وبلاگ : قاسم - پوراسمعیل-(ماکو یی ) دبیر عربی وفلسفه ومنطق ومعارف ناحیه یک تبریز

علمی ،آموزشی ،دینی(دبیر دبیرستان نمونه دولتی امیرالمومنین (ع) منطقه ولیعصرودبیرستان غیر انتفاعی جام ناحیه چهار واقع در منطقه ائل گلی تبریز)

تفسیر آیه وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ از
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩۱
 

هوالفتاح العلیم

تفسیر آیه وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ از ترجمه تفسیر المیزان

" وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ ... ما کانُوا یَحْذَرُونَ" کلمه" من"- به طورى که از کلام راغب استفاده مى‏شود- در اصل به معناى ثقل و سنگینى بوده، و از همین جهت واحد وزن را هم در سابق" من" مى‏گفتند، و منت به معناى نعمت سنگین است، و فلانى بر فلانى منت نهاد معنایش این است که: او را از نعمت، گرانبار کرد، و نیز همو گفته: و این کلمه به دو نحو استعمال مى‏شود، یکى منت عملى مانند آیه" وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا" یعنى مى‏خواهیم به آنان که در زندگى ضعیف شمرده شدند نعمتى بدهیم که از سنگینى آن گرانبار شوند، و دوم منت زبانى، مانند آیه" یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا- بر تو منت مى‏نهند که مسلمان شده‏اند" و این از جمله کارهاى زشت است، مگر در صورت کفران نعمت،

و تمکین ضعفا در زمین به این است که مکانى و جایى به ایشان دهد که مالک آنجا شوند، و در آن استقرار یابند، و از خلیل نقل شده که گفته: کلمه" مکان" صیغه مفعل از ماده" کون" است، که به خاطر اینکه بسیار در زبانها جارى مى‏شود، آن را مصدرى بر وزن" فعال" گرفته، و فعل" تمکن و تمسکن" را از آن مشتق نموده‏اند، هم چنان که از کلمه" منزل" با اینکه مصدر نیست، فعل" تمنزل" را مشتق نموده‏اند «1».

مناسب‏تر آن است که: جمله" وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ ..." را حال از کلمه" طائفة" گرفته و تقدیر کلام را" یستضعف طائفة منهم و نحن نرید ان نمن- فرعون طایفه‏اى از اهل زمین را ضعیف شمرد در حالى که ما بر همانها که ضعیف شمرده شدند منت مى‏نهیم ..." بدانیم بعضى «2» دیگر از مفسرین گفته‏اند: جمله مورد بحث عطف است بر جمله" إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ". و لیکن قول اول ظاهرتر از آیه است. و کلمه" نرید" چه به احتمال اول و چه دوم حکایت حال گذشته است، یعنى با اینکه مضارع است و معناى" مى‏خواهیم" را مى‏دهد، و لیکن چون در حکایت حال گذشته استعمال شده معناى" خواستیم" را افاده مى‏کند.

و جمله" وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً" عطف تفسیر است براى" نمن" و همچنین جملات دیگرى که بعد از آن پى در پى آمده، همه منت مذکور را تفسیر مى‏کنند.

و معنایش این است که: جوى که ما موسى (ع) را در آن پروریدیم جو علو فرعون در زمین و تفرقه افکنى وى در میان مردم و استضعاف بنى اسرائیل بود، استضعافى که به کلى نابودشان مى‏کرد، در حالى که ما خواستیم بر همان ضعیف شدگان از هر جهت، نعمتى ارزانى بداریم که از سنگینى آن گرانبار شوند، به این که خواستیم آنان را پیشوا کنیم، تا دیگران به ایشان اقتدا کنند و در نتیجه پیشرو دیگران باشند، در حالى که سالها تابع دیگران بودند، و نیز خواستیم آنان را وارث دیگران در زمین کنیم، بعد از آنکه زمین در دست دیگران بود، و خواستیم تا در زمین مکنتشان دهیم، به اینکه قسمتى از زمین را ملک آنان کنیم، تا در آن استقرار یابند، و مالک آن باشند، بعد از آنکه در زمین هیچ جایى نداشتند، جز همان جایى که فرعون مى‏خواست آنان را در آنجا مستقر کند و خواستیم تا به فرعون پادشاه مصر و هامان وزیرش و لشکریان آن دو از همین مستضعفین، آن سرنوشت را نشان دهیم که از آن بیمناک بودند، و آن این بود که روزى بنى اسرائیل بر ایشان چیره شوند، و ملک و سلطنت و مال و ثروت و رسم و سنت آنان را از دستشان بگیرند،

" اراده و مشیت ما بر این قرار گرفته است که بر مستضعفین در زمین منت نهیم و آنها را مشمول مواهب خود نمائیم" (وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ).

" آنها را پیشوایان و وارثین روى زمین قرار دهیم" (وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ).

" آنها را نیرومند و قوى و صاحب قدرت، و حکومتشان را مستقر و پا بر جا سازیم" (وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ).

" و به فرعون و هامان و لشکریان آنها آنچه را از سوى این مستضعفین بیم داشتند نشان دهیم"! (وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ).

چقدر این دو آیه گویا و امیدبخش است؟ چرا که به صورت یک قانون کلى و در شکل فعل مضارع و مستمر بیان شده است، تا تصور نشود اختصاص به مستضعفان بنى اسرائیل و حکومت فرعونیان داشته، مى‏گوید: ما مى‏خواهیم چنین کنیم ...

یعنى فرعون مى‏خواست بنى اسرائیل را تار و مار کند و قدرت و شوکتشان را درهم بشکند، اما ما مى‏خواستیم آنها قوى و پیروز شوند.

او مى‏خواست حکومت تا ابد در دست مستکبران باشد اما ما اراده کرده بودیم که حکومت را به مستضعفان بسپاریم! و سرانجام چنین شد.

ضمنا تعبیر به" منت" چنان که قبلا هم گفته‏ایم به معنى بخشیدن مواهب و نعمتها است، و این با منت زبانى که بازگو کردن نعمت به قصد تحقیر طرف است و مسلما کار مذمومى است، فرق بسیار دارد.