وبلاگ : قاسم - پوراسمعیل-(ماکو یی ) دبیر عربی وفلسفه ومنطق ومعارف ناحیه یک تبریز

علمی ،آموزشی ،دینی(دبیر دبیرستان نمونه دولتی امیرالمومنین (ع) منطقه ولیعصرودبیرستان غیر انتفاعی جام ناحیه چهار واقع در منطقه ائل گلی تبریز)

تفسیر آیه وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ از
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱
 

هوالفتاح العلیم

تفسیر آیه وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ از ترجمه تفسیر نمونه

در این دو آیه خداوند پرده از روى اراده و مشیت خود در مورد مستضعفان برداشته و پنج امر را در این زمینه بیان مى‏کند که با هم پیوند و ارتباط نزدیک دارند.

نخست اینکه ما مى‏خواهیم آنها را مشمول نعمتهاى خود کنیم (وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ ...).

دیگر اینکه ما مى‏خواهیم آنها را پیشوایان نمائیم (نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً).

سوم اینکه ما مى‏خواهیم آنها را وارثان حکومت جباران قرار دهیم (وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ).

چهارم اینکه ما حکومت قوى و پا بر جا به آنها مى‏دهیم (وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ).

و بالآخره پنجم اینکه آنچه را دشمنانشان از آن بیم داشتند و تمام نیروهاى خود را بر ضد آن بسیج کرده بودند به آنها نشان دهیم (وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ).

چنین است لطف عنایت پروردگار در مورد" مستضعفین"، اما آنها کیانند؟

و چه اوصافى دارند؟ در بحث نکات به خواست خدا از آن سخن خواهیم گفت.

" هامان" وزیر معروف فرعون بود و تا به آن حد در دستگاه او نفوذ داشت که در آیه بالا از لشکریان مصر تعبیر به لشکریان فرعون و هامان مى‏کند                         

نکته‏ها:

1- حکومت جهانى مستضعفان‏

گفتیم آیات فوق، هرگز سخن از یک برنامه موضعى و خصوصى مربوط به بنى اسرائیل نمى‏گوید، بلکه بیانگر یک قانون کلى است براى همه اعصار و قرون و همه اقوام و جمعیتها، مى‏گوید:" ما اراده داریم که بر مستضعفان منت بگذاریم و آنها را پیشوایان و وارثان حکومت روى زمین قرار دهیم".

این بشارتى است در زمینه پیروزى حق بر باطل و ایمان بر کفر.

این بشارتى است براى همه انسانهاى آزاده و خواهان حکومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و جور.

نمونه‏اى از تحقق این مشیت الهى، حکومت بنى اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود.

و نمونه کاملترش حکومت پیامبر اسلام ص و یارانش بعد از ظهور اسلام بود، حکومت پا برهنه‏ها و تهى‏دستان با ایمان و مظلومان پاکدل که پیوسته از سوى فراعنه زمان خود مورد تحقیر و استهزاء بودند، و تحت فشار و ظلم و ستم قرار داشتند.

سرانجام خدا به دست همین گروه دروازه قصرهاى کسراها و قیصرها را گشود و آنها را از تخت قدرت بزیر آورد و بینى مستکبران را به خاک مالید.

و نمونه" گسترده‏تر" آن ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمین بوسیله" مهدى" (ارواحنا له الفداء) است.

این آیات از جمله آیاتى است که به روشنى بشارت ظهور چنین حکومتى را مى‏دهد، لذا در روایات اسلامى مى‏خوانیم که ائمه اهل بیت ع در تفسیر این آیه اشاره به این ظهور بزرگ کرده‏اند.                       

 در نهج البلاغه از على ع چنین آمده است: لتعطفن الدنیا علینا بعد شماسها عظف الضروس على ولدها و تلى عقیب ذلک و نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ ...:

" دنیا پس از چموشى و سرکشى- همچون شترى که از دادن شیر به دوشنده‏اش خوددارى مى‏کند و براى بچه‏اش نگه مى‏دارد- به ما روى مى‏آورد ... سپس آیه" وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ" را تلاوت فرمود"

و در حدیث دیگرى از همان امام بزرگوار ع مى‏خوانیم که در تفسیر آیه فوق فرمود:

هم آل محمد (ص) یبعث اللَّه مهدیهم بعد جهدهم، فیعزهم و یذل عدوهم:

" این گروه آل محمد ص هستند، خداوند مهدى آنها را بعد از زحمت و فشارى که بر آنان وارد مى‏شود برمى‏انگیزد و به آنها عزت مى‏دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار مى‏کند"

و در حدیثى از امام زین العابدین على بن الحسین ع مى‏خوانیم:

و الذى بعث محمدا بالحق بشیرا و نذیرا، ان الأبرار منا اهل البیت و شیعتهم بمنزلة موسى و شیعته، و ان عدونا و اشیاعهم بمنزلة فرعون و اشیاعه:

" سوگند به کسى که محمد ص را به حق بشارت دهنده و بیم دهنده قرار داد که نیکان از ما اهل البیت و پیروان آنها بمنزله موسى و پیروان او هستند، و دشمنان ما و پیروان آنها بمنزله فرعون و پیروان او مى‏باشند" (سرانجام ما پیروز مى‏شویم و آنها نابود مى‏شوند و حکومت حق و عدالت از آن ما خواهد بود)

البته حکومت جهانى مهدى ع در آخر کار هرگز مانع از حکومتهاى اسلامى در مقیاسهاى محدودتر پیش از آن از طرف مستضعفان بر ضد مستکبران نخواهد بود، و هر زمان شرائط آن را فراهم سازند وعده حتمى و مشیت الهى درباره آنها تحقق خواهد یافت و این پیروزى نصیبشان مى‏شود.

2-" مستضعفان" و" مستکبران" کیانند؟

مى‏دانیم واژه" مستضعف" از ماده" ضعف" است، اما چون به باب استفعال برده شده به معنى کسى است که او را به ضعف کشانده‏اند و در بند و زنجیر کرده‏اند.

به تعبیر دیگر" مستضعف" کسى نیست که ضعیف و ناتوان و فاقد قدرت و نیرو باشد، مستضعف کسى است که نیروهاى بالفعل و بالقوة دارد، اما از ناحیه ظالمان و جباران سخت در فشار قرار گرفته، ولى با این حال در برابر بند و زنجیر که بر دست و پاى او نهاده‏اند ساکت و تسلیم نیست، پیوسته تلاش مى‏کند، تا زنجیرها را بشکند و آزاد شود، دست جباران و ستمگران را کوتاه سازد و آئین حق و عدالت را برپا کند.

خداوند به چنین گروهى وعده یارى و حکومت در زمین داده است، نه افراد بى‏دست و پا و جبان و ترسو که حتى حاضر نیستند فریادى بکشند، تا چه رسد به اینکه پا در میدان مبارزه بگذارند و قربانى دهند.

بنى اسرائیل نیز آن روز توانستند وارث حکومت فرعونیان شوند که گرد رهبر خود موسى ع را گرفتند، نیروهاى خود را بسیج کردند و همه صف واحدى را تشکیل دادند، بقایاى ایمانى که از جدشان ابراهیم به ارث برده بودند با دعوت موسى ع تکمیل و خرافات را از فکر خود زدودند و آماده قیام شدند.

البته" مستضعف" انواع و اقسامى دارد مستضعف" فکرى" و" فرهنگى" مستضعف" اقتصادى" مستضعف" اخلاقى" و مستضعف" سیاسى" و آنچه بیشتر قرآن روى آن تکیه کرده است مستضعفین سیاسى و اخلاقى است.

بدون شک جباران مستکبر براى تحکیم پایه‏هاى سیاست جابرانه خود قبل از هر چیز سعى مى‏کنند قربانیان خود را به استضعاف فکرى و فرهنگى بکشانند           

 سپس به استضعاف اقتصادى، تا قدرت و توانى براى آنها باقى نماند، تا فکر قیام و گرفتن زمام حکومت را در دست و در مغز خود نپرورانند.

در قرآن مجید در پنج مورد سخن از" مستضعفین" به میان آمده که عموما سخن از مؤمنانى مى‏گوید که تحت فشار جباران قرار داشتند.

در یک جا مؤمنان را دعوت به مبارزه و جهاد در راه خدا و مستضعفین با ایمان کرده مى‏گوید:" چرا در راه خدا، و در راه مردان و زنان و کودکانى که تضعیف شده‏اند پیکار نمى‏کنید؟ همان افراد ستمدیده‏اى که مى‏گویند: خدایا! ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند بیرون بر، و براى ما از طرف خودت سرپرستى قرار ده، و براى ما از سوى خودت یاورى تعیین فرما" (نساء- 75).

تنها در یک مورد سخن از کسانى به میان مى‏آورد که ظالمند و همکارى با کافران دارند و ادعاى مستضعف بودن مى‏کنند و قرآن ادعاى آنها را نفى کرده، مى‏گوید:" شما مى‏توانستید با هجرت کردن از منطقه کفر و فساد از چنگال آنها رهایى یابید، اما چون چنین نکردید جایگاه شما دوزخ است" (مضمون آیه 97- نساء).

ولى به هر حال قرآن همه جا به حمایت از مستضعفان برخاسته و از آنها به نیکى یاد کرده است و آنها را مؤمنان تحت فشار مى‏شمارد، مؤمنانى مجاهد و تلاش‏گر که مشمول لطف خدا هستند.

3- روش عمومى مستکبران تاریخ‏

نه تنها فرعون بود که براى اسارت بنى اسرائیل مردان آنها را مى‏کشت، و زنانشان را براى خدمتکارى زنده نگه مى‏داشت، که در طول تاریخ همه جباران چنین بودند و با هر وسیله نیروهاى فعال را از کار مى‏انداختند.

آنجا که نمى‏توانستند مردان را بکشند مردانگى را مى‏کشتند، و با وسائل فساد، مواد مخدر، توسعه فحشاء و بى‏بندبارى جنسى، گسترش شراب و قمار، و انواع سرگرمیهاى ناسالم، روح شهامت و سلحشورى و ایمان را در آنها خفه مى‏کردند، تا بتوانند با خیالى آسوده به حکومت خودکامه خویش ادامه دهند.

اما پیامبران الهى مخصوصا پیامبر اسلام ص سعى داشتند نیروهاى خفته جوانان را بیدار و آزاد سازند، و حتى به زنان درس مردانگى بیاموزند، و آنها را در صف مردان، در برابر مستکبران قرار دهند.

شواهد این دو برنامه در تاریخ گذشته و امروز در همه کشورهاى اسلامى به خوبى نمایان است که نیازى به ذکر آن نمى‏بینیم.