)

2ـ از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: هنگامى که آدم(علیه السلام) از بهشت بیرون شد خط سیاهى در بدن او پدید آمد که سرتاپاى او را فرا گرفت، پس آدم بسیار گریست و محزون گردید بر آنچه ظاهر شده بود در او، پس جبرئیل به نزد او آمد و گفت براى چه گریه مى کنى؟ آدم جواب داد: بخاطر سیاهى که در بدنم پیدا شده جبرئیل گفت برخیز و نماز بخوان که الآن وقت نماز اول (یعنى نماز صبح) است. آدم چون نماز صبح را به جاى آورد سیاهى صورتش تا به سینه برطرف شد پس در وقت نماز دوم (ظهر) آمد و گفت اى آدم برخیز و نماز بگذار که الآن وقت نماز دوم است. چون نماز دوم را به جاى آورد سیاهى فرود آمد تا به نافش رسید. پس از آن در وقت نماز عصر آمد و گفت اى آدم برخیز و نماز بگذار که الآن وقت نماز سوم است. آدم نماز سوم را هم به جاى آورد سیاهى فرود آمد تا رسید به زانوهایش. آنگاه در وقت نماز چهارم (مغرب) آمد و گفت اى آدم برخیز و نماز بخوان که این هنگام وقت نماز چهارم است آدم برخاست و نماز مغرب را بجاى آورد. سیاهى آمد تا به پاهایش رسید. سپس در وقت نماز پنجم آمد و گفت اى آدم برخیز و نماز بگذار که الآن وقت نماز پنجم است. چون نماز پنجم را نیز به جاى آورد همه سیاهى از بدنش برطرف شد، پس آدم به حمد و سپاس خدا پرداخت.

سپس جبرئیل گفت اى آدم مَثَل فرزندان تو در این نماز مانند مَثَل تو است در این سیاهى، هر که از فرزندان تو در هر روز و شب پنج  نماز بخواند بیرون مى آید از گناهانش همچنانکه تو از این سیاهى  بیرون آمدى.(2) 

ترک نماز یا بزرگترین نشانه تکبر

در خطبه حضرت زهرا(علیها السلام) که در مسجد مدینه ایراد گردیده فلسفه نماز را تطهیر انسان از تکبر بیان داشته، مى فرماید:

«فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک و الصّلاة تنزیهاً لکم عن الکبر...».

یعنى خداوند متعال ایمان (به مبدأ و معاد و پیامبران) را باعث پاکى انسان از شرک قرار داد و فریضه نماز را به جهت پاکى از تکبر مقرر فرمود.

بنابر این از دیدگان حضرت زهرا(علیها السلام) فلسفه نماز دور شدن انسان از صفت تکبر و خودخواهى است و اهمیت نماز از این شعر به خوبى روشن مى شود که شاعر مى گوید:

شیطان که رانده شد به جز از یک خطا نکرد *** خود را براى سجده آدم رضا نکرد

شیطان هزار مرتبه بهتر ز بى نماز *** آن سجده بهر آدم و این بر خدا نکرد

و همچنین در نهج البلاغه آمده که على(علیه السلام) فلسفه نماز را چنین بیان کرده:

«نماز را به پا دارید، و محافظت آن را بر عهده گیرید (زیاد به آن توجه کنید) و بسیار نماز بخوانید و به وسیله آن به خدا تقرّب جوئید، زیرا نماز به عنوان فریضه واجب در اوقات مختلف شبانه روز بر مؤمنان مقرّر شده است».

مگر جواب اهل جهنم را که در برابر این پرسش قرار مى گیرند که: «چه چیز شما را به جهنم کشانید؟» نشنیده اید که مى گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم...».(3)

نماز گناهان را همچون برگهاى پائیزى مى ریزد و غل و زنجیرهاى معاصى را از گردنها مى گشاید.

پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) «نماز را به چشمه آب گرمى که بر در خانه کسى باشد و شبانه روزى پنج بار خود را در آن شستشو دهد تشبیه کرده است» که بدون تردید چرک و آلودگى در بدن چنین کسى باقى نخواهد ماند (خاصیت نماز نیز چنین است که با اداى آن در پنج وقت هیچگونه گناهى براى انسان باقى نخواهد ماند. کنایه از اینکه از هر نمازى تا نماز دیگر مصونیّتى از گناه براى انسان به وجود مى آید).

قدر نماز را آن کسانى مى دانند که زینتهاى دنیا و متاع اندک آن آنها را (فریب ندهد و) به خود مشغول نسازد و مال و اولادشان که نور چشمشان محسوب مى شود، آنها را از یاد خدا غافل نکند.

چنانکه در این باره خداوند متعال مى فرماید:

«مردانى هستند که تجارت و داد و ستد آنان را، از یاد خدا، و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات باز نمى دارد.(4)

رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) بعد از بشارت به بهشت، خود را در مورد نماز به زحمت انداخته بود، زیرا خداوند به او فرموده بود: خانواده خویش را به نماز فرمان ده، و در اجراى آن شکیبا باش. زیرا آن حضرت پى در پى اهل بیت خود را به نماز امر مى کرد و خود نیز در انجام آن کوشا و مقاوم بود.(5) این بود قسمت کوتاهى از فلسفه نماز.

فضیلت و اهمیت نماز

اکنون که با فلسفه نماز آشنا شدیم و فهمیدیم که نماز بزرگترین عامل انسان سازى است ببینیم چگونه و به چه صورت باید انجام داد زیرا نماز هر چه با توجّه و اهمیّت بیشتر خوانده شود قطعاً اثر سازندگى آن بیشتر خواهد بود چرا که نماز مهمترین عاملى است که انسان را از زشتیها باز مى دارد(6) ولى اگر نمازى نتواند انسان را از زشتیها باز دارد قطعاً آن نماز، نماز واقعى نیست و نماز واقعى آن نمازى است که علاوه بر قرائت صحیح و لباس و مکان پاک و حلال، و خلوص نیّت، در اوّل وقت فضیلت آن ادا گردد که در این باره روایاتى چند از معصومین(علیهم السلام)رسیده که ما به قسمتى از آنها اشاره خواهیم کرد.

لیکن به جاست که در ابتداء، فضیلت و اهمیت خود نماز را مورد بررسى قرار دهیم سپس در اهمیت و فضیلت نماز اوّل وقت وارد شویم.

1ـ معاویة بن وهب مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم کدام عمل است که باعث تقرّب بنده به سوى خدا مى شود و نزد خدا (از هر عملى) محبوبتر است؟

فرمود: عملى را بعد از معرفت اصول دین، بهتر از نماز نمى دانم. آیا نمى دانى که بنده صالح (خدا) عیسى بن مریم(علیه السلام)گفت: خدا مرا وصیت کرده است به نماز و زکات تا مادامى که زنده هستم.

2ـ و باز در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: محبوبترین عملها نزد خداوند متعال نماز است که آخرین وصیت پیامبران است.

3ـ امام صادق(علیه السلام) از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت مى کند که فرمود: نماز نسبت به ایمان مانند عمود خیمه است نسبت به خیمه، یعنى همانطور که اگر عمود خیمه برپا باشد طنابها و میخهاى خیمه فایده دارد ولى اگر عمود خیمه شکسته شود آنها هیچ نفعى نخواهند داشت نماز هم بمنزله عمود خیمه دین است که اگر ناقص شود و یا بطور کلى از میان برود هیچ عملى فایده اى نخواهد داشت و با وجود نماز سایر اعمال به جا و با قبولى آن سایر اعمال نیز قبول خواهد شد.(7)

4ـ و باز در اهمیت نماز روایتى از امام باقر(علیه السلام) رسیده که فرمود: هرگاه یکى از شیعیان ما به نماز بایستد دور او را به عدد مخالفین از مذهب، فرشتگان احاطه مى کنند و در پشت سر او صف بسته براى نماز به او اقتدا مى نمایند و براى او دعا مى کنند تا از نماز فارغ شود(8)

5ـ پیامبر اکرم(علیه السلام) مى فرماید: کسى که رکوع و سجود و سایر واجبات نمازش را صحیح انجام دهد آن نماز بالا مى رود در حالیکه نورانى است و درخشندگى دارد و درهاى آسمان برایش باز مى شود و مى گوید: از من مواظبت کردى خدا تو را محافظت کند پس فرشتگان مى گویند صلوات و رحمت خداوند بر صاحب این نماز باد ـ ولى اگر واجبات نماز را درست انجام ندهد نماز بالا مى رود در حالى که تاریک است و درهاى آسمان بر او بسته مى شود و مى گوید: مرا ضایع ساختى خدا تو را ضایع کند و آن نماز بر صورتش زده مى شود.(9)

درباره فضیلت نماز همین چند روایت کافى است اکنون به اهمیت نماز اول وقت توجه فرمائید.

فضیلت نماز اوّل وقت

روایت وارده درباره لزوم مواظبت اوقات نماز و به جا آوردن آن در اوّل وقت بسیار است، و زیاد سفارش شده که نماز در اوّل وقت بجا آورده شود و بدون عذر از اوّل وقت تأخیر نیفتد، چنانکه پیشوایان ما در اوّل وقت نماز را به جاى مى آوردند تا جائیکه در سخت ترین حالات، نماز اوّل وقت را ترک نمى کردند.

على(علیه السلام) و نماز اوّل وقت در جنگ

در ارشاد القلوب مرویست که حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) در جنگ صفین یک روز مشغول جنگ بودند و در آن حال بین دو صف به آفتاب مى نگریستند، ابن عباس پرسید یا امیرالمؤمنین چرا به آفتاب مى نگرید؟ فرمود: مى خواهم زوال را (که اوّل وقت نماز ظهر است) بشناسم تا نماز بخوانم. ابن عباس گفت: آیا در این گیر و دار جنگ هنگام نماز خواندن است؟ آن حضرت فرمود: ما براى چه با این قوم مى جنگیم؟ جنگ ما با اینها براى این است که نماز به پا شود.(10)

ابن عباس مى گوید: آن حضرت هیچگاه نماز شب را ترک نفرمود حتى در لیلة الهریر (که سخت ترین شبهاى جنگ صفین بود).

امام حسین(علیه السلام) و نماز اوّل وقت در ظهر عاشورا

مرحوم مجلسى در جلد دهم بحار مى نویسد: روز عاشورا یکى از اصحاب امام حسین(علیه السلام)به نام ابوثمامه صیداوى هنگام ظهر خدمت سیدالشهداء(علیه السلام) عرض کرد: اى مولاى من حال که ما همگى سرانجام کشته مى شویم و وقت نماز هم داخل شده (پس چه خوب است که) نماز جماعت بخوانیم زیرا من یقین دارم که این آخرین نماز ما خواهد بود...

امام(علیه السلام) سر به سوى آسمان بلند کرد و فرمود: «ذکرت الصّلوة جعلک الله من المصلّین نعم هذا اوّل وقتها».

یعنى : اى ابوثمامة یاد نماز کردى (و ما را بیاد نماز انداختى) خدا تو را از نمازگزاران محسوب بدارد! اینک اول وقت نماز است.

آنگاه حضرت به ابوثمامة فرمود: اذان بگو خدا تو را رحمت کند. ابوثمامة از اذان فارغ شد، امام(علیه السلام) خطاب به عمر سعد فرمود: اى پسر سعد آیا فراموش کردى شرایع اسلام را، آیا دست از جنگ برنمى دارى تا نماز گزاریم آنگاه مشغول جنگ شویم؟

پس آن حضرت با اصحاب خود نماز خوف را به جاى آورد در حالى که زهیربن القین و سعید بن عبدالله حنفى مقابل آن حضرت ایستادند. و از هر طرف تیر با نیزه به آن حضرت مى رسید ولى این دو صحابى بزرگوار خود را سپر قرار داده تا اینکه سیزده تیر جداى از زخمهاى نیزه و شمشیر به بدن سعیدبن عبدالله وارد آمد و دیگر تاب ایستادن نیاورد ناگاه بر زمین افتاد و به شهادت رسید.(11)

و باز در حدیث دیگرى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده که فرمود: بشفاعت من نمى رسد کسى که نماز واجبى را پس از داخل شدن وقتش تأخیر بیاندازد تا وقت آن بگذرد.(12)

و نیز فرمود: تا وقتیکه شخص مواظب باشد و نمازهاى پنجگانه شبانه روزى را در وقت خود به جاى آورد شیطان از او ترسناک مى شود و نزدیکش نمى شود، و هرگاه آنها را ضایع ساخت شیطان بر او جرأت پیدا مى کند تا او را داخل در گناهان بزرگ کند.(3)

حضرت باقر(علیه السلام) مى فرماید: کسى که نماز واجب را در وقتش بخواند در حالى که حق آن را بشناسد و چیزى را بر آن مقدم ندارد خداوند برایش خلاصى از عذاب را مى نویسد (یعنى او را عذاب نمى کند) و کسى که نماز را در غیر وقت آن بخواند و کار دنیا را بر نماز مقدم بدارد، پس امر او با خدا است اگر خواست او را مى آمرزد و اگر خواست او را عذاب مى فرماید.(یعنى نجات قطعى برایش نیست).(14)

و نیز در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: فضیلت نماز اوّل وقت، نسبت به آخر وقت براى مؤمن بهتر است از مال و اولاد  او.(15)

و باز در حدیث دیگرى مى فرماید:

براى هر نمازى دو وقت است: اوّل وقت و آخر وقت. و با فضیلت تر آن نماز اوّل وقت است. و وقت نماز صبح موقعى است که طلوع فجر ظاهر شود، تا اینکه به وسیله این روشنائى صبح، آسمان روشن شود، این مدّت، اوّل وقت فضیلت نماز صبح است. و سزاوار نیست که از این موقع عمداً تأخیر بیفتد، ولى براى کسى که مشغول کارى باشد و یا آنکه فراموش نماید و یا خواب بماند، بعد از وقت اشکال ندارد و اما وقت فضیلت مغرب موقعى است که خورشید پنهان شود و ستاره ها طلوع کنند. و نباید احدى اول وقت را رها کرده نماز را در آخر وقت بخواند مگر از روى عذر و یا علتى باشد.(16)

کلینى از زهرى روایت مى کند که گفت از عمرى (که یکى از نائبان خاص امام زمان(عج) بود) خواستم که مرا به آن حضرت برساند پس او مرا رسانید و آن سؤالهایى که داشتم خدمت آن حضرت عرضه داشت، حضرت هم یکایک آنها را جواب فرمود. سپس برخاست و داخل حجره خود گردید. من رفتم تا اینکه (مجدداً) سؤالى کنم، دیگر حضرت از این بیشتر سخنى نگفت و حرفى نشنید. فرمود: ملعون است ملعون است کسى که نماز عشاء را آنقدر تأخیر بیندازد که تمام ستاره ها طلوع کنند و ملعون است، ملعون است کسى که نماز صبح را آنقدر تأخیر بیندازد که تمام ستارگان غروب کنند. این چند جمله را فرمود: و سپس داخل حجره گردید.(17)

مرحوم شیخ حر عاملى در توضیح بیان حضرت که فرمود: ملعون است کسى که نماز عشاء را آنقدر تأخیر بیندازد که تمام ستاره ها طلوع کنند، مى فرماید: شاید مراد حضرت از عشاء، مغرب باشد چنانچه در حدیث امام صادق(علیه السلام) هم به همین معنا اشاره گردید.

اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق(علیه السلام) گفتم: مرا از با فضیلت ترین وقت نماز صبح آگاه فرما فرمود: هنگام طلوع فجر بهترین وقت نماز صبح است چون خداوند مى فرماید: «انّ قرآن الفجر کان مشهوداً» یعنى نماز صبح را در اوّل طلوع فجر هم فرشته روز و هم فرشته شب هر دو مشاهده مى کنند، پس هرگاه بنده اى نماز صبح را اوّل فجر بخواند دو مرتبه براى او نوشته مى شود به این معنى که هم فرشته شب و هم فرشته روز آن را ثبت خواهند کرد.(18)

فضیلت نماز شب

بعد از بیان فضیلت نماز اوّل وقت، بجاست که اشاره اى هم به فضیلت نماز شب داشته باشیم. چرا که به تعبیر بعضى از روایات شرافت و ارزش معنوى مؤمن بخواندن نماز شب او است، و نیز همین نماز شب است که پیامبر عظیم الشأن اسلام را به مقام محمود نائل مى سازد.

اکنون با مراجعه به روایات اسلامى به اهمیت آن آشنا شده توفیق خواندن آن را از خداوند متعال مسئلت مى نمائیم.

1ـ امام صادق(علیه السلام) فرمود: دروغ مى گوید: کسى که گمان کند نماز شب خواندن گرسنگى در پى خواهد داشت بلکه بعکس نماز شب ضامن روزى در روز مى شود.(19)

2ـ امام صادق(علیه السلام) فرمود: به درستیکه خانه هائیکه در آن تلاوت قرآن مى شود و نماز شب بپا مى گردد براى اهل آسمان نور بخش است همچنانکه ستارگان آسمان براى اهل زمین نور بخشند.(20)

3ـ معاویة بن عمّار مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که مى فرمود: از وصایاى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به على(علیه السلام) این بود که فرمود: اى على من تو را درباره خودت بخصلتهائى چند سفارش مى کنم. پس (در فراگیرى و عمل به آنها) مواظبت کن سپس درباره او دعا کرده فرمود: خدایا على را در این امور کمک کن تا اینکه فرمود: (یا على در میان این خصلتها بیش از همه) تو را به نماز شب دعوت مى کنم. و بر تو باد به نماز شب و مواظبت کن به نماز شب.(21)

4ـ از عایشه روایت شده است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) از خواب برمى خواست و نماز شب و قرآن مى خواند و گریه مى کرد و بعد مى نشست قرآن و دعا مى خواند و اشک مى ریخت به طورى که محاسن و صورتش از اشک دیدگانش تر مى شد.

عایشه گفت عرض کردم: اى رسول خدا آیا خدا گناه گذشته و آینده تو را نیامرزیده؟

حضرت فرمود: آیا بنده سپاسگذار نباشم؟

و نیز از آن حضرت روایت شده که فرمود: زمستان بهار مؤمن است. زیرا که روزهایش براى روزه گرفتن کوتاه و شبهایش براى شب زنده دارى بلند است.

و نیز فرمود: کسى که مى ترسد از خواب بیدار نشود براى نماز شب باید بخواند هنگام خوابیدن آخر آیه سوره کهف را «قل انّما انا  بشر...».(22)

5ـ عبدالله بن سنان، از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: شرافت مؤمن به نماز شب او است و عزّتش در خوددارى کردن از آزار مردم است(23) یعنى مؤمن موقعى عزیز و شریف است که نماز شبش ترک نشود و به کسى آزارش نرسد.

6ـ و نیز در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه که: «بدرستى که حسنات و خوبیها ، بدیها را از بین مى برد» فرمود : مراد از حسنات نماز شب است که گناه روز را زایل مى کند.(24)

7ـ حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود: هر کس هنگام سحر هفتاد بار استغفرالله بگوید در شمار کسانى خواهد بود که خداوند درباره آنها فرموده: «و بالاسحار هم یستغفرون».

8ـ و نیز فرمود: هر کس شبى هفتاد آیه از قرآن بخواند از بى خبران شمرده نمى شود. و گروهى از بزرگان گفته اند: شب را تا صبح بخوابى و صبح پشیمان شوى که چرا دیشب تا صبح خوابیدم و نماز نخواندم بهتر است از اینکه تا صبح مشغول نماز باشى و بخود عُجب کنى.

9ـ حضرت صادق(علیه السلام) فرمود: چشمتان را زیاد به خواب عادت ندهید زیرا که کمتر شکرگذارى مى کنند و روایت شده مردى که دروغ بگوید از نماز شب محروم مى شود پس هرگاه از نماز شب محروم شد از گشادى روزى هم محروم مى شود و نیز فرمود: دروغ گفته کسى که نماز شب بخواند و بگوید روزش گرسنه مانده. یعنى نماز شب ضامن روزى است.

10ـ شخصى آمد خدمت على(علیه السلام) و عرض کرد یا على: من (مدتى است) از توفیق نماز شب محروم گشته ام (علت آن چیست؟) حضرت فرمود: تو کسى هستى که گناهانت تو را بسته است.(25)

11ـ از ابن مسعود روایت شده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود، در ناامیدى مرد همین بس که شب را بیدار باشد و دو رکعت نماز نخواند و در آن شب به یاد خدا نباشد تا اینکه سحر شود.(26)

این بود پاره اى از فضائل نماز شب حال ببینیم کیفر سبک شمردن نماز چگونه است.

کیفر کسى که نماز را سبک شمارد

در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده که فرمود: از ما نیست کسى که نماز را خوار و سبک شمارد.(27)

و در حدیث دیگرى چنین روایت شده که وقتى هنگام وفات امام صادق(علیه السلام)فرا رسید تمام بستگان خویش را به دور خود جمع کرد پس از آنکه از تجمّع تمام بستگان خود اطلاع یافت خطاب به آنها فرمود: به شفاعت ما اهل بیت نمى رسد کسى که نماز را سبک شمارد.(28)

یعنى مبادا شما بستگان من به امید اینکه به ما منصوب هستید تقوا را از دست بدهید و نماز را سبک بشمارید و از ما امید شفاعت داشته باشید.

امورى که منجر به سبک شمردن نماز مى شود به قرار زیر است:

1ـ در اول وقت نخواندن.

2ـ با لباس پاک و حلال بجا نیاوردن.

3ـ تند و با عجله خواندن.

4ـ با قرائت صحیح بجا نیاوردن و امورى از این قبیل.

حضرت باقر(علیه السلام) مى فرماید: پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در مسجد نشسته بود که مردى وارد شد و مشغول نماز گردید و رکوع و سجود نمازش را تمام نکرد (ذکر واجب را در آنها ترک کرد یا درست نخواند) پس رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: سر خود را بر زمین مى گذارد مانند کلاغ که منقارش را به زمین مى زند و بر مى دارد. اگر این شخص بمیرد در حالى که نمازش این باشد بر دین من نمرده است.(29)

و نیز پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود دزدترین دزدها کسى است که از نمازش بدزد، گفته شد یا رسول الله چگونه از نمازش مى دزدد؟ فرمود: رکوع و سجود نماز را تمام انجام نمى دهد.(30)

مجازات کسى که نمازش را در خارج وقت بخواند

1ـ هشام جوالیقى گوید: امام صادق(علیه السلام) روایت کرد که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: هر کس نماز واجب خود را نخواند تا وقت آن بگذرد آنگاه آن را قضا کند آن نماز تیره و تار بالا رود و گوید: خدا تو را ضایع کند همچنانکه مرا ضایع ساختى، بعد فرمود: اوّلین چیزى که در ایستگاه قیامت در پیشگاه خداوند متعال درباره آن از انسان سؤال شود نماز است، و هرگاه نماز در آن روز، پاک (و شایسته) بود باقى اعمال نیز پاک و شایسته باشد، و چنانچه نماز شایسته نبود باقى اعمال نیز پاک و شایسته نخواهد بود.(31)

نماز اگر قبول نشود بر فرق صاحبش کوبیده مى شود

2ـ ابوبصیر گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: براى نماز فرشته اى گمارده شده که کارى جز آن ندارد، هنگامى که بنده اى از نماز فارع شود آن فرشته آن را برگیرد و به آسمان برد و هرگاه از قبول شدنیها باشد پذیرفته گردد، و گر نه فرشته را گویند: آن را به صاحبش بازگردان، پس فرشته با آن نماز فرود آید، و آن را بر روى صاحبش بکوبد، و گوید: اف بر تو باد که همواره از تو عملى صادر مى شود که مرا به زحمت مى اندازد.(32)

پى‏نوشتها: قم ـ میرزا باقر حسینى زفره اى اصفهانى زمستان ـ 1367 شمسى

1ـ وسائل الشیعه ج 2 ص 4
2ـ وسائل الشیعه جلد 2 ص 9 3 ـ مدثر آیه 42 و 43
4 ـ نور آیه 37
5 ـ نهج البلاغه خطبه 199 ـ صبحى صالح ص 316 6 ـ ان الصّلاة تنهى عن الفحشاء و المنکر آیه 45 سوره 29
7 ـ عین الحیات ص 200
8 ـ عین الحیات ص 201
9 ـ گناهان کبیره ج 2 ص 204
10 ـ گناهان کبیره ج 2 ص 202
11 ـ گناهان کبیره ج 2 ص 203
12 و 13 ـ گناهان کبیره ج 2 ص 202 14 ـ گناهان کبیره ج 2 ص 202
15 ـ الفقیه: جلد 1 ص 140
16 ـ وسائل جلد 2 ص 152
17 ـ وسائل جلد 2 ص 147 18 ـ ثواب الاعمال ص 85
19 ـ وسائل جلد 3 ص 277 20 ـ وسائل جلد 3 ص 277
21 ـ وسائل ج 3 ص 268
22 ـ ارشاد القلوب دیلمى جلد 1 ص 223
23 ـ وسائل جلد 3 ص 268 24 ـ وسائل جلد 3 ص 269
25 ـ وسائل ج 3 ص 279 26 ـ ارشاد القلوب دیلمى ج 1 ص 219
27 ـ گناهان کبیره ج 2 ص 192
28 ـ گناهان کبیره ج 2 ص 194
29 ـ گناهان کبیره ج 2 ص 204
30 ـ گناهان کبیره ج 2 ص 204
31 ـ عقاب الاعمال ص 518
32 ـ عقاب الاعمال ص 518