وبلاگ : قاسم - پوراسمعیل-(ماکو یی ) دبیر عربی وفلسفه ومنطق ومعارف ناحیه یک تبریز

علمی ،آموزشی ،دینی(دبیر دبیرستان نمونه دولتی امیرالمومنین (ع) منطقه ولیعصرودبیرستان غیر انتفاعی جام ناحیه چهار واقع در منطقه ائل گلی تبریز)

داستانى از شدت خشونت و برخورد منصور، با امام صادق علیه السلام
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱
 

سیّد بن طاووس از کتاب عتیق به سند خود از محمد بن ربیع حاجب (دربان) نقل مى‏کند: روزى منصور در قصر خود، «قبّة الخضراء» نشسته بود، که به آن کاخ، کاخ سرخ مى‏گفتند، و این جریان، قبل از کشتن محمد و ابراهیم (نوادگان امام حسن علیه السّلام) بود.

منصور داراى روز مخصوصى بود که در آن روز مى‏نشست، و آن را روز کشتار مى‏نامید، قبل از آن، امام صادق علیه السّلام را از مدینه احضار کرده بود [و آن حضرت، در عراق به سر مى‏برد].

منصور آن روز را تا شب، و شب را تا آخرهاى شب در کاخ به سر مى‏برد، آنگاه پدرم «ربیع» را طلبید و به او گفت:

«اى ربیع! تو خود مى‏دانى که در نزد من داراى چه مقام ارجمندى هستى، و به قدرى تو را رازدار و محرم اسرار خود مى‏دانم که گاهى تو را به آن اسرار آگاه مى‏کنم، ولى از بانوان حرم پنهان مى‏دارم!!».

ربیع گفت: «این موقعیّت من، از فضل خدا و مرحمت امیر مؤمنان است، ولى بالآخره دوستى و خصوصى بودن هم پایانى دارد، منصور گفت: آرى، چنین است، همین ساعت، نزد جعفر بن محمّد (امام صادق «ع») بر و او را در هر حال که دیدى، به اینجا بیاور، مواظب باش که او در وضع خود تغییرى ندهد».

گفتم: انّا للّه، این احضار، سوگند به خدا نشانه مرگ و هلاکت است، من اگر امام را بیاورم، آن چهره‏اى که من از منصور دیدم، او را خواهد کشت، و آخرتم بر باد خواهد رفت‏ و اگر او را نیاورم و در اجراى فرمان منصور سهل انگارى کنم؛ من و فرزندانم را مى‏کشد و اموالم را غارت مى‏کند، در دوراهى اختیار دنیا یا

آخرت قرار گرفتم، دلم به دنیا مایل شد. محمّد بن ربیع مى‏گوید: پدرم مرا طلبید، من در میان فرزندان او، از همه بى‏رحمتر و خشن‏تر بودم، به من گفت: «به خانه جعفر بن محمّد الصّادق علیه السّلام برو و از بالاى بام به خانه او وارد شو، منتظر گشودن در نباش، تا در این فرصت، او وضع خانه خود را تغییر دهد، بلکه از پشت بام سر زده به خانه او وارد شو، و در همان حال او را بیاور».

محمّد بن ربیع مى‏گوید: به خانه آن حضرت رفتم، شب از نیمه گذشته بود، دستور دادم نردبانها گذاردند، و از دیوار بالا رفتم، به خانه نگاه کردم، دیدم: آن حضرت پیراهنى پوشیده و لباسى به دوش افکنده و نماز مى‏خواند، وقتى که نمازش به پایان رسید، گفتم دعوت امیر مؤمنان [منصور دوانیقى‏] را هم اکنون اجابت کن، فرمود: «بگذار دعا بخوانم و لباسم را بپوشم».

گفتم: هیچ‏گونه اجازه ندارى، وضع خود را تغییر دهى!فرمود: بگذار خود را شستشو دهم.

گفتم: اجازه ندارم، و خود را مشغول نکن، من نمى‏گذارم وضع خود را تغییر دهى، به این ترتیب با سر و پاى برهنه، او را با همان پیراهن و لباس، بیرون آوردم، سنّ او از هفتاد تجاوز کرده بود «1».

وقتى که مقدارى از راه را پیمود، خسته شد، دلم به حالش سوخت، گفتم: بر استرى اجاره شده که همراه ما بود، سوار شد، به راه خود ادامه دادیم تا نزد پدرم ربیع آمدیم، در آن وقت شنیدم منصور به ربیع مى‏گوید: «واى بر تو اى ربیع!» این مرد دیر کرد»، و مکرّر ربیع را به آوردن امام، تحریص مى‏کرد، همین که چشم ربیع به امام افتاد و او را به آن حال دید، گریه کرده، زیرا ربیع، شیعه بود.

امام صادق علیه السّلام فرمود: «اى ربیع! مى‏دانم که به ما تمایل دارى (از شیعیان ما هستى)، بگذارد دو رکعت نماز بخوانم و دعا کنم.ربیع گفت: «آنچه مى‏خواهى بخوان».آن حضرت، دو رکعت به طور اختصار نماز خواند، سپس مشغول دعا شد که کلمات دعا را نمى‏فهمیدم، ولى دعاى طولانى بود، در تمام این وقت، منصور، به ربیع مى‏گفت: زودتر، زودتر!

هنگامى که امام، دعاى طولانى خود را به پایان رسانید، ربیع بازوان امام را گرفت و آن حضرت را نزد منصور روانه کرد، هنگامى که امام به صحن ایوان رسید، لبهایش را به چیزى حرکت مى‏داد، ولى نمى‏فهمیدم که چه مى‏گوید، سپس آن حضرت را نزد منصور بردم، همین که چشم منصور به چهره امام افتاد، گفت: «اى جعفر! تو دست از حسادت و سرکشى و تباهى نسبت به بنى عبّاس برنمى‏دارى، ولى خداوند هم تو را در برابر این کارهایت چیزى، جز شدّت حسد و سختى بر تو نمى‏افزاید، و تو با این کارها به مقصود خود نخواهى رسید».

امام صادق علیه السّلام در پاسخ فرمود: «سوگند به خدا، اى رئیس مؤمنان، هیچ‏کدام از این کارها را نکرده‏ام، در عصر خلافت بنى امیّه که مى‏دانى آنها از همه بیشتر دشمن ما و شما بودند، و هیچ‏گونه حقّ رهبرى نداشتند، در عین حال سوگند به خدا من پرچم مخالفت بر ضدّ آنها برنیفراشتم، و آنها نسبت به من، چیزى از کسى نشنیدند، با آن همه ستم‏هائى که به من نمودند، اکنون چگونه بر ضدّ شما قد علم کنم، با اینکه تو پسر عمویم هستى، و در خویشاوندى از همه مردم به من نزدیکتر مى‏باشى، و عطا و نیکى تو، از همه، به من بیشتر است» «1».

منصور، ساعتى سر به زیر انداخت، در آن وقت، روى نمد نشسته بود و در جانب چپ بر بالشى تکیه نموده بود، و شمشیرى در زیر مسندش بود، که هرگاه‏ در کاخ مى‏نشست، از آن شمشیر دور نمى‏شد، آنگاه به امام گفت: «نادرست گفتى و به راه انحراف رفتى»، سپس گوشه مسندش را بلند کرد، و بسته‏اى کاغذ بیرون آورد و آن را نزد امام افکند، و گفت: «این‏ها نامه‏هاى تو است که براى مردم خراسان فرستاده‏اى و آنها را به بیعت‏شکنى از من دعوت نموده‏اى، و به بیعت با خودت فرا خوانده‏اى».

امام صادق علیه السّلام فرمود: «سوگند به خدا، اى رئیس مؤمنان، این کارها را من نکرده‏ام، و چنین نخواسته‏ام و روش من چنین نبوده است، بلکه من در هر حال به اطاعت تو اعتقاد دارم، و سنّ و سال من هم به مرحله‏اى رسید که اگر خواسته باشم کارى کنم، ضعف پیرى، مرا از آن بازمى‏دارد، مرا در یکى از زندانهاى خود تحت نظر بگیر تا مرگ من فرا رسد، زیرا مرگ به من نزدیک شده است».

منصور گفت: نه، هرگز چنین نمى‏کنم، سپس دست برد و آن شمشیر را به اندازه یک وجب از غلاف بیرون کشید و دست بر قبضه شمشیر انداخت.

ربیع مى‏گوید: گفتم: انّا للّه، سوگند به خدا کار امام تمام شد. سپس منصور، شمشیر را در غلاف کرد و گفت: «اى جعفر! آیا با این موى سفید و آن نسبى که دارى حیا نمى‏کنى که سخن نادرست مى‏گوئى و موجب اختلاف بین مسلمانان مى‏شود، مى‏خواهى خون مردم را بریزى، و فتنه و آشوب در بین ملّت و سران مملکت، پدید آورى».

امام صادق علیه السّلام فرمود: «سوگند به خدا، اى رئیس مؤمنان، چنین نیست، و این نامه‏ها از من نیست، و خطّ و مهر آنها از آن من نمى‏باشد». منصور [که چون میر غضبى خشن و قلدر شده بود] دست به سوى شمشیرش برد، آن را به اندازه یک ذراع [مقدار سر انگشت‏ها تا آرنج‏] از غلاف بیرون کشید.

ربیع مى‏گوید: با خود گفتم: انّا للّه کار امام تمام شد، و با خود گفتم اگر منصور به من مأموریت دهد، مخالفت خواهم کرد، چرا که مى‏پنداشتم او شمشیرش را به من بدهد و فرمان دهد که امام را به قتل برسانم. با خود گفتم: اگر منصور چنین کند، خودش را خواهم کشت، گرچه موجب کشته شدن خودم و فرزندانم شود، از خیالى که در آغاز کار نمودم، توبه کردم، باز دیدم منصور، با کمال خشونت، امام را سرزنش مى‏کند، و آن حضرت، عذرخواهى مى‏نماید.

در این هنگام دیدم، منصور، شمشیرش را به قدرى از میان غلاف بیرون کشید که اندکى از آن در غلاف باقى ماند، من گفتم: انّا للّه، امام از دست رفت، در این هنگام منصور، شمشیر را در میان غلاف نهاد، و ساعتى سر به زیر افکند، سپس سرش را بلند کرده و گفت: اى ربیع به گمانم راست مى‏گوئى، آن صندوقچه را که در فلان جا است بیاور، صندوقچه را آوردم، منصور گفت: دستت را در آن فرو بر، و بر محاسن او (امام) بگذار، آن صندوقچه، پر از عطر قیمتى بود، از آن عطر بر محاسن امام علیه السّلام نهادم، محاسن آقا که سفید بود، بر اثر آن عطر که سیاه رنگ بود، سیاه شد.

سپس منصور گفت: «امام علیه السّلام را بر بهترین و چالاکترین اسبهاى من سوار کن، و ده هزار درهم به او بده، و او را با کمال احترام، تا خانه‏اش بدرقه کن، وقتى که به خانه‏اش رسید، او را مخیّر ساز که اگر خواست در نزد ما با کمال احترام بماند، و یا به مدینه جدّش رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بازگردد»، ما که بسیار خوش‏حال بودیم، به سلامتى از نزد منصور، بیرون آمدیم، در حالى که از کار و تصمیم منصور در شگفت بودیم

الأنوار البهیة


 
 
نمونه سوال آزمون اصول اعتقادی اسلام ضمن خدمت فرهنگیان از کتاب اصول عقاید قرائتی
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
 

به اطلاع فرهنگیان عزیز می رساند برابر بخشنامه کلیه فرهنگیان می توانند به سایت quran shcool مدرسه قرآن مراجعه وپس از ثبت نام با مطالعه کتاب اصول عقاید آقای قرائتی در آزمون مجازی 16 ساعته شرکت نمایند نمونه ای  از سوالات را جهت آشنایی همکاران در وبلاگ قرار می دهیم (سوالات تقریبا مشابه است)

این آیه «کَمَا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ» به کدام موضوع در اصل معاد اشاره می کند؟

مرگ و بریدن از دنیا

آفرینش و زندگی

زنده کردن بعد ازمرگ

دلایل نیاز به انبیاء کدامند؟

هدفدار بودن هستی – حرکت هستی- جهل انسان- نیاز به راهنما داشتن

هدفدار بودن هستی – حرکت هستی- جهل انسان- لطف خداوند

لطف خداوند- جهل انسان – هدفدار بودن هستی- ناتوانی انسان

در حدیث «إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِیَاءِ کَرَامَة» نقش سختی ها برای مؤمنان چیست؟

وسیله رشد و کامل شدن

وسیله رشد و عبادت

وسیله آزمایش ورشد

آیه «فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ» اشاره به معجزه کدام پیامبر دارد؟

حضرت صالح (ع)

حضرت داود(ع)

حضرت سلیمان(ع)

با توجه به آیه «وَلَوْ أَشْرَکُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ» اثر شرک بر عمل انسان چیست؟

ثواب کمتری به حساب می آید

نابودی و محو اعمال

کم رنگ شدن اجرعمل

منابع شناخت در جهان بینی کدامند ؟

طبیعت – تاریخ – هستی

طبیعت – انسان – کتب الهی

طبیعت – تاریخ – انسان

ریشه های ایمان به خدا کدامند؟

عقل و فطرت آدمی

باور و بصیرت

یقین و باور

بر اساس فرمایش امام باقر (ع) بنای اسلام به چه محورهایی استوار است؟

نماز- زکات- حج- روزه- تولی و تبری

نماز- زکات- حج- روزه- خمس

نماز- زکات- حج- روزه- ولایت

هدایت در آیه «إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَىٰ» کدام دلیل نیاز به انبیاء را نشان می دهد؟

هدفدار بودن هستی

لطف خداوند

جهل انسان

تفاوت ها در زندگی اجتماعی و نیازهای انسان چه دستاوردی دارد؟

نیاز آفرین است و جامعه ساز

نیاز آفرین است و انسان ساز

نیاز آفرین است و تأمین زندگی

کدام آیه به حکمت خدا در خلقت انسان اشاره می کند؟

«خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً»

« أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثا»

«کَتَبَ عَلى‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ»

سه شرط اثبات معاد کدامند؟

امکان- دلایل وقوع- نیاز بشر

دلایل وقوع- نبود مانع- نیاز بشر

امکان- دلائل وقوع- نبود مانع

صفات عالم بودن، زنده بودن و قادر بودن جزء کدام صفت خداست؟

صفت فعلی

صفت ذاتی

صفت سلبیه

کدام آیه هدف از آفرینش را حرکت به سوی خدا و جهت خدایی دادن به کارها، بیان کرده است؟

«فَتَبَارَکَ اللَّـهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ»

«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»

«خَلَقَلَکُم مَّا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا»

قرآن راه رسیدن به یقین را چگونه معرفی می کند؟ آیه را مشخص کنید.

« وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّىٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ»

«وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهَْوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى»‏

«وَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ»

در حدیث «اللَّهَ اللَّهَ فِی الْقُرْآنِ فَلَا یَسْبِقَنَّکُمْ إِلَى الْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُم»حضرت علی، مسلمانان را به چه موضوعی هشدارمی دهند؟

پیشی گرفتن دیگر انسانهای غیر مسلمان در خواندن و حفظ قرآن

پیشی گرفتن دیگران در عمل به قرآن

پیشی گرفتن غیر مسلمان در اداره دنیا با کمک از قرآن

امام رضا (ع) با بیان این حدیث «أَشْفَقَ عَلَیْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ» به کدام صفت از صفات امامت اشاره دارند؟

عطوفت و سیاست

زهد و سادگی

حق گرایی و حق مداری

دو قلعه مستحکم الهی که در حدیث سلسه الذهب امام رضا(ع) وحدیث پیامبر اکرم (ص) درمورد حضرت علی (ع) به آن اشاره شده است کدامند؟

توحید و نبوت

توحید و ولایت

توحید و معاد

حضرت علی (ع) در این جمله «وَ لَا ضَلَلْتُ وَ لَا ضُلَّ بِی» کدام ویژگی امامت جامعه را بیان می کنند؟

عطوفت و سیاست

حق گرایی و حق مداری

بی تکلفی

امتیاز مهم انبیاء کدامند؟

معجزه- وحی- علم غیب- عصمت

معجزه- وحی- عصمت- بصیرت

معجزه- عصمت- علم غیب- بصیرت

سرچشمه عصمت و پشتوانه تمام کمالات معنوی چیست ؟

بصیرت

علم

یقین

قرآن در آیه «تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ» به کدام ویژگی مسلمان مخصوصاً رهبران جامعه اشاره می کند؟

ایجاد ترس در دل دشمنان خدا

آمادگی برای دفاع

مدیریت در مبارزه

کدام صفات امام و رهبر جامعه در این حدیث «وَ لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاقِعِ الْحَق» آمده است؟

بصیرت- پایداری- مدارا

بصیرت- پایداری- علم و دانش

بصیرت- علم ودانش- مدارا

آیه «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا» به چه موضوعی در جهان بینی الهی اشاره می کند ؟

ولایت خدا

ایمان و باور

اعتقاد و یقین

آیه «یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ ...» از لسان کدام پیامبر به فرزندش نقل شده است ؟

حضرت ابراهیم

حضرت لقمان

حضرت یوسف

نعمت بزرگ الهی و حجت باطنی انسان چیست؟

شناخت و بصیرت

اراده و عمل

عقل

خداوند کدام سه ویژگی را در اختیار اولیای خود قرار داده است ؟

معجزه – قرآن – علم غیب

معجزه – دعای مستجاب – قرآن

معجزه – علم غیب - دعای مستجاب

امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات، برخورداری از چه نعمتی است؟

عقل و اراده

معرفت و شناخت

روح و جان

پیام آیه «أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقاً لَّا یَسْتَوُونَ» در بحث معاد، کدام موضوع است؟

عدل خدا

قدرت خدا

اراده خدا

آیه ای که قرآن از زبان پیامبر در روز رستاخیز درمورد رها کردن قرآن از سوی مسلمانان عنوان کرده کدام است؟

« إِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الْفِتَنُ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرْآن‏»

« اللَّهَ اللَّهَ فِی الْقُرْآنِ فَلَا یَسْبِقَنَّکُمْ إِلَى الْعَمَلِ بِهِ غَیْرُکُم»

« یا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً»

خداوند در این آیه «فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّـهِفَأَذَاقَهَا اللَّـهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ» مردمی که کفران نعمت ورزیدند را به چه بلاهایی مبتلا کرد؟

بیماری و ترس

ترس و گرسنگی

گرسنگی و بیماری

کدام آیه نشان از انسجام هستی را بیان می کند؟

«ذَٰلِکُمُ اللَّـهُ رَبُّکُمْ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ »

«لَوْکَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّـهُ لَفَسَدَتَا»

«أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ»

جهل ، ترس ، نیاز و کمبود. ریشه و سر چشمه کدام عامل است ؟

بت پرستی

ظلم

مادّیگری

خداوند در آیه «وَابْتَغُوالَیْهِ الْوَسِیلَةَ» به کدام موضوع در زندگی به سوی خودش اشاره می کند؟

توسل

دعا و راز و نیاز

عبادت

ایمان به عدالت خداوند چه اثراتی در سازندگی انسان دارد؟

کنترل در برابر گناهان- خوش بینی و دوری از یأس و ناامیدی- موفقیت در کارها

کنترل در برابر گناهان- خوش بینی و دوری از یأس و ناامیدی- استقرار عدالت در زندگی فردی و اجتماعی

کنترل در برابر گناهان- خوش بینی و دوری از یأس و ناامیدی- ایجاد امیدواری در زندگی

قرآن سختی ها را برای چه اموری در خصوص قلب، لازم دیده است؟

انابه و توبه

رشد و بصیرت

تضرع و زنگ زدایی

جمله (انسان در گرو عمل خویش است) ترجمه کدام آیه می‌باشد ؟

کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ

قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ

کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ

سوره «قُلْ هُوَ اللَّـهُ أَحَدٌ ،اللَّـهُ الصَّمَدُ ،لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ،وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ» نشانگر کدام توحید است ؟

توحید عبادی

توحید صفاتی

توحید افعالی

کدام گزینه ، در خصوص نقش امامت جمله را کامل می کند(امام طرح ذهنی اسلام را به ---------،تصور رابه--------- وخیال را به حقیقت تبدیل می کند)؟

حقیقت خارجی- بصیرت

حقیقت واقعی- بصیرت

حقیقت خارجی- واقعیت

مکتب های مادی، آینده جهان و انسان را چگونه می بینند؟

بن بست – تاریک

فانی و نیستی

هر دو مورد



 


 
 
حدیثی در مورد توجه وحضور قلب در نماز
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩۱
 

حدیثی در مورد توجه وحضور قلب در نماز

فیما نسبه إلى الإمامِ الصّادقِ علیه السلام ـ : إذا استَقبَلتَ القِبلَةَ فانسَ الدُّنیا و ما فیها، و الخَلقَ و ما هُم فیهِ، و استَفرِغْ قَلبَکَ عن کُلِّ شاغِلٍ یَشغَلُکَ عنِ اللّه ِ، و عایِن بِسِرِّکَ عَظَمَةَ اللّه ِ، و اذکُرْ وُقوفَکَ بینَ یَدَیهِ یَومَ تَبلُو کُلُّ نَفسٍ ما أسلَفَتْ و رُدُّوا إلى اللّه ِ مَولاهُمُ الحَقِّ، وَ قِفْ على قَدَمِ الخَوفِ و الرَّجاءِ .فإذا کَبَّرتَ فاستَصغِرْ ما بینَ السَّماواتِ العُلى و الثَّرى دُونَ کِبرِیائهِ؛ فإنَّ اللّه َ تعالى إذا اطَّلَعَ على قَلبِ العَبدِ و هُو یُکَبِّرُ و فی قَلبِهِ عارِضٌ عَن حَقیقَةِ تَکبیرِهِ قالَ : یا کاذِبُ ، أ تَخدَعُنی ؟! و عِزَّتی و جَلالی لأَحرِمَنَّکَ حَلاوَةَ ذِکرِی، و لأَحجُبَنَّکَ عن قُربی و المَسارَّةِ بِمُناجاتِی . و اعلَمْ أنّه غیرُ مُحتاجٍ إلى خِدمَتِکَ، و هُو غَنِیٌّ عن عِبادَتِکَ و دُعائکَ، و إنّما دَعاکَ بِفَضلِهِ لِیَرحَمَکَ و یُبَعِّدَکَ مِن عُقُوبَتِهِ .

در آنچه که به امام صادق علیه السلام نسبت داده است ـ : هرگاه رو به قبله ایستادى، دنیا و هرچه را در آن است و مردم و احوال و اوضاع آنها را یکسره فراموش کن و دلت را از هر آنچه تو را از خدا باز مى دارد ، فارغ گردان و با چشم دل، عظمت خداى را ببین و آن روزى را به یاد آر که هر کسى کرده خود را مى یابد و همگان به سوى خداوند، که مولاى حقیقى آنهاست، برگردانده مى شوند، و بر پاى ترس و امید در پیشگاه خدا به ایست .
چون تکبیر گفتى، هر آنچه را میان آسمانهاى بالا و زمین است در برابر کبریاى او ناچیز شمار ؛ زیرا که هرگاه بنده تکبیر بگوید و خداوند متعال به قلبش بنگرد و حقیقت تکبیر را در آن نبیند، فرماید : اى دروغگو! مرا مى فریبى؟ به عزّت و جلالم سوگند که تو را از شیرینى یاد خود محروم گردانم و نگذارم که به من نزدیک شوى و با من راز و نیاز کنى . بدان که خداوند به خدمت تو محتاج نیست و از عبادت و دعاى تو بى نیاز است، بلکه تو را به فضل و رحمت خویش فراخوانده ، تا بر تو رحمت آورد و از کیفر خویش بدور دارد .

 (مصباح الشریعة : ٩١)

 

 


 
 
اهمیت امر به معروف در روایات
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۱
 

إنَّ أوَّلَ ما دَخَلَ النَّقصُ عَلى بَنی إسرائیلَ أنَّهُ کانَ الرَّجُلُ یَلقَى الرَّجُلَ فَیقولُ : یا هذا اتَّقِ اللّه َ و دَعْ ما تَصنَعُ بِهِ فإنَّهُ لا یَحِلُّ لَکَ ، ثُمَّ یَلقاهُ مِنَ الغَدِ و هُوَ عَلى حالِهِ ، فلا یَمنَعُهُ ذلکَ أن یَکونَ أکیلَهُ و شَریبَهُ و قَعیدَهُ ، فلَمّا فَعَلوا ذلکَ ضَرَبَ اللّه ُ قُلوبَ بَعضِهِم بِبَعضٍ ، ثُمَّ قالَ :    «لُعِنَ الّذینَ کَفَروا مِن بَنی إسرائیلَ»     .........  الآیات .
 .........  کَلاّ و اللّه ِ لَتَأمُرُنَّ بِالمَعروفِ ، و لَتَنهَوُنَّ عَنِ المُنکَرِ ، و لَتَأخُذُنَّ عَلى یَدِ الظّالِمِ ، و لَتَأطُرُنَّهُ عَلَى الحَقِّ أطْرا .
 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : نخستین عیب و نقصى که بر بنى اسرائیل وارد شد این بود که هر گاه مردى با مردى [خلافکار] رو به رو مى شد، به او مى گفت: اى مرد! از خدا بترس و گناه نکن که این کارها بر تو روا نیست. اما فرداى آن روز وى را با همان وضع (خلافکارى و گناه) مشاهده مى کرد ولى، براى این که هم کاسه و هم پیاله و همنشین او باشد او را از گناه منع نمى کرد. چون این رفتار را در پیش گرفتند، خداوند دلهاى آنها را به جان یکدیگر انداخت و آن گاه فرمود: «کسانى از بنى اسرائیل که کافر گشتند، لعنت شدند ......... ».  .........  آرى، به خدا سوگند که باید امر به معروف و نهى از منکر کنید و دست ستمگر را بگیرید و او را با زور هم که شده، به سمت حق بکشانید.

(الترغیب و الترهیب : ٣/٢٢٨/١٧)


 
 
چرا غیبت امام زمان(عج) مشخص نیست وبه تاخیر می افتد
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۱
 

قال ابی عبدالله ـ لأبی جعفرٍ محمّدِ بنِ النُّعمانِ الأحوَلِ ـ : یا بنَ النُّعمانِ ، إنّ العالِمَ لا یَقدِرُ أن یُخبِرَکَ بکُلِّ ما یَعلَمُ ، لأنّهُ سِرُّ اللّه ِ  .........  فلا تَعجَلوا ، فو اللّه ِ لَقَد قَرُبَ هذا الأمرُ ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ فَأذَعتُموهُ فأخَّرَهُ اللّه ُ ، و اللّه ِ ما لَکُم سِرٌّ إلاّ و عَدُوُّکُم أعلَمُ بهِ مِنکُم !

امام صادق علیه السلام ـ خطاب به به ابو جعفر محمّد بن نعمان احول ـ فرمود : اى پسر نعمان! عالم نمى تواند هر چه مى داند به تو بگوید؛ زیرا که سرّ خداست .........  پس، شتاب مکنید؛ زیرا به خدا سوگند که این امر (فَرَج) سه بار نزدیک شد، اما شما آن را فاش کردید و خدا آن را به تأخیر افکند. به خدا قسم، هیچ رازى نزد شما نیست، مگر این که دشمن شما آن را بهتر از خودتان مى داند!

(تحف العقول ، ٣١٠)


 
 
امید بخش ترین آیه
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۱
 

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : سَمِعتُ رسولَ اللّه ِ یقولُ : أرجى آیَةٍ فی کتابِ اللّه ِ    «و أقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ و زُلَفا مِنَ اللَّیلِ»     و قالَ : یا عَلِیُّ، و الذی بَعَثَنی بالحَقِّ بَشیرا و نَذیرا إنّ أحَدَکُم لَیَقُومُ مِن وضوئهِ فَتَساقَطُ عَن جوارحِهِ الذُّنوبُ، فإذا استَقبَلَ اللّه َ بوَجهِهِ و قَلبِهِ لم یَنفَتِلْ و علَیهِ مِن ذُنوبِهِ شَیءٌ کما وَلَدَتهُ اُمُّهُ، فإن أصابَ شیئا بینَ الصَّلاتَینِ کانَ لَهُ مِثلُ ذلکَ، حتّى عَدَّ الصَّلَوَاتِ الخَمسَ.
ثُمّ قالَ : یا علیُّ، إنّما مَنزِلَةُ الصَّلواتِ الخَمسِ لاُِمَّتی کَنَهرٍ جارٍ على بابِ أحَدِکُم، فَما یَظُنُّ أحَدُکم لَو کانَ فی جَسَدِهِ دَرَنٌ ثُمّ اغتَسَلَ فی ذلکَ النَّهَرِ خَمسَ مَرّات، أ کانَ یَبقى فی جَسدِهِ دَرَنٌ ؟ فکذلکَ و اللّه ِ الصَّلواتُ الخَمسُ لاُِمَّتی

امام على علیه السلام : از رسول خدا شنیدم که مى فرماید : امید بخش ترین آیه در کتاب خدا این است :«و در دو سوى روز و پاسى از شب نماز بگزار» و فرمود : اى على! سوگند به آن که مرا به حق، نوید دهنده و بیم دهنده فرستاد ، هر یک از شما که براى وضو برخیزد، گناهان از اعضاى او فرو مى ریزد و چون با چهره و دل خود به خدا روى کند ، هنوز نماز را به پایان نبرده، تمام گناهانش پاک شود، همچون روزى که از مادر متولد شده است و گناهانى که در فاصله دو نماز کرده نیز پاک گردد. حضرت به همین ترتیب نمازهاى پنجگانه را بر شمرد . سپس فرمود: اى على! نمازهاى پنجگانه براى امّت من، به منزله جوى آبى است که جلو خانه هر یک از شما جریان دارد . اگر کسى از شما بدنش کثیف باشد و خود را روزى پنج بار در آن جوى بشوید، آیا کثافت و چرکى در بدنش باقى مى ماند؟ به خدا سوگند که نمازهاى پنجگانه نیز براى امّت من ، چنین حکمى دارند .

  (مجمع البیان ،۵/٣٠٨ )


 
 
خوددارى از اسکان مؤمن
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ تیر ۱۳٩۱
 

با توجه به گران شدن اجاره مسکن  وخوداری برخی از مالکین از اجاره دادن ملک خویش به قیمت، مناسب حدیث از امام صادق (ع) دیدم مناسب حال روزگار ماست  تا وظیفه شرعی خویش را در اطلاع رسانی انجام نموده باشم

 

الامتِناعُ مِن إسکانِ المُؤمِنِ

٨٨٨٢- الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : مَن کانَ لَهُ دارٌ و احتاجَ مُؤمِنٌ إلى سُکناها فَمَنَعَهُ إیّاها قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ : مَلائکَتی ، عَبدی بَخِلَ على عَبدی بِسُکنَى الدُّنیا ، و عِزَّتی لا یَسکُنُ جِنانی أبدا . (١)

 

خوددارى از اسکان مؤمن

٨٨٨٢- امام صادق علیه السلام : هر که خانه اى داشته باشد و مؤمنى ، به سکونت در آن نیازمند باشد و او آن را از وى دریغ دارد ، خداوند عزّ و جلّ فرماید : فرشتگان من! بنده ام از سکونت دادن بنده ام در دنیا بخل ورزید . به عزّتم سوگند که هرگز در بهشت من سکونت نکند

 ١-بحار الأنوار : ٧۴/٣٨٩/١


 
 
نهی از عمل زناشویی در نزد دیگران
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱
 

با ترویج فیلمهای مبتذل از سوی دشمنان عفت و دین حدیثی از پیامبر را دیدم  شاید برای کسانی که بخدا وروز جزا ایمان دارند مورد توجه قرار گیرد

در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‌خوانیم که آن حضرت به شدّت از عمل زناشویى در جایى که حتّى کودک شیرخوارى باشد نهى کرده، چرا که او از فلاح و رستگارى دور و مرتکب کارهاى منافى عفت مى‌شود، مى‌فرماید:«و الّذى نفسى بیده لو أنّ رجلًا غشى امرأته و فى البیت صبىٌّ مستیقظ یراهما و یسمع کلامهما و نَفَسهما ما أفلح أبداً‌ یعنی سوگند به آن کسى که جان من در دست اوست، اگر کسى با همسر خود آمیزش جنسى انجام دهد، در حالى که در آنجا کودکى (هرچند صغیر و کوچک) باشد و عمل و سخن آنها را بشنود، رستگار نخواهد شد».ناگفته پیداست که فلسفۀ اینکه چگونه عمل زناشویى در منظر یک کودک (با آنکه از درک و فهم‌چگونگى عمل قاصر است) سبب زنا مى‌شود مسأله‌اى است که در طول زمان روشن شده است.