وبلاگ : قاسم - پوراسمعیل-(ماکو یی ) دبیر عربی وفلسفه ومنطق ومعارف ناحیه یک تبریز

علمی ،آموزشی ،دینی(دبیر دبیرستان نمونه دولتی امیرالمومنین (ع) منطقه ولیعصرودبیرستان غیر انتفاعی جام ناحیه چهار واقع در منطقه ائل گلی تبریز)

حدیث عنوان بصری
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
 

هوالفتاح العلیم

حدیث عنوان بصری

عنوان بصرى مرد مسنى که نود و پنج سال از عمرش گذشته بود مى‏گوید: من سالها پیش مالک بن انس جهت یادگیرى حدیث مى‏رفتم وقتى امام صادق(ع) به مدینه آمد پیش حضرت رفتم و دوست داشتم چنانکه از مالک حدیث فرا گرفته بودم از آن حضرت نیز فرا گیرم. امام از رفت و آمد با من عذر آوردند و فرمودند: مشغله من زیاد است علاوه بر ان در ساعات شبانه روز مشغول به اذکار و اورادى هستم. مرا از کارها و ذکرهایم باز ندار و به مانند گذشته پیش مالک برو و از او حدیث بگیر [احتمالاً چون عنوان بصرى امام صادق را فردى به مانند مالک بن انس مى‏دانست حضرت از رفت و آمد با او عذر آوردند]. عنوان بصرى مى‏گوید: من از سخن امام صادق اندوهگین شدم و از نزد آن حضرت بیرون آمدم و با خود گفتم اگر امام در من خیرى مى‏دید از رفت و آمد با من عذر نمى‏خواست به مسجد پیامبر رفتم و به قبر پیامبر(ص) سلام دادم و فرداى آن روز دوباره به زیارت پیامبر رفتم و دو رکعت نماز خواندم و از خداوند خواستم قلب امام  صادق(ع) را به من مهربان گرداند و مرا از علوم آن حضرت روزى نماید تا به راه راست هدایت یابم. پس از زیارت پیامبر ناراحت به خانه‏ام بازگشتم و چون محبت امام به قلبم نشسته بود پیش مالک نرفتم و فقط براى نماز از خانه بیرون مى‏آمدم تا این که صبرم تمام شد و پس از نماز عصر به سمت خانه امام صادق(ع) رفتم و اجازه ورود خواستم خادم حضرت آمد و گفت چه مى‏خواهى گفتم جهت عرض سلام آمده‏ام. خادم گفت حضرت مشغول نماز است دم درب ایستادم چیزى نگذشته بود که خادم حضرت آمد و گفت داخل شود. داخل شدم و بر آن حضرت سلام کردم حضرت پاسخ دادند و فرمودند: بنشین خداوند ترا بیامرزد نشستم حضرت سر بزیر افکندند و پس از مدتى سر را بلند کردند و فرمودند کینه ات چیست گفتم ابوعبدالله حضرت فرمودند خداوند به تو توفیق دهد و کنیه‏ات را ثابت بدارد خواسته ات چیست اى ابوعبدالله؟ عنوان مى‏گوید با خودم گفتم اگر ثمره دیدار با امام فقط همین دعا باشد مرا کافى است گفتم من از خداوند خواستم قلب شما را به من مهربان گرداند و از علوم شما مرا روزى فرماید و امیدوارم که خواسته‏ام عملى شود. حضرت فرمودند: اى ابوعبدالله علم به خواندن و فراگرفتن نمى‏باشد بلکه نورى است که مى‏تابد در قلب هر کس که خداوند بخواهد او را هدایت نماید. پس اگر علم خواهى از خودت در مرحله اول عبودیت را بخواه و علم را به عمل کردن به آن طلب کن و از خداوند طلب فهم کن تا خداوند به تو بفماند. عنوان مى‏گوید به حضرت خطاب کردم اى شریف حضرت فرمودند: بگو اى ابوعبدالله [به کنیه مرا صدا کن‏] گفتم اى ابوعبدالله حقیقت عبودیت چیست حضرت فرمودند: سه چیز است.{ 1. این که بنده در آن چه خداوند به او داده براى خودش مالکیتى نبیند چون بندگان مالکیتى ندارند و مال را مال خداوند مى‏دانند و در هر جا او فرموده قرار مى‏دهند. 2. این که بنده براى خودش تدبیر و پیش بینى نکند. 3. تمامى اشتغال شخصى در اوامر و نواهى خداوند باشد.}

پس هر گاه بنده در آنچه خداوند به او داده براى خودش مالکیتى نبیند، انفاق در مواردى که خداوند امر به انفاق کرده راحت مى‏شود.

و هر گاه بنده تدبیر امورش را به مدبر حقیقى یعنى خداوند واگذار کند مشکلات و مصائب دنیا براى او آسان مى‏شود. و هر گاه بنده مشغول به انجام اوامر خداوند و ترک نهى‏هاى او شود وقتى براى مجادله و فخر کردن بر دیگران نمى‏یابد. پس هر گاه خداوند به بنده این سه چیز را کرامت فرماید دنیا، شیطان و خلق بر او آسان خواهد شد و دیگر دنیا را به جهت افزون‏طلبى و فخر فروشى نمى‏خواهد و آنچه را در نزد مردم است به جهت برترى بر دیگران نمى‏خواهد و ایامش را به بطالت نمى‏گذراند و این اول درجه تقوى است. خداوند مى‏فرماید تلک الدار الاخره بخعلها اللذین لایریدون علواً فى الارض و الافساداً و العاقبة للمتقین. (آرى این سراى آخرت را تنها براى کسانى قرار مى‏دهیم که اراده برترى جویى در زمین و فساد را ندارند و عاقبت نیک براى پرهیزکاران است. گفتم: اى ابوعبدالله مرا نصیحت نمایید: حضرت فرمود، توصیه مى‏کنم تو را به نه چیز که این نه چیز سفارش من است به کسانى که خواهان راه به سوى خداوند هستندو از خداوند مى‏خواهم که به تو توفیق عمل به این سفارشات را بدهد. سه تاى از این نه چیز در ریاضت نفس مى‏باشد و سه چیز در حلم و سه چیز در علم. این نه چیز را حفظ کن و آن را سبک مشمار. عنوان مى‏گوید: حواسم را کاملاً به حضرت جمع نمودن براى شنیدن آنچه حضرت مى‏فرماید: آنگاه حضرت فرمود{: اما آن سه چیز که در ریاضت نفس است. بر حذر باش از اینکه آنچه را میل و اشتها به آن ندارى بخورى چون موجب حماقت و نادانى مى‏شود و نخور مگر هنگام گرسنگى و هر گاه خوردى حلال بخور و نام خداوند را بر آن ببر و بیاد بیاور حدیث پیامبر(ص) که مى‏فرماید: پر نکرده است فرزند آدم ظرفى را بدتر از شکمش. پس اگر ناچار از خوردن هستى ثلث معده را غذا بخور و ثلث آن را براى نوشیدنى و ثلث آن را براى نفس کشیدن بگذار}

{و آن سه چیز که در حلم است. ١- هر گاه کسى به تو گفت اگر یک بگویى ده جوابت مى‏دهم، تو بگو: اگر ده بگویى یک جواب نمى‏دهد. ٢- و هر گاه کسى به تو دشنام داد به او بگو: اگر در آن‏چه مى‏گویى راست مى‏گویى از خداوند مى‏خواهم مرا ببخشد و اگر دروغ مى‏گویى از خداوند مى‏خواهم ترا ببخشد ٣- و هر گاه کسى تو را وعده به خیانت داده تو او را به خیرخواهى و مراعات وعده بده‏.} و آن سه چیز که در علم است. آنچه را نمى‏دانى از علما سؤال کن و بر حذر باش که به جهت امتحان و تجربه از آنان سوال کنى (یعنى آنچه را مى‏دانى به جهت امتحان که آیان او مى‏داند از او بپرسى) و بر حذر باش از این که به رأس خودت عمل کنى و تا راهى براى احتیاط وجود دارد احتیاط کن و از فتو دادن فرار کن به مانند فراز از شیر و گردن خودت را پل براى دیگران قرار مده. آنگاه امام صادق فرمود: برخیز ابوعبدالله که تو را نصیحت کردم و مزاحم اذکار من نشود چرا که من به خودم بدگمان هستم. و درود بر کسى که از هدایت پیروى کند. (بحار الانوار)