وبلاگ : قاسم - پوراسمعیل-(ماکو یی ) دبیر عربی وفلسفه ومنطق ومعارف ناحیه یک تبریز

علمی ،آموزشی ،دینی(دبیر دبیرستان نمونه دولتی امیرالمومنین (ع) منطقه ولیعصرودبیرستان غیر انتفاعی جام ناحیه چهار واقع در منطقه ائل گلی تبریز)

گذری بر اسرار تولد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٤
 
گذری بر اسرار تولد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

 

در بررسی ابعاد شخصیت حضرت فاطمه، ولیده الاسلام سلام الله علیها موضوع تولد ایشان یکی از جنبه های رازگونه و پیچیده ای می باشد که دارای برنامه ریزی طولانی الهی بوده است.

همان گونه که زندگی کوتاه دنیوی آن بانو هنوز سرشار از ناگفته های زیاد است و نامعلوم بودن مدفن شریف او سال هاست دل عاشقان را داغدار ساخته و قدرش همچون قبرش ناشناخته مانده، تولّد او نیز سِرِّ غامض و سر به مُهری است که فقط نکاتی از آن، از طریق سخنان فرزندان بزرگوارش به ما رسیده و برای شنیدن همین نکات هم، ظرف ذهن ما بسی کوچک و کم حجم است.


در بررسی شخصیت افراد برتر، تحلیل عوامل مزبور موجب می گردد به جوانب درونی آنها راهی پیدا کنیم. با در نظر گرفتن این نکته، هر چه این افراد در سطح بالاتری قرار گرفته باشند، این عوامل، با اهمّیت تر و پیچیده تر می گردد و وقتی مسئله مربوط به «دعائم الدّین» (بزرگان دین، پایه ها و ستون های اصلی اسلام) می رسد ـ که مبحث عصمت برای آنها طرح می شود ـ موضوع حسّاسیت فوق العادّه تری می یابد و نیاز به سندهای محکم تری دارد.

در مسیر برنامه ریزی شده الهی برای تولّد حضرت فاطمه سلام الله علیها، دو بخش قابل بررسی است:

بخش اوّل: اسرار پیش از تولّد تا زمان تولّد؛

بخش دوم: اسرار، کیفیت و نکات مربوط به هنگام تولّد.

بر اساس حکمت الهی، تولّد دختری که تکمیل کننده موضوع نبوّت و پایه گذار مسئله امامت است و به القاب امّ ابیها و اُمُومَـه الائمّه (همان) مزین شده، نیازمند مقدّماتی است که در صورت فراهم نشدن مقدّمات، کار به سرانجام نمی رسد و به هدف نائل نمی شود.

امّا در زمینه مقدّمات تولّد حضرت فاطمه سلام الله علیها در زمان حیات پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم اختصاصاً مواردی وجود دارد که بسیار قابل تأمّل است.

حضرت فاطمه سلام الله علیها از نسل فردی است که خداوند درباره او فرموده است:

خَلقت الاشیاء لاَجَلک وَ خَلقَتک لاجلی؛

همه چیزها را برای تو و تو را برای خودم آفریدم.

در این بیان نورانی، عظمت وجودی پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم به تصویر کشیده شده است؛ هرچند عقول ما از درک کُنه آن ناتوان و عاجز است.

پیامبری که از حیث جسمی و نژادی نیز، به برترین قبیله و تیره اعراب منتسب و به نبی قُرشی معروف است، وجود نازنین حضرت فاطمه سلام الله علیها را بِضعه؛ (پاره گوشت خود) می داند.


1. اسرار قبل از تولّد تا زمان تولّد

این موضوعات و نکات، مواردی است که در احادیث بیان شده است و هدف ما در این گفتار، بحث سندی احادیث نیست؛ زیرا پرداختن به آن مجالی گسترده تر و فرصت دیگری می طلبد. غالب این موارد که در احادیثی با مضامین مشترک بیان شده، مورد اعتماد و وثوق علمای شیعه قرار گرفته است. محور کار، حدیثی است که علّامه مجلسی آن را با سند مُفَضَّل بن عمر جعفی از قول امام صادق علیه السلام بیان کرده است.


1-1. بشارت خداوند به وجود حضرت فاطمه سلام الله علیها در معراج

پیش از تولّد حضرت فاطمه سلام الله علیها، خداوند در معراج، بشارت تولّد ایشان را به نبی خاتم صلّی الله علیه و آله و سلم داده و فرموده بود:

یا مُحَمَّد! إِنَّ اللهَ تَعَالَی یبَشِّرُکَ بِفَاطِمَةَ مِنْ خَدِیجَةَ بِنْتِ خُوَیلِدٍ...؛

ای پیامبر! خداوند [ولادت] فاطمه را از خدیجه، دختر خویلد به تو بشارت می دهد.

بشارت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم به وجود مقدّس حضرت فاطمه سلام الله علیها، آن هم در معراج، خود به تنهایی گویای اهمّیت موضوع تولّد ایشان است و می توان به جرئت گفت که این مسئله، یکی از مسائل حیاتی دنیای اسلام و مسلمانان بوده که از طرف خداوند در آن موقعیت به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم نوید داده شد. نکته دیگر در این حدیث، این است که خداوند نام مبارک فاطمه را نیز پیش از ولادت برای او تعیین کرده است. در مورد نام فاطمه وجه تسمیه های مختلفی بیان شده؛ از جمله رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

لِاَنّها فُطِمَتْ هِی وَ شیعتُها و ذُرّیتُها مِنَ النّار؛

زیرا او، شیعیان و ذُرّیه اش را از آتش باز داشته و برکنار شده اند.


1-2. دوری گزیدن پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم از خدیجه سلام الله علیها

خداوند به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم دستور می دهد که باید چهل شبانه روز از حضرت خدیجه سلام الله علیها دوری گزیند.

در بخشی از حدیث آمده است:

النَّبِی صلّی الله علیه و آله و سلم جَالِسٌ بِالْأَبْطَحِ وَ مَعَهُ عَمَّارُ بْنُ یاسِرٍ وَ الْمُنْذِرُ بْنُ الضَّحْضَاحِ وَ أَبُو بکر وَ عُمَرُ وَ عَلِی بْنُ أَبِیطَالِبٍ وَ الْعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِذْ هَبَطَ عَلَیهِ جَبْرَئِیلُ فِی صُورَتِهِ الْعُظْمَی قَدْ نَشَرَ أَجْنِحَتَهُ حَتَّی أَخَذَتْ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَی الْمَغْرِبِ فَنَادَاهُ یا مُحَمَّدُ الْعَلِی الْأَعْلَی یقْرَأُ عَلَیکَ السَّلَامَ وَ هُوَ یأْمُرُکَ أَنْ تَعْتَزِلَ عَنْ خَدِیجَةَ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً؛

پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم در ریگزار ابطح با عمّار یاسر، منذر بن ضحضاح، ابوبکر، عمر، علی ابن ابی طالب علیه السلام، عبّاس بن عبدالمطلّب و حمزه بن عبدالمطلّب نشسته بودند. ناگهان جبرئیل در صورت عظیمش بر او فرود آمد؛ بال هایش را از مشرق تا مغرب گسترانیده بود. پس ندا داد: «ای پیامبر بزرگوار! خداوند بر تو سلام می فرستد و به تو دستور می دهد که چهل روز از خدیجه فاصله بگیری.

در این قسمت از حدیث، دو نکته قابل تأمّل است:

اوّل این که جبرئیل علیه السلام با هیبت اصلی خود (با بال های گسترده) بر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم فرود آمد. این مسئله نشان می دهد که حامل پیامی بسیار مهم برای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم بوده است؛ همچنان که برای اعلام امر رسالت هم با هیبت کامل بر رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلم ظاهر شد؛

نکته دوم، واژه «یأْمُرُکَ؛ خداوند به تو دستور می دهد» است. این نکته، متضمِّن این معناست که دستور لازم الاجرا و دارای وجوب فوری است؛ زیرا خداوند از عشق فراوان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم و حضرت خدیجه سلام الله علیها به یکدیگر آگاه بود و می دانست چنین دستوری بر آن دو حضرت، سنگین و مشقّت بار است. از این رو، در ادامه حدیث آمده است:

فَشَقَّ ذَلِکَ عَلَی النَّبِی وَ کَانَ لَهَا مُحِبّاً وَ بِهَا وَامِقاً؛

پس، آن بر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم سنگین و سخت آمد؛ زیرا او عاشق و دلباخته همسر وفادار خویش بود.

ولی چون دستور، دستور الهی و لازم الاجرا بود، پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم بر انجام آن، لحظه ای درنگ نکرد و از همان لحظه، امر الهی را شروع نمود؛ بدون این که واقعیت امر را به حضرت خدیجه سلام الله علیها اطّلاع دهد. از این رو، آن حضرت در روزهای آخر دوره، عمّار یاسر را به خدمت خدیجه سلام الله علیها فرستاد و به او فرمود به خدیجه بگو:

یا خَدِیجَةُ لَا تَظُنِّی أَنَّ انْقِطَاعِی عَنْکِ [هِجْرَةٌ] وَ لَا قِلًی وَ لَکِنْ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِی بِذَلِکَ لتنفذ [لِینْفِذَ] أَمْرَهُ فَلَا تَظُنِّی یا خَدِیجَةُ إِلَّا خَیراً فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیبَاهِی بِکِ کِرَامَ مَلَائِکَتِهِ کُلَّ یوْمٍ مِرَاراً؛

گمان نکن که من از تو بریده و تو را رها کرده ام؛ بلکه پروردگارم برای اجرای آن به من دستور فرموده است. در آن، خیر بیاندیش. خداوند هر روز به وجود تو به بزرگان فرشته ها افتخار می کند.

لازم به ذکر است که حضرت خدیجه سلام الله علیها نیز در همین ایام به دستور پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم در منزل مانده بود و نمونه بارز آیه «و قَرَنَ فی بُیوتِکُنَّ» در این ایام و در تمام عمر و برای دوری پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم در حزن و نگرانی بود.


1-3. روزه گرفتن، قیام و عبادت شبانه در طول مدّت چهل شبانه روز

در بخشی از حدیث آمده است:

فَأَقَامَ النَّبِی أَرْبَعِینَ یوْماً یصُومُ النَّهَارَ وَ یقُومُ اللَّیلَ؛

پیامبر در این چهل روز، روزه دار بود و در شب به عبادت می پرداخت

او باید چهل شبانه روز، یادآور اربعین میقات حضرت موسی علیه السلام با تمام مشکلات آن زمان و مسائل روزمرّه نوپای اسلام، در عبادت و بندگی سپری نماید.

در حدیث، بیان شده که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم در پیغام خود به حضرت خدیجه سلام الله علیها می فرماید:

فَإِنِّی فِی مَنْزِلِ فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدٍ؛

من در منزل فاطمه بنت اسد، مادر اسدالله الغالب هستم.


1-4. پایان چهل روز، نزول جبرئیل و میکائیل برای تحفه الهی

پس از سپری شدن «فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ»، جبرئیل علیه السلام، فرود آمد و گفت:

یا مُحَمَّدُ الْعَلِی الْأَعْلَی! یقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ هُوَ یأْمُرُکَ أَنْ تَتَأَهَّبَ لِتَحِیتِهِ وَ تُحْفَتِهِ. قَالَ النَّبِی صلّی الله علیه و آله و سلم یا جَبْرَئِیلُ وَ مَا تُحْفَةُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ مَا تَحِیتُهُ قَالَ لَا عِلْمَ لِی...؛

ای پیامبر بزرگوار! خداوند به تو درود می فرستد و به تو دستوری می دهد که برای هدیه و تحفه او آماده شوی. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم به او گفت: «تحفه پروردگار چیست؟» جبرئیل علیه السلام گفت: «من به آن آگاهی ندارم.» در آن وقت، میکائیل علیه السلام فرود آمد و با او ظرفی بود که با پارچه ای از سندس [یا استبرق] پوشیده شده بود. آن را جلوی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم گذارد.

در قسمتی از حدیث آمده که جبرئیل علیه السلام در جواب سؤال پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم در مورد تحفه الهی، این جمله را بیان کرد: «لا علمَ لی» این چه تحفه ای بود که جبرئیل علیه السلام، مأمور خبرهای غیبی خداوند، نسبت به ماهیت آن اظهار بی اطّلاعی می کند؟ همان گونه که در زیارتش به آن اشاره شده است:

فاطمةُ بنتُ رسول الله وَ بِضعَه لَحمِهِ و صَمیم قَلبِهِ و فَلذَه کبدِهِ وَ التَّحیه مِنکَ لَهُ وَ التُحفه؛

فاطمه دختر رسول خدا، پاره تن و قوام قلب او، پاره جگرش و آنکه هدیه و تحفه پروردگار برای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم بود.

وَ لَها لیسَ نَواله الّا نَوالَ اللهِ عَمَّ نَوالَهُ؛

برای آن حضرت (زهرا سلام الله علیها) عطا و بخششی است که بالاتر از آن نیست، مگر عطا و بخشش خداوندی که بخشش او همگانی است.

نزول میکائیل علیه السلام، فرشته رزق و روزی، از نکات قابل تأمّل در این موضوع است. فرود دو فرشته برای انجام یک امر الهی، یکی حامل پیام و یکی حامل هدیه الهی، همه عظمت یک موضوع را می رساند. قرار است چه اتّفاقی بیافتد؟


1-5. افطار با غذای مخصوص دربار الهی، معجونی از بهشت

جبرئیل علیه السلام به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم گفت:

پروردگار به تو دستور می دهد که از این غذا افطار کنی.

کَشَفَ الطَّبَقَ فَإِذَا عِذْقٌ مِنْ رُطَبٍ وَ عُنْقُودٌ مِنْ عِنَبٍ فَأَکَلَ النَّبِی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم مِنْهُ شِبَعاً وَ شَرِبَ مِنَ الْمَاءِ رِیاً وَ مَدَّ یدَهُ لِلْغَسْلِ فَأَفَاضَ الْمَاءَ عَلَیهِ جَبْرَئِیلُ وَ غَسَلَ یدَهُ مِیکَائِیلُ وَ تَمَنْدَلَهُ إِسْرَافِیلُ ارْتَفَعَ فَاضِلُ الطَّعَامِ مَعَ الْإِنَاءِ إِلَی السَّمَاءِ؛

ظرف را آشکار ساخت. در آن، خوشه ای خرمای تازه و خوشه ای انگور بود. رسول خدا پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم از آنها میل فرمودند. بعد از آن، آب نوشید تا سیراب شد. پس اراده فرمود دست های خود را بشوید؛ جبرئیل علیه السلام بر دست هایش آب ریخت. میکائیل آن را شست وشو داد و اسرافیل با دستمالی خشک کرد. آنگاه اضافه غذا را با ظرف آن به طرف آسمان بردند.

نکته اوّل: یکی دیگر از فرشتگان الهی، یعنی اسرافیل علیه السلام، به عنوان یک خدمت کار در این زمان و برای این موضوع حضور یافته است.

نکته دوم: در بخشی از حدیث آمده که حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

روش پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم این بود که هنگام افطار به من دستور می داد در را باز کنم تا اگر کسی می خواست غذا بخورد، وارد شود؛ ولی در آن شب به من فرمودند: کنار در بنشین و کسی را راه نده؛ زیرا خوردن این طعام بر غیر من حرام است.

پس می توان گفت این غذا با غذاهای دنیایی بسیار فرق داشت؛ بلکه در میان مائده های الهی نیز غذای مخصوص دربار الهی بود.

نکته سوم: در مورد نوع غذایی که باعث انعقاد نطفه وجود حضرت زهرا سلام الله علیها در جسم پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم گردید، چندین نظر بیان شده است:

1. خرما و انگور (همان)؛

2. سیب بهشتی از درخت طوبا؛

3. آمیخته شدن عرق جبرئیل؛

4. خرما به تنهایی.

از میان موارد فوق، سیب بهشتی از بقیه اهمّیت و شهرت بیشتری دارد. از همین روست که در زیارت نامه آن حضرت، ایشان را «تفاحه الفردوسِ و الخُلدِ؛ سیب بهشتِ فردوس و خلد» خطاب قرار می دهیم.

امّا می توان این نکته را نیز عنوان نمود که هر سه مورد، یعنی سیب، انگور و خرما از بهشت برای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم آمده بود و با توجّه به دو نکته، می توان بین هر سه میوه جمع نمود:

الف) از مهم ترین درختان بهشتی، درخت طوبا است. در فرمایش امام رضا علیه السلام خطاب به اباصلت آمده است:

إنَّ شجرةَ الجَنَّةِ تَحمِلُ أنواعاً... وَ لَیست کَشَجرةِ الدُّنیا؛

همانا درخت بهشتی انواع میوه ها را دارد و مانند درخت دنیایی نیست. بنابراین درخت طوبا می تواند هر نوع میوه ای را در بر داشته باشد.

ضمن این که در برخی از روایات، نام اختصاصی از میوه برده نشده و فقط اشاره شده که جبرئیل علیه السلام از میوه های طوبا به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم دادند؛ مانند این حدیث:

هنگامی که عایشه به بوسیدن مکرّر حضرت فاطمه سلام الله علیها توسط پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم اعتراض کرد، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم به او فرمودند:

یا عَائِشَةُ! إِنِّی لَمَّا أُسْرِی بِی إِلَی السَّمَاءِ دَخَلْتُ الْجَنَّةَ فَأَدْنَانِی جَبْرَئِیلُ مِنْ شَجَرَةِ طُوبَی وَ نَاوَلَنِی مِنْ ثِمَارِهَا فَأَکَلْتُهُ فَحَوَّلَ اللهُ ذَلِکَ مَاءً فِی ظَهْرِی فَلَمَّا هَبَطْتُ إِلَی الْأَرْضِ وَاقَعْتُ خَدِیجَةَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ؛

ای عایشه! هنگامی که به معراج رفتم، به بهشت وارد شدم. جبرئیل علیه السلام مرا به نزدیک درخت طوبا برد و از میوه های آن به من داد. پس آن را خوردم. خداوند آن را به آبی در پشت من تبدیل کرد و هنگامی که به زمین فرود آمدم در اثر مواقعه با خدیجه سلام الله علیها، به فاطمه سلام الله علیها باردار گشت.

ب) خوردن این میوه ها در مراحل مختلف صورت گرفته است. در معراج، بحث میوه سیب و درخت طوبا برای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم مطرح شده و بعد از آن، در زمین رطب و انگور و در جمع باعث ایجاد نطفه آن بانوی اسلام گردیده است و به نظر می آید آمیختگی عرق جبرئیل علیه السلام در موقع حمل آن غذا صورت گرفته باشد؛ نه به عنوان یکی از اجزای اصلی.


1-6. تعجیل پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم در مواقعه با حضرت خدیجه سلام الله علیها به امر الهی
پس از آنکه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم از آن غذای بهشتی و الهی خورد، برخاست تا برای نماز آماده شود. جبرئیل علیه السلام او را از نماز خواندن منع نمود و به او فرمود:

الصَّلَاةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَیکَ فِی وَقْتِکَ حَتَّی تَأْتِی إِلَی مَنْزِلِ خَدِیجَةَ فَتُوَاقِعَهَا فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ آلَی عَلَی نَفْسِهِ أَنْ یخْلُقَ مِنْ صُلْبِکَ فِی هَذِهِ اللَّیلَةِ ذُرِّیةً طَیبَةً فَوَثَبَ رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلم إِلَی مَنْزِلِ خَدِیجَةَ؛

اکنون وقت نماز نیست؛ بلکه باید به خانه خدیجه سلام الله علیها روی و با وی همبستر گردی. خداوند اراده فرمود که امشب از صلب شما فرزندی پاک بیافریند. رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم به دنبال این فرمان، فوری به طرف خانه خدیجه سلام الله علیها روان گردید.

از عبارت «وَثَبَ الی؛ پرید، برجست.» می توان فهمید که اوّلاً امر الهی وجوب فوری داشته است و ثانیاً پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم به خاطر علاقه وافری که به همسر خویش داشت، به محض رخصت الهی برای دیدار حضرت خدیجه سلام الله علیها، به منزل ایشان رفت و این عشق دو طرفه بود؛ زیرا در حدیث آمده است که حضرت خدیجه سلام الله علیها هنگامی که صدای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم را شنید، با شادمانی و خوشحالی فراوان در را باز کرد.

قَالَتْ خَدِیجَةُ فَقُمْتُ فَرِحَةً مُسْتَبْشِرَةً بِالنَّبِی صلّی الله علیه و آله و سلم وَ فَتَحْتُ الْبَابَ

پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم هر شب طبق عادت، در بدو ورود به خانه، وضو می ساخت و دو رکعت نماز مختصر می خواند، سپس در بستر قرار می گرفت؛ ولی در آن شب ظرف آبی طلب نکرد و برای نماز خواندن آماده نشد و این همان مطلب قبلی، یعنی سرعت و تعجیل در تنفیذ امر الهی را اثبات می کند. آری، امر الهی.


1-7. احساس بارداری در همان لحظات اوّل برای حضرت خدیجه سلام الله علیها

در آن شب نورانی، نطفه حضرت فاطمه سلام الله علیها به امر الهی از صلب نبوّت به رحم مطهّر منتقل شد و این نکته مهمّی بود که در جمله حضرت خدیجه سلام الله علیها، هویداست؛ این که برخلاف تمام انعقاد نطفه ها، حضرت خدیجه سلام الله علیها از همان لحظه متوجّه باردار شدن خود گردید.

فَلَا وَ الَّذِی سَمَکَ السَّمَاءَ وَ أَنْبَعَ الْمَاءَ مَا تَبَاعَدَ عَنِّی النَّبِی صلّی الله علیه و آله و سلم حَتَّی حَسِسْتُ بِثِقْلِ فَاطِمَةَ فِی بَطْنِی؛

سوگند به آنکه آسمان را برافراشت و آب را از چشمه ها جاری ساخت، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم در آن شب از من دور نگردید، مگر این که سنگینی حمل فاطمه سلام الله علیها را در وجود خود احساس کردم.

یکی از بیشترین بحث هایی که در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها مطرح شده است، تناسب ایشان با درخت طوبا است که به جرأت می توان گفت میوه های درخت طوبا، اصل و اساس وجود مقدّس حضرت فاطمه سلام الله علیها را تشکیل داده اند؛ یعنی عصاره ای از بهشت.


1-8. نقش درخت طوبا در تولّد حضرت زهرا سلام الله علیها

به دلیل اهمّیت موضوع و نقش طوبا در تولّد و ازدواج آن حضرت، به توضیح مختصری در مورد طوبا و چند نمونه از احادیث آن اشاره می گردد.

در زبان هندی و حبشی، طوبا یکی از نام های بهشت است و اصل مادّه آن به معنای دوری از آلودگی ظاهری و باطنی است و متضادّ آن خَبُثَ می باشد. مرحوم طبرسی در تفسیر خود، ده مورد معنی را در زیر آن می آورد. در مجموع می توان گفت هر کدام از آن موارد به جنبه ای از آن اشاره دارد.

واژه طوبا به همراه مشتقّاتش پنجاه بار در قرآن کریم به کار رفته است. خود این واژه، به طور اختصاصی در آیه 29 «سوره رعد» آمده است:

طوبی لَهُم و حُسنُ مَآب


1-9. طوبا و حضرت فاطمه سلام الله علیها

در مورد تولّد حضرت فاطمه سلام الله علیها و کیفیت پیش از آن و همچنین زندگی و ازدواج آن حضرت در ارتباط با شجره طوبا احادیثی آمده که به اختصار به چند مورد از آنها اشاره می کنیم تا پرده ای دیگر از حقیقت طوبا و نقش طوبا در تولّد آن بانو، برای ما برداشته شود.

پیش تر بیان گردید که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم ماجرای ورود به بهشت و خوردن میوه درخت طوبا و تبدیل آن به نطفه صدّیقه کبرا سلام الله علیها را برای عایشه و (زنان دیگر خویش) بیان کرد. در آخر حدیث آمده:

فَکُلَّما اِشتَقتُ اِلی الجَنَّةِ قَبَّلتُها وَ ما قَبَّلتُها الّا وَجدتُ رائحةَ شجرةِ طوبی مِنها، هِی حوراءُ انسیةُ؛

پس هر گاه که مشتاق بهشت می شوم، او را می بوسم و بوی درخت طوبا را استشمام می کنم. او [حضرت فاطمه سلام الله علیها] فرشته ای با ظاهر انسانی است.

این حدیث، بسیار مشهور و معروف است که بیان می کند حضرت فاطمه سلام الله علیها چه تناسبی با درخت طوبا دارد. فاطمه زهرا سلام الله علیها در حدیثی این گونه معرفی شده است:

الصدّیقةُ الکبری، راحةُ روحِ المصطفی، حامِلةُ البَلوی مِن غیرِ فزعٍ وَ لا شَکوی وَ صاحِبَةُ شَجَرَةِ طُوبی؛

صدّیقه کبرا، آرامش روح پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم و حمل کننده بلاها بدون گِله و شکایتی و جزع و فزع و صاحب درخت طوبا است.

صدّیقه طاهره، حضرت فاطمه سلام الله علیها در خطبه مفاخره خود با همسرش امیرالمؤمنین، علی علیه السلام در عباراتی خود را این گونه معرفی می کند:

انا ثمرةُ فُؤادِهِ [فؤادِ النّبی صلّی الله علیه و آله و سلم] و عُضوٌ مِن اَعضائِهِ و غُصنٌ مِن اَغصانِهِ... انا اِبنةُ سدرةِ المنتهی... اَنَا الشَجَرةُ الّتی تخرُجُ آکلُها، اَعنی الحسنَ علیه السلام و الحسینَ علیه السلام؛

من میوه قلب پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم و عضوی از اعضای او و شاخه ای از شاخه های آن هستم. من دختر سدره المنتهی هستم. من درختی هستم که میوه هایش خارج می گردد؛ منظورم حسن علیه السلام و حسین علیه السلام است.

در مورد ازدواج حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها «مَرَجَ البَحرَینِ یلتَقِیانِ» باید گفت که چون حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها صاحب عصمت بود، کُفو او نیز باید صاحب عصمت باشد و مرد غیر معصوم را بر زن صاحبِ عصمت راهی نیست. در ازدواج آنها همانند ازدواج پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم و حضرت خدیجه سلام الله علیها آمده که «درخت طوبا» از جانب خداوند دستور یافته که دُرهای خود را نثار بهشتیان کند. در اینجا بود که پیک مخصوص، پیدایش حسن علیه السلام و حسین علیه السلام را در اثر این ازدواج به پیامبر گرامی صلّی الله علیه و آله و سلم نوید می دهد:

سَیولدُ مَنها وَلَدان سَیدا شِبابِ أهلِ الجنَّةِ و بِهِما تَزَینَ اهلُ الجنّه؛

از آن ازدواج، دو سرور جوانان اهل بهشت متولّد خواهند شد که به وسیله آن دو مولود، اهل بهشت تزیین می شوند.

صاحب «المناقب» در مورد درخت طوبا و ازدواج حضرت فاطمه سلام الله علیها می آورد:

نَصَبَ الجلیلُ لجبرئیل مِنبراً فی ظِلِّ طُوبی مِن مُتونِ زبرجدِ/ شَهِدَ الملائکةُ الکِرامُ وَ رَبُّهُم وَ کَفَی بِهِم وَ بِرَبِّهم مِن شُهَِّدِ/ وَ تَنَاثَرَت طُوبی علیهم لؤلؤاً وَ زَمرُّداً مُتَتابِعَاً لَم یعقِد/ وَ مَلاکُ فاطمةَ الذی ما مِثله فی متهم شَرَفٍ و لا فی منجِد؛

در بحث ازدواج حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها علاوه بر درخت طوبا، درخت سدر نیز مأمور نثار کردن دُر ها و یاقوت های خود به میمنت این ازدواج شد.

عن جابرِ بنِ عبد الله، قال لمّا زوَّجَ رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلم فاطمةَ سلام الله علیها مِن علی علیه السلام أتاهُ ناسٌ مِن قُریش فَقَالُوا إنَّکَ زَوَّجتَ علیاً بمهرٍ خسیسٍ فَقالَ ما أَنا زَوَّجتُ علیاً، وَ لکنَّ اللهَ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ زَوَّجَهُ...، أَوحی اللهُ إلی السِّدرةِ أن انثری ما عَلیک، وَ نَثَرت الدُرَّ و الجواهرَ و المَرجانَ...؛

از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است، هنگامی که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم، حضرت فاطمه سلام الله علیها را به ازدواج امیرالمؤمنین علیه السلام درآورد، گروهی از قریش نزد وی آمدند و گفتند: شما او را با مهر ناچیزی به ازدواج علی علیه السلام درآوردید. پیامبر سلام الله علیها فرمودند: «من او را به ازدواج علی علیه السلام درنیاوردم؛ بلکه خداوند آن ازدواج را منعقد کرد و... خداوند به سدره المنتهی دستور داد تا آنچه که دارد بر فاطمه سلام الله علیها نثار کند. پس آن دُرّ و جواهر و مرجان خود را نثار نمود.

در «تفسیر عیاشی»، حدیثی آمده است که مقام زهرای اطهر سلام الله علیها را این گونه بیان می کند:

لقد نَحَلَ اللهُ طوبی فی مهر فاطمه سلام الله علیها و جَعَلَها فی دار علی بن ابی طالب علیه السلام؛

خداوند درخت طوبا را در مهر حضرت فاطمه سلام الله علیها به او بخشید و آن را در خانه علی علیه السلام قرار داد.

عبدالوهّاب شعرانی در کتاب «الیواقیت و الجواهر» آورده است:

اگر تو بگویی اصل شجره طوبی در کدام منزل از بهشت است، جواب این است که محیی الدّین در «فتوحات» و شیخ ابن ابی منصور در رساله خود گفته اند: اصل شجره طوبی در منزل علی بن ابی طالب علیه السلام است، به سبب این که شجره طوبی حجاب مظهر نور فاطمه زهرا سلام الله علیها است. پس هیچ یک از هشت درِ بهشت و نه خانه ای و نه مکانی به آن درجه نیست؛ مگر این که در آن شاخه ای از شجره طوبی است که غالب مردم نمی دانند اصل آن در کجاست... و تمامیت این نعمت نیست، مگر به جهت این که سرّ هر نعمتی که در بهشت است و هر نصیبی که در آن به اولیا می رسد، مُتفرِّع از نور فاطمه سلام الله علیها است.

بنابراین، مرتّب او را می بوسید و می فرمود:

فَکُلمَّا اشتَقتُ اِلی الجَنَّةِ قَبَّلتُها وَ ما قَبَّلتُها الّا وَجَدتُ رائحةَ شجره طوبی منها؛

هر گاه که مشتاق بهشت می شوم، او را می بوسم و بوی درخت طوبی را استشمام می کنم.

نیز جمله

فَانَا اِذا إشتَقتُ اِلَی الجَنَّةِ اَدنَیتُها (فاطمه) فَشَممتُ ریحَ الجَنَّةِ؛

پس من هنگامی که مشتاق بهشت می شوم، به او نزدیک می شوم و بوی بهشت را استشمام می نمایم.

حال به وجود حرف «ط» در این واژه ها نگاهی بیندازیم: مصطفی، فاطمه، علی بن ابی طالب. ضمن این که در نام دیگر ائمّه حرف «ط» دیده نمی شود. از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده که وی به نقل از پدرانش فرمودند:

از پیامبر درباره طوبی سؤال شد. فرمود: «درختی است که اصل آن در خانه من و شاخه های آن در خانه های اهل بهشت است.» سپس بار دیگر از حضرتش سؤال کردند. فرمود: «اصل آن در خانه علی است.» علّت را سؤال کردند. فرمود: «خانه من و علی در بهشت، در یک مکان است.»

طوبی به وجود هر سه گره خورده است. بار دیگر به حرف «ط» در این آیه دقّت کنیم. «إنّا أعطیناکَ الکوثر» فاطمه کوثر است و نور خدا «یریدون لِیطفِئوا نورَ اللهِ بِافواهِهِم...» راز فاطمه «و السرّ المستودع فیها» تا ظهور ناظر طوبی، یعنی حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه شریف پا برجاست.


2. اسرار، کیفیت و نکات مربوط به ولادت

در مورد تاریخ تولّد حضرت فاطمه سلام الله علیها اندکی اختلاف وجود دارد؛ امّا از نظر دوست داران و پیروان حقیقی آن حضرت، تمسّک به نقل ائمّه اطهار علیهم السلام، صحیح ترین و قطعی ترین تاریخ، پنج سال بعد از بعثت، در بیستم جمادی الآخر هجری قمری است. در مورد سال های ازدواج و شهادت ایشان، چندان مورد اختلاف وجود ندارد؛ یعنی ازدواج در سال اوّل یا دوم هجرت و شهادت در تاریخ یازدهم هجرت؛ امّا در این که حضرت در این وقایع چه سنّی داشته اند، مورد اختلاف است و آن به تعیین زمان ولادت ایشان بستگی دارد.

آن چه که مسلّم است، ولادت آن حضرت بنا بر روایات بعد از بعثت اتّفاق افتاده است:

أَنَّ فَاطِمَةَ سلام الله علیها وُلِدَتْ بَعْدَ مَا أَظْهَرَ اللهُ نُبُوَّةَ أَبِیهَا بِخَمْسِ سِنِینَ وَ قُرَیشٌ تَبْنِی الْبَیتَ وَ رُوِی أَنَّهَا وُلِدَتْ فِی جُمَادَی الْآخِرَةِ یوْمَ الْعِشْرِینَ مِنْهُ سَنَةَ خَمْسٍ وَ أَرْبَعِینَ مِنْ مَوْلِدِ النَّبِی صلّی الله علیه و آله و سلم؛

همانا فاطمه سلام الله علیها بعد از این که خداوند نبوّت پدرش را آشکار کرد، متولّد شد. حضرت فاطمه سلام الله علیها در سال پنجم، در حالی که قریش «خانه کعبه» را بنا یا تعمیر می کرد، در روز 20 جمادی الآخر در سنّ 45 سالگی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم متولّد شد.

همچنین آمده است:

رُوِی أَنَّ فَاطِمَةَ سلام الله علیها وُلِدَتْ بِمَکَّةَ بَعْدَ الْمَبْعَثِ بِخَمْسِ سِنِینَ وَ بَعْدَ الْأَسْرَی [الْإِسْرَاءِ] بِثَلَاثِ سِنِینَ فِی الْعِشْرِینَ مِنْ جُمَادَی الْآخِرَةِ؛

روایت شده که فاطمه سلام الله علیها در «مکّه»، پنج سال بعد از بعثت ـ سه سال بعد از معراج ـ در روز بیستم جمادی الآخر متولّد شده است.

به نظر قوی، این بازسازی کعبه برای بار دوم بوده است.

تاریخ ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها مسئله بسیار مهمّی است؛ زیرا ثبت دقیق این وقایع، مستندات تاریخی را قوی تر می کند و مسئله ازدواج و به خصوص شهادت آن حضرت را نیز دقیق تر و آشکارتر می سازد و شاید همین اختلاف در ولادت ایشان، همانند مخفی بودن قبرش از اسرار الهی باشد. البتّه ما در این نوشتار در پی اثبات زمان و سال تولّد ایشان نمی باشیم. درباره حوادث، رویدادها و نکات زمان تولّد ایشان می توان به نکات زیر اشاره نمود:


2-1. تکلّم حضرت فاطمه سلام الله علیها با مادر خویش در زمان بارداری

هنگامی که حضرت خدیجه سلام الله علیها، با پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم که فردی یتیم و فقیر بود، ازدواج نمود، زنان مکّه از او دوری می گزیدند، به او وارد نمی شدند و سلام نمی کردند. از این رو، حضرت خدیجه سلام الله علیها احساس تنهایی می نمود.

فَلَمَّا حَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ سلام الله علیها صَارَتْ تُحَدِّثُهَا فِی بَطْنِهَا وَ تُصَبِّرُهَا وَ کَانَتْ خَدِیجَةُ تَکْتُمُ ذَلِکَ عَنْ رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلم فَدَخَلَ یوْماً وَ سَمِعَ خَدِیجَةَ تُحَدِّثُ فَاطِمَةَ فَقَالَ لَهَا یا خَدِیجَةُ مَنْ یحَدِّثُکِ قَالَتِ الْجَنِینُ الَّذِی فِی بَطْنِی یحَدِّثُنِی وَ یؤْنِسُنِی؛

زمانی که به فاطمه باردار شد، حضرت فاطمه سلام الله علیها در بطن حضرت خدیجه سلام الله علیها با او حرف می زدند و او را به صبر و شکیبایی دعوت می نمودند. حضرت خدیجه سلام الله علیها حرف زدن فاطمه سلام الله علیها با خود را از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم مخفی می کرد تا این که روزی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم شنید که حضرت با فاطمه سلام الله علیها صحبت می کنند. فرمودند: «با چه کسی سخن می گویی؟» عرض کرد: جنینی که در شکم من است، پیوسته با من حرف می زند و موجب آرامش من می شود.

حضرت فاطمه سلام الله علیها علاوه بر لقب امّ ابیها، مادر خود را نیز در حالت جنینی، به صبر و شکیبایی دعوت می نمود.


2-2. بشارت به دختر بودن جنین و ادامه نسل با برکت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم توسط آن جنین
پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم به حضرت خدیجه سلام الله علیها فرمودند:

هَذَا جَبْرَئِیلُ یبَشِّرُنِی أَنَّهَا أُنْثَی وَ أَنَّهَا النَّسَمَةُ الطَّاهِرَةُ الْمَیمُونَةُ وَ أَنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی سَیجْعَلُ نَسْلِی مِنْهَا وَ سَیجْعَلُ مِنْ نَسْلِهَا أَئِمَّةً فِی الْأُمَّةِ یجْعَلُهُمْ خُلَفَاءَهُ فِی أَرْضِهِ بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْیهِ؛

جبرئیل به من خبر داد که آن جنین دختر است و نسلی پاک و مطهّر دارد و خداوند متعال نسل مرا از ذریه او قرار خواهد داد و از نسل او امامانی خواهند آمد که پس از من و بعد از اتمام وحی، خلیفه های الهی بر روی زمین خواهند بود.

نکته مهمّ این قسمت، آن است که معمولاً نسل هر فردی از طریق فرزند ذکور وی ادامه می یابد و اصطلاحاً به کسی که فرزند پسر ندارد، ابتر می گویند؛ ولی از رازهای دیگر وجود مقدّس حضرت زهرا سلام الله علیها این است که در آن جامعه جاهلی و دیدگاهی که نسبت به دختر داشتند، نسل برترین انسان جهان هستی از طریق او ادامه می یابد و خلیفه های الهی از دامن او رشد یافته و زمینه ساز سعادت انسانی می گردند.


2-3. حضور چهار زن برتر جهان هنگام تولّد

هنگامی که زمان فارغ شدن و وضع حمل زنی می رسد، معمولاً زن ها برای کمک به او می شتابند؛ ولی هنگامی که حضرت خدیجه سلام الله علیها به زنان قریش و بنی هاشم پیغام کمک فرستاد، آنها با کینه ای که از ازدواج ایشان با پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم به دل داشتند، از کمک به او سر باز زدند و به یاری او نیامدند. در این هنگام، خدایی که تمام مقدّمات و برنامه ریزی خود را برای تولّد این بانو، آماده و مهیا ساخته بود، رسولان خود را برای یاری فرستاد:

دَخَلَ عَلَیهَا أَرْبَعُ نِسْوَةٍ طِوَالٍ کَأَنَّهُنَّ مِنْ نِسَاءِ بَنِی هاشِمٍ فَفَزِعَتْ مِنْهُنَّ فَقَالَتْ لَهَا إِحْدَاهُنَّ لَا تَحْزَنِی یا خَدِیجَةُ فَإِنَّا رُسُلُ رَبِّکِ إِلَیکِ وَ نَحْنُ أَخَوَاتُکِ أَنَا سَارَةُ وَ هَذِهِ آسِیةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ وَ هِی رَفِیقَتُکِ فِی الْجَنَّةِ وَ هَذِهِ مَرْیمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ هَذِهِ صَفْرَاءُ [صَفُورَاءُ] بِنْتُ شُعَیبٍ؛

چهار زن بلند قامت و نورانی بر او وارد شدند که بیشتر، زنان بنی هاشم بودند. حضرت خدیجه چون آنها را دید، ترسید. یکی از آنان گفت: ای خدیجه! ناراحت مباش؛ چرا که ما را پروردگارت به سوی تو فرستاده است. ما خواهران تو هستیم؛ من ساره هستم و ایشان آسیه، دختر مزاحم، رفیق تو در بهشت، این مریم، دختر عمران و ایشان صفورا، دختر شعیب است.

چهار زن برتر جهان، همراه حضرت خدیجه سلام الله علیها از برای چنین امر مهمّی مأمور شده و کمر به خدمت چنین وجودی بسته بودند.


2-4. نورانی شدن خانه های مکّه و سرتاسر غرب و شرق زمین

فَلَمَّا سَقَطَتْ إِلَی الْأَرْضِ أَشْرَقَ مِنْهَا النُّورُ حَتَّی دَخَلَ بُیوتَاتِ مَکَّةَ وَ لَمْ یبْقَ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ لَا غَرْبِهَا مَوْضِعٌ إِلَّا أَشْرَقَ فِیهِ ذَلِکَ النُّورُ؛

پس هنگامی که حضرت فاطمه سلام الله علیها پا به عرصه زمین نهاد، نوری عظیم از ایشان بلند شد تا این که این نور به تمام خانه های مکّه داخل شد و در شرق و غرب زمین، جایی از این نور خالی نماند.

این همان «مثلُ نورِهِ کَمِشکاه» و «نور الله» است.

شکوفه ها، شگفت زده از طراوات نوزادی شدند که عطر خدا را به همراه داشت و ستارگان، خیره در سیمای طفلی شدند که نور آفریدگار در آن باز تابیده بود و حضرت خدیجه سلام الله علیها شادمان از ولادت دختری که بوی عصمت می داد و طعم بهشت داشت.


2-5. خوراندن آب کوثر به حضرت فاطمه سلام الله علیها، شست وشو با آن و لباس های بهشتی
پس از آن که حضرت متولّد شد، زنی که در مقابل حضرت خدیجه سلام الله علیها بود، آن نوزاد را گرفت، اندکی از آب کوثر که قبلاً توسط حورالعین آماده گشته بود، به او خورانید و در آب کوثر شست وشو داد و با دو پارچه سفید رنگ که از شیر، سفید تر و از مشک و عنبر خوش بوتر بودند، یکی را بر بدن نوزاد و دیگری را بر سر او بست.

این نوزاد همان کوثر، حقیقت خیر فراوان است که خداوند وعده اش را به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم داده بود که: «ما به تو کوثر عطا می کنیم.»


2-6. شهادت بر توحید، نبوّت و امامت، اوّلین و آخرین رسالت

حضرت فاطمه سلام الله علیها نوزاد در بدو تولّد خود، لب به سخن گشود:

فَنَطَقَتْ فَاطِمَةُ سلام الله علیها بِشَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ أَبِی رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلم سَیدُ الْأَنْبِیاءِ وَ أَنَّ بَعْلِی سَیدُ الْأَوْصِیاءِ وَ أَنَّ وُلْدِی سَیدُ الْأَسْبَاطِ ثُمَّ سَلَّمَتْ عَلَیهِنَّ وَ سَمَّتْ کُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ بِاسْمِهَا؛

خدایی جز الله نیست. پدرم رسول خداست و سرور تمام انبیا. همسرم علی مرتضی علیه السلام، سرور تمام اوصیا و فرزندانم حسن و حسین: سرور تمام بنی آدم. سپس نام تک تک فرزندان [معصومش] را برد و بر آنها سلام کرد.

این که دیگران چه می اندیشیدند، مهم نیست؛ ما را همین حدیث بس است برای صراط مستقیم. آنهایی که این حدیث را باور ندارند، به سراغ آیات «قرآن کریم» بروند؛ آن هنگام که حضرت مریم سلام الله علیها فرزند خود را به روی دست به میان آماج تیر تهمت ها و ناسزاها آورد، حضرت عیسی علیه السلام لب به سخن گشود و فرمود:

اِنّی عَبدُالله آتانِی الکتابَ و جَعَلَنی نَبیا؛

من بنده خدایم. به من کتاب داده است و مرا پیامبر قرار داده است.

حال چگونه این نوزاد سخن نگوید که خود، دختر اشرف انبیا و همسر و مادر یازده انسان برتر از حضرت عیسی علیه السلام است؟


2-7. بشارت اهل بهشت برای تولّد حضرت فاطمه سلام الله علیها

در بخشی از حدیث آمده است که حضرت فاطمه سلام الله علیها به حورالعین بهشتی لبخند زد:

ضَحِکْنَ إِلَیهَا وَ تَبَاشَرَتِ الْحُورُ الْعِینُ وَ بَشَّرَ أَهْلُ الْجَنَّةِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِوِلَادَةِ فَاطِمَةَ سلام الله علیها

حورالعین و اهل بهشت یکدیگر را برای تولّد فاطمه سلام الله علیها بشارت گفتند.

این چنین است که خداوند و بهشت به وجود او افتخار می کند.

و إفتَخَرَ جبرئیلُ بِکَونِهِ مِنهُم؛

جبرئیل از این که از آنها (خاندان پیامبر) باشد، افتخار می کند.


2-8. رشد معجزه سان حضرت فاطمه سلام الله علیها

کَانَتْ تَنْمِی فِی کُلِّ یوْمٍ کَمَا ینْمِی الصَّبِی فِی شَهْرٍ وَ فِی شَهْرٍ کَمَا ینْمِی الصَّبِی فِی سَنَةٍ؛

حضرت فاطمه سلام الله علیها در هر روز به اندازه ای رشد می کردند که بچّه های دیگر در ماه به آن اندازه رشد می کنند و هر ماه تا به حدّی که بچّه های دیگر در یک سال.


2-9. اذان و اقامه گفتن پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم در گوش حضرت فاطمه سلام الله علیها

از حضرت علی علیه السلام روایت شده:

هنگامی که فاطمه سلام الله علیها متولّد شد، پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم وارد شد و در گوش راست حضرت فاطمه سلام الله علیها اذان و در گوش چپ او اقامه گفت و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم با هر کس مانند این انجام داد، از شیطان در امان ماند.

و این تازه آغازی بود برای رازهای پیچیده حضرت فاطمه سلام الله علیها و ما فقط می توانیم بگوییم:

الّلهمَّ صَلِّ علی فاطمةَ و أبیها و بَعلِها وَ بَنیها و السِّرالمُستَودِعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُکَ

 و از او بخواهیم: «یا فاطمةُ! إشفَعی لَنا فی الجَنَّةِ»

لا تَقسَ فَضلَهُم لِلأنبیاء أجَل فَإنَّ سَلمانَهُم بعدَ تصغیرِ سلیمانُ؛

فضل و برتری آنها را با انبیا قیاس نکن؛ همانا سلمانِ آنها را اگر (با لفظ) کوچک کنی، سلیمان می شود.

 اثری از: دکتر نهله غروی نایینی(دانشیار دانشگاه تربیت مدرّس ) / ابوالفضل چتری بیدگلی (کارشناس ارشد دانشگاه تربیت مدرّس)


 
 
روایت کامل از نحوه شهادت حضرت فاطمه الزهرا السلام الله علیه
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۳
 

ایام عزای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه را به همه شیعیان تسلیت عرض مینمایم

روایت کامل از نحوه شهادت حضرت فاطمه الزهرا السلام الله علیه

آغاز مصیبت

پس از خیانت سقیفه و تعیین خلیفه ناحق مسلمین عده ای از اصحاب که مخالف با خیانت سقیفه بودن در منز ل دخت گرامی رسول خدا تحسن کردند. اما بعد..

ابوبکر ، قنفذ   را نزد امیر الومنین(ع) فرستاد و عده ای کمک نیز به همراهش قرار داد . او آمد تا در خانه حضرت و اجازه ورود خواست ، ولی حضرت به آنان اجازه نداد . اصحاب قنفذ نزد ابوبکر و عمر بازگشتند در حالیکه آنان در مسجد نشسته بودند و مردم اطراف آن دو بودند و گفتند: به ما اجازه داده نشد. عمر گفت: بروید ، اگر به شما اجازه داد وارد شوید و گرنه بدون اجازه وارد شوید .

آنها آمدند و اجازه خواستند . حضرت زهرا(س) فرمود: « به شما اجازه نمی دهم بدون اجازه وارد خانه من شوید» همراهان او بر گشتند ولی قنفذ ملعون آنجا ماند . آنان به ابوبکر و عمر گفتند: فاطمه چنین گفت، و ما از اینکه بدون اجازه وارد خانه اش شویم خودداری کردیم . عمر عصبانی شد و گفت : ما را با زنان چه کا است

     سپس به مردمی که اطرافش بودند دستور داد تا هیزم بیاورند . آنان و خود عمر نیز همراه آنان هیزم بر داشتند و آنها را اطراف خانه علی و فاطمه(ع) و فرزندانشان قرار دادند . سپس عمر ندا کرد بطوری که علی و فاطمه (س) بشنوند و گفت: «. بخدا قسم ، ای علی باید خارج شوی و با خلیفه پیامبر بیعت کنی و گرنه خانه را با خودتان به آتش می کشم .

حضرت زهرا (س) فرمود: ای عمر ، ما را با تو چه کار است؟ جواب دا : در را باز کن وگرنه خانه تان را به آتش می کشیم . فرمود: « ای عمر ، از خدا نمی ترسی که به خانه من وارد می شوی ؟» ولی عمر بار نگشت

آتش زدن در خانه و مجروح شدن حضرت زهرا(س)

عمر  آتش طلبید و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز کرد .

حضرت زهرا(س) در مقابل او آمد و فریاد  زد : ـ یا ابتاه ، یارسول الله» عمر شمشیر را در حالیکه در غلاف بود بلند کرد و به پهلوی حضرت زد. آنحضرت ناله کرد :«یا ابتاه» عمر تازیانه را بلند کرد و بر بازوی حضرت زد . آنحضرت صدا زد :« یا رسول الله ،، ابوبکر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتاری کردند»

دفاع امیر الومنین(ع) از حضرت زهرا(ع)

علی (ع) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینی و گردنش کوبید و خواست او را بکشد ولی سخن پیامبر (ص) و وصیتی را که به او کرده بود بیاد آورد و فرمود:« ای پسر صهاک، قسم به آنکه محمد را به پیامبری مبعوث نمود، اگر نبود مقدری که از طرف خداوند گذشته و عهدی که پیامبر با من نموده می دانستی که تو نمی توانی به خانه من داخل شوی»

دستور ابوبکر برای حمله و آتش زدن خانه

عمر فرستاد و کمک خواست . مردم هم آ»دند تا داخل خانه شدند ، و امیر المومنین(ع) هم سراغ شمشیر رفت.

 قنفذ ملعون نزد ابوبکر بر گشت در حالیکه می ترسید علی(ع) با شمشیر سراغش بیاید چرا که شجاعت و شدت عمل آنحضرت را می دانست. ابوبکر به قنفذ کفت:« برگرد ، اگر از خانه بیرون آ»د دست نگه دارید وگرنه در خانه اش به او هجوم بیاورید، و اگر مانع شد خانه را بر سرشان به  آتش بکشید » قنفذ ملعون آمد و با اصحابش بدون اجازه به خانه هجوم آوردند .  علی (ع) سراغ شمشیرش رفت ، ولی آنان زودتر به طرف شمشیر آنحضرت رفتند ، و با عده زیادشان بر سر او ریختند . عده ای شمشیرها را بدست گرفتند و بر آنحضرت حمله ور شدند و او را گرفتند و بر گردن او طنابی انداختند.

مجروح شدن حضرت زهرا(ع) بدست قنفذ ملعون

حضرت زهرا(ع) جلوی در خانه ، بین مردم و امیر المومنین(ع)  مانع شد. قنفذ ملعون با تازیانه به آنحضرت زد. بطوریکه وقتی حضرت از دنیا می رفت در بازویش از زدن او اثری مثل دستبند بر جای مانده بود. 

شهادت حضرت زهرا(س) و محسن (ع)

قنفذ ملعون حضرت فاطمه(ع) را با تازیانه زد آ« هنگام که خود را بین او و شوهرش قرارداد، و عمر پیغام فرستاد که اگر فاطمه بین تو و او مانع شد او را بزن.(خداوند لعنتش کند) قنفذ ملعون با غلاف شمشیر به فاطمه زهرا(س) حمله کرد و ضربه ای به او زد  او را به سمت چهار چوب در خانه اش کشانید و در را فشار داد بطوری که استخوانی از پهلویش شکست و جنینی سقط کرد، و همچنان در بستر بود تا در اثر همان شهید شد

در روایتی منسوب به امام صادق(ع) آمده است که آن حضرت فرمود: آنچه که باعث قتل مادرم سلام الله علیها شد همان غلاف شمشیری بود که قنفذ بر او زد.

روایت دیگر:  سر انجام ، با آوردن هیزم خانه وحی مورد هجوم قرار دادند و حرمتش را شکستند . فاطمه زهرا(س) برای پاسخ، پشت در خانه حاضر شد که ناگهان در خانه باز شد و فاطمه(س) برای حفظ خود از چشم نامحرمان به پشت در پناه برد ، در این لحضه عمر بن خطاب  با لگد چنان به در کوبید که فاطمه زهرا(س) بین در و دیوار قرار گرفت و فریاد زد: به خدا بچه ای که در رحم داشتم.

  اولین شهید   محسن (ع)

اولین شهید از آل محمد(ص) و پیشتاز آنان بود.

اولین شهید راه ولایت و غدیر است.

اولین قربانی سقیفه است.

اولین شهید ی که جبهه جنگ ندیده شهید شد ، بلکه دنیا را نیز ندید.

 اولین شهیدی که ولادت و شهادتش با هم به وقوع پیوست.

اولین شهیدی که در کنار مادر به شهادت رسید.

 شهیدی که بدون شمشیر خصم زبون را از پا درآورد.

شهیدی که با بی زبانی با حجت مظلومیت دشمن را مغلوب کرد.

 شهیدی که در کنار مادر ، نه مادر را دید و نه مادر او را.

 شهید بی شمشیری که فقط با مجروح شدن مادر شهید شد.

 شهیدی که شهادتش قبل از ولادتش بود.

 جنین ششماهه ای که عرصه محشر را زیر رو می کند.

 شهید مظلومی که در روز جزا اولین محاکمه درباره او آغاز می شود.

شهید مظلومی که قبرش همانند مادرش نا معلوم است.

دعای مستجاب

سلمان فارسی می گوید : وقتی امیرالمومنین(ع) را از خانه بیرون آوردند. فاطمه (س) نیز بیرون آ»د تا نزدیک قبر پیامبر (ص) رسید و فرمود: پسر عم مرا رها کنید . قسم به خدایی که پیامبر(ص) را به حق مبعوث کرده ، اگر او را رها نکنید موهایم را پریشان می کنم و پیراهن پیامبر را بر سر میگذارم و به درگاه خدا نله می کنم . بدانید که ناله صالح در پیشگاه خدا از فرزندان من گرامی تر نیست.

سلمان می گوید : به خدا قسم دیدم که پایه هی دیوار مسجد از جا کنده شد بطوری که اگر کسی می خواست از ژیر آن عبور کند می توانست.

من گفتم : یا سیدتی و مولاتی ، خداوند تبارک و تعالی پدرت را رحمت فرستاده ، پس از ناحیه تو برای امت نقمت و عذاب نباشد .

 حضرت از نفرین دست باز داشت و دیوارها به گونه ای بجای خود برگشت که از زیر آنها گرد و غبار بلند شد و به حلقوم ما داخل شد

راز دل فراق

بیماری مادرم فاطمه(س) به طول انجامید و روز به روز حالش سخت تر می شد . امیر المومنین(ع) را طلبید و خبر شهادتش را به او و اسماء داد و وصیتهایش را کرد. قسمتی از وصیتهای فاطمه(ع) به امیر الومنین (ع) و قسمتی به اسماء بود.

بعد از آنکه در خواب خبر مرگ خود را شنید بیدار شد و مشغول مقدمات رفتن به سوی پدر بزرگوارش گردید.

قبل از همه چیز در فکر نور دیدگانش بود . به کمک اسماء دست بر دیوار گرفت و آنجا که آب بود رفت و با دستهای لرزان به شستن لباسهای اطفال مشغول شد . بعد یک به یک کودکانش را صدا زد و سر آنان را شتشو داد و گویا با این شتشو دست بر سر و صورت آنان می کشید و با آنان وداع می کرد و اشک از چشمانش جاری می شد. بعد خودش نیز غسل کرد و لباس تازه پوشید.

 امیر المومنین(ع) وارد خانه شد و با دیدن این منظره سوال کرد: با این ضعف و مریضی چرا مشغول این کارها شدی؟ عرض کرد: چون امروز روز آخر عمر من است خواستم سر ولباس کودکانم را بشویم زیرا فردا بی مادر میشوند.

بعد مادرم زهرا(س)  که با سختی کارها را انجام داده بود میان رختخواب رفت و استراحت کرد. علی(ع) بالای سرش آمد، و دید فاطمه(ع) یک قطیفه مصری روی خودش کشیده است . او را صدا زد و جوابی نشنید . گوشه پارچه را کنار زد و فاطمه(س) را دید که ساکت است. عبا و عمامه را برداشت و سر زهرا(س) را به دامن گرفت ، و او را صدا زد ولی فاطمه(س) سخنی نگفت.

امیر المومنین(ع) بار دیگر او را چنین صدا زد:« یا بنت محمد»، ولی جواب نشنید ، گفت :« من حمل الزکاۀ فی طرف ردائه و بذلها علی الفقراء» ولی باز پاسخی نیامد. گفت:« یا ابنه من صلی بالملائکه فی السماء مثنی مثنی» باز جوابی نیامد. گفت:« ای دختر پیامبر ، با من صحبت کن، من علی پسر عموی تو هستم»

فاطمه(س) چشم خود را باز کرد، و به صورت علی(ع) نظر نمود و به گریه افتاد و علی(ع) نیز از گریه فاطمه(س) گریست و پرسیسد: این چه حالی است که در تو می بینم؟ فاطمه (س) گفت: من مرگ را که چاره و فراری از آن نیست می بینم . امیر المومنین(ع) فرمود: فاطمه جان ، از کجا می دانی ؟ فرمود: الان حبیب خود پیامبر را در قصری سفید در خواب دیدم . وقتی مرا دید گفت: دخترم به سوی من بیا که من مشتاقم. عرض کردم : به خدا من به دیدار تو مشتاق ترم فرمود: تو امشب نزد من هستی، و او در وعده ای که داده صادق و راستگو است، و به عهدی که کرده وفا دار است.

امیر المومنین (ع) بالای سر زهرا(س) نشست . مادرم گفت: ای پسر عمو، خبر مرگم را به من دادند و تو مرا می بینی که بعد از ساعتی به پدرم ملحق می شوم . چند چیز که در قلب من است به تو وصیت می کنم . علی(ع) فرمود : ای دختر پیامبر ، آنچه دوست داری وصیت کن. بعد هرکس در خانه بود بیرون کرد و خانه خلوت شد.

مادرم وصیتهایش را شروع کرد و گفت: پسر عمو جان در این مدت دروغ و خیانت از من ندیده ای و از روزی که با معاشرت دارم مخالفت تو نکردم.

 امیر المومنین(ع) فرمود: معاذالله، توداناتر به خدائی و تو نیکوتر و پرهیزکارتر و بزرگوارتر از آن هستی و خوف تو از خدا بیشتر است از اینکه من و تو را برای مخالفت با خود سرزنش کنم. فراغ تو و از دست رفتن تو بر من مشکل است ، ولی چاره نیست چون امر خداست که ناچار باید واقع شود. به خدا قسم مصیبت پیامبر(ص) را تازه کردی و فقدان تو و وفت تو بر من بزرگ است . انالله و انا الیه راجعون از مصیبتی که چه قدر ناگوار و دردناک و اندوهبار و بزرگ است.

فاطمه جان، این مصیبتی است که آرامش و تسلی پذیر نیست  و سوگ بزرگی است که چیزی جایگزین آن  نمی شود.

 سپس مدتی هر دو گریستند . امیر المومنین(ع) سر زهرا(س) را به سینه چسبانید و فرمود: آنچه می خواهی وصیت کن که مرا وفادار خواهی دید و آنچه دستور بدهی انجام می دهم و خواسته تو را به خواسته خود ترجیح می دهم .  فاطمه (س) عرض کرد: خداوند از طرف من به تو جزای خیر دهد./

وصایای فاطمه علیها السلام

سپس فاطمه (س) وصایایش را چنین آغاز کرد : پسر عمو، اولا وصیت می کنم با دختر خواهرم امامه ازدواج کنی چون او به فرزندانم  همانند من است و مردها ناچار زن لازم دارند. بعد فرمود: وصیت می کنم وقتی من از دنیا رفتم مرا غسل بده و لباسهای مرا کنار مزن چون پاکیزه و پاک هستم . هیچیک از آنان که من ظلم کردند در تشیع جنازه من حاضر نشوند چون آنان دشمن من و دشمن پیامبر هستند ، و هیچیک از آنان . پیروانشان را مگذار بر جنازه من نماز بخوانند . شب هنگام وقتی چشمها روی هم گذاشته شد و مردم به خواب رفتند مرا به خاک بسپار.

پسر عمو، وقتی ازدواج کردی یک شبانه روز برای همسرت بگذار و یک شبانه روز برای فرندانت . یا اباالحسن، به صورت آنان صحیه مزن چون آنان یتیم و غریب و شکسته حال هستند.آنان دیروز جدشان را از دست دادند و امروز مادرشان را از دست می دهند . وای بحال امتی که حسن و حسینم را می کشندو آنان را دشمن می دارند. سپس زهرا(س) اشعاری را خواندند که ترجمه اش چنین است :

ای بهترین راهنما، اگر خواستی گریه کن و اشک دیدگان بریز که روز جدائی است . ای همتای بتول ، فرزندانم را به تو سفارش می کنم که آنان همدم و مشتاقی جز تو ندارند. برمن و بر یتیمان گریه کن و شهید دست دشمنان در صحرای عراق را فراموش مکن

به همسرش امیر المومنین(ع) وصیت کرد که بر سر مزارش بیاید و آنجا قرآن بخواند و فرمود: برای من تابوتی آماده کن که من دیدم فرشتگان آن را توصیف می کردند.

درباره اموال و صدقات وصیت کرد که باغها هفت گانه اش عواف و دلال و برقه و حسنی و صافیه و آنچه که برای ام ابراهیم است( پروردگار یک پنجم دنیا و دو ثلث بهشت و چهار نهر بزرگ دنیا و بالاتر از همه ، شفاعت امت پدرش بود که جبرئیل به پیامبر(ص) خبر داد مهریه حضرت زهرا (س) کرده بود) علی بن ابی طالب(ع) صاحب اختیار است ، و اگر از دنیا رفت حسن بن علی و برادرش حسین و فرندان برزگتر یکی پس از دیگری از فرزندان پیامبر(ص) صاحب اختیار آن اموال هستند . به این وصیت خدا شاهد است و مقداد بن اسود و زبیر بن عوام نیز گواهند و علی بن ابی طالب(ع) آن را نوشته است .

 از اموال برای هر یک از زنان پیامبر(ص) و زنان بنی هاشم دوازده اوقیه و برای امامه دختر ابواعاص قدری و برای ام کلثوم که به حد بلوغ رسید از آنچه که در منزل بود وصیت کرد. وقتی وصیتهایش را به  امیر المومنین(ع) نمود اسماء را طلبید و دستور داد : آ« سدر و کافور که جبرئیل از بهشت آورده بیاور و بالای سرش بگذارد.

سپس سلمی همسر ابورافع را خواست و به او فرمود: برای غسل من آب بیاور. بعد لباسهای جدیدش را خواست . آنگاه با بهترین وجهی غسل نمود و فرمود: رختخوابش را در وسط حجره پهن کنند و این عمل شاید برای این بود که مادرم راضی نشد امیر المومنین(ع) همسرش آن لباسها و بدن خون آلود را هنگام غسل ببیند. پهلو و سینه و بدن مجروح و خون آلودش را شستشو داد و آن لباسهای خونین را کنار گذاشت و لباسهای جدیدش پوشید.

غروب صبحگاهی

مادرم فاطمه(س) هنگام مرگش زینب و ام کلثوم را به خانه یکی از هاشمیان فرستاد تا مرگ مادرشان را نبینند .

امیر المومنین(ع) و امام حسن و امام حسین(ع) نیز در این ساعت بیرون از خانه بودند ، فقط اسماء و فضه خادمه حاضر و ملازم حضرت بودند.

هنگام لقا الله که رسید حضرت بعد از آنکه غذای کودکانش را آماده کرد، وسط حجره دست را زیر صورت گذاشت و رو به قبله خوابید و حالت احتضار رسید پرده کنار رفت و فاطمه(س) نگاهی کرد و این کلمات را بر زبان جاری کرد:« السلام علی جبرئیل، السلام علی رسول الله، اللهم مع رسولک ، اللهم فی رضوانک و جوارک و دارک دارالسلام»

بعد فرمود:آیا آنچه من می بینم شما نیز می بینید؟ گفتند: تو چه می بینی؟

فرمود: این موکبهای اهل آسمان است ، و این جبرئیل است و این پیامبر خداست که می فرماید : دخترم بیا ، آنچه در پیش داری برای تو بهتر است .

بعد چشمانش را باز کرد و  گفت:« و علیک السلام یا قابض الارواح ، در قبض روح من عجله کن و ناراحتم مکن» بعد گفت:« الیک ربی، لا الی النار» پروردگار من رو به سوی تو ، نه به سوی آتش .

سپس فاطمه(س) چشمهای خود را روی هم گذاشت و دستها و پاها را دراز کرد و زندگی او بین مغرب و عشا به پایان رسید و به سوی خدا و پیامبر(ص) رفت.

شهادت جانسوز

اسماء مشاهده کرد که سیده اش از دنیا رفت. اینجا بود که گریبان چاک زد و خود را روی جنازه انداخت و او را بوسید و گفت: یا فاطمه، وقتی خدمت پدرت پیامبر(ص) رسیدی از طرف اسماء به او سلام برسان.

در این حال حسن و حسین (ع) از در وارد شدند و دیدند مادرشان خود را پیچیده و خوابیده است . گفتند: ای اسماء مادرمان در این ساعات نمی خوابید؟

اسماء گفت: فرزندان پیامبر ، مادرتان خواب نیست بلکه از دنیا رفته است .

 وقتی شنیدند اما حسن (ع) خود را روی جنازه مادر انداخت و گفت مادر جان پیش از آنکه روحم از بدن جدا شود با من سخنی بگو.

 امام حسین(ع) پای مادر را می بوسید و می گفت : ای مادر، من پسرت حسینم ، پیش از آنکه قلب من از جا کنده شود و بمیرم با من تکلم کن.

امیر المومنین (ع) و مرگ زهرا(س)

اسماء به آنان گفت: ای فرزندان پیامبر ، روانه شوید و پدرتان را از مرگ مادر تان با خبر کنید. حسنین از خانه بیرون رفتند و وقتی نزدیم مسجد رسیدند صدایشان را به گریه بلند کردند.

 جمعی از صحابه آمدند و سبب گریه را پرسیدند و حسنین گفتند: مگر مادرمان فاطمه(س) نمرده است ؟

 امیر المومنین(ع) با شنیدن این خبر با صورت  به زمین افتاد و گفت:« ای دختر محمد(ص) ، بعد از تو با چه کسی تسلی بیابم » بعد به طرف خانه آمد.

تجهیز ملکوت

مردم پیمان شکن در اطراف خانه زهرا(س)  جمع شدن و معلوم است در اینگونه موارد ابوبکر و عمر ملعون از همه پیش قدم تر خواهند بود.

 امیرالمومنین(ع) به ابوذر دستور داد به مردم بگوید: همه برگردید که تشییع جنازه دختر پیامبر در این شبانگاه به تاخیر افتاد و مردم هم متفرق شدن.

پاسی از شب گذشته ، سر و صداها فرو نشست و چشمها بخواب رفت. امیر المومنین(ع) بر خاست تا وصیتهای فاطمه(ع) را انجام دهد. آن بدن ضعیف که از مصائب و زجر جسمی و روحی آب شده بود و جایگاه غسل نهاد، و یک شاخه نخل روشن کرد ، و اسماء بنت عمیس آب می آورد و حضرت او را از زیر لباس بدون اینکه پیراهن او را بیرون بیاورد- غسل می داد و شاید به آن سبب بود که یتیمان فاطمه(س) نگاه می کردند و امیر المومنین (ع) نخواست بدن مادر را مشاهده کنند، بالاخص که بدن زهرا(س) مجروح و مصدوم بود.

امیر المومنین (ع) خودش زهرا(ع) را غسل می داد زیرا او صدیقه بود و جز صدیق نباید او را غسل می داد . چنانچه مریم(ع) را حضرت عیسی (ع) غسل می داد . و معصوم را باید معصوم غسل بدهد و دست غیر معصوم به او نرسد و دیگر اینکه وصیت زهرا(ع) همین بود. در روایتی آمده است علی (ع) با همان پرده ای که بدن رسول خدا را خشک نمود بدن زهرا(س) را خشک کرد .

امیر المومنین(ع) سه یا پنج بار بر بدن دختر پیامبر(ص) آب ریخت و در مرتبه آخر مقدار کافور به آن اضافه کرد و غسل را به پایان برد و هفت پارچه کفن بر او پوشانید. بعد یک پارچه سراسری غیر از کفن به او پوشانید و این کلمات را می گفت: « بارالها، این بانو کنیز توست و دختر پیامبر و برگزیده تو و بهترین آفریدگار توست و خدایا، حجتش را به او تلقین فرما و برهان و دلیلش را محکم و استوار کن و درجه و مقام او را بالا ببر و بین او و پدر بزرگوارش جمع فرما»

وداع با جنازه مادر

وقتی غسل و تکفین فاطمه(س) تمام شدو علی (س) خواست بند کفن را ببندد دید اطفال در کنار بدن مادر به حالت انتظار با نگاه پر درد و حسرت ایستاده و به پدر بزرگوار چشم دوخته اند که اجازه دهد یک بار دیگر با مادر مهربان وداع کنند. حضرت با صدای بی رمق و گریان صدا زد: یا زینب ، یا ام کلثوم ، یا حسن، یا حسین ، یا فضه ، بیائید از مادرتان  توشه آخرین وصال را بردارید که اینک هنگام جدایی است ، و دیدار بعدی در بهشت است .

با شنیدن این کلمات و اجازه پدر برزگوار با سرعت آمدند و همانند پروانه که خود را روی شمع و چراغ می زند خود را به روی بدن پاک ریختند که گویا کفن مادر مهربانشان را با آب دیدگان شستشو می دادند و با آه سوزان و ناله آرام جانگداز خشک می کردند.

 اگر کسی بخواهد گوشه ای از حال وداع کودکان با فاطمه(س) را بفهمد بایداز  بقیه قضیه بدست آورد . امیر المومنین (ع) که شاهد قضیه  بود می فرماید:

در آن حال که اطفال خود را روی جنازه مادر انداخته بودند خدا را شاهد می گیرم که فاطمه (س) ناله پر محبت و آهی جانسوز کشید و دستهای مبارک را از کفن بیرون آورد و دو فرزند خود حسن و حسین (ع) را به سینه پر مهرش چسبانید.

آری حال کودکان فاطمه (س) اهل آسمان را به ضجه در آورد و با اهل یت و حسنین و زینبین و فاطمه(ع) در گریه و زاری شرکت کردند . ناگاه هاتفی صدا زد  (( یا علی(ع) ، حسن و حسین را از سینه مادر بردار که حالت آنان فرشتگان آسمان را به گریه در آ<رد ؛ و خداوند دوستدار فاطمه و مشتاق دیدار دوست خود است .

امیر المومنین (ع) با ملاطفت کودکان را از سینه زهرایش جدا کرد .

با این حال غسل و کفن مادرم فاطمه (ع) و وداع کودکانش به پایان رسید . اینک نماز بر فاطمه(س) و تشییع و دفن آنگونه که مقرر شده بود شروع شد. در نماز فاطمه(س) باید کسانی باشند که به فاطمه(س) ستم نکرده و در برابر این فاجعه ساکت ننشستند. که طبق روایات علی(ع) به همراه حسن(ع) ، حسین(ع) ، عمار ؛ مقداد؛ عقیل ؛ زبیر؛ ابوذر؛ سلمان؛ و جمعی از خواص بنی هاشم بودند.

بعد از نماز بر بدن فاطمه(س) ، امیر المومنین(ع) دست به دعا برداشت و گفت : بار الها ، من از دختر پیامبرت راضی هستم ، خدایا او هراسان بود انیس او باش . بار خدایا از او دوری کردند تو با او پیوند نما . خدایا به زهرا(س) ستم شد برای او حکم کن و تو بهترین حکم کنندگانی .

 سپس امیر الومنین(ع)  دو رکعت نماز خواند ( از امام صادق (ع) روایت است : حضرت (ع) یک تکبیر می گفت ، جبرئیل یک تکبیر و بعد فرشتگان مقرب الهی تکبیر می گفتند تا اینکه امیر المومنین (ع) پنج تکبیر گفت) سپس و دستهایش  را به آسمان بلند کرد و گفت :« این دختر پیامبرت فاطمه(س) است که او را از تاریکی به سوی نور خارج کردی » در این هنگام زمین به مسافت یک میل در یک میل روشن گردید.

قبر فاطمه(س)

اینک امیر المومنین(ع) می خواهد طبق وصیت مادرم فاطمه(س) را در محلی به خاک بسپارد  وتشییع کنندگان آن حضرت همان نماز گذارن حضرتش یعنی علی(ع) به همراه حسن(ع) ، حسین(ع) ، عمار ؛ مقداد؛ عقیل ؛ زبیر؛ ابوذر؛ سلمان؛ و جمعی از خواص بنی هاشم بودند.

امیر المومنین(ع) داخل قبر رفت و جسم پاره تن پیامبر را روی دست گرفت و در لحد خوابانید و آن چهره ای که از نخستین روز ولادت تا هنگام شهادت در برابر پروردگارش در سجده به خاک سائیده بود و پیامبر(ص) هر شب قبل از خواب او را می بوسید ، امیر المومنین(ع) آن را به خاک قبر گذاشت و خطاب کرد: ای زمین، امانتم را به تو می سپارم . این دختر پیامبر(ص) خداست.

بعد گفت:« بسم الله الرحمن الرحیم ، بسم الله و بالله و علی ملۀ رسول الله محمد بن عبدالله ، ای صدیقه، تو را به کسی که او از من به تو اولی تر است واگذار کردم و من برای تو به آنچه که خدا برای تو راضی است راضی شدم»

بعد این آیه را خواند:« منها خلقنا کم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم  تارّۀ اخری»

سپس امیر المومنین(ع) خشک یا سنگ احد را چید و از قبر بیرون آ»د و چند نفر که حاضر بودند قبر در گرانمایه پیامبر(ص) را با خاک هموار کردند.

 روایت است که می گویند امیر المومنین(ع) ده قبر و بعضا 40 قبر همانند قبر زهرا (س) حفر کرد تا قبر بانوی دو عالم مشخص نگردد.

عکس العمل ابو بکر و عمر

شب دفن مادرم زهرا(س) به صبح رسید و مردم اول بامداد دسته دسته برای تشییع فاطمه(س) آمدند. . پیشگام تر از همه آن دونفر ملعونی که فاطمه (س) را شهید کردند بودند و حضرت از آنان غضبناک و خمشگین بود و ناراضی از آمان از دنیا رفت .

 ابوبکر و عمر با بقیه مردم در خانه علی(ع) منتظر تشییع فاطمه (ع) بودند که مقداد خبر دفن او را به مردم اعلام کرد.

 عمر به  ابوبکر   گفت : من به تو نگفتم اینان در فکر دفن پنهانی دختر پیامبر(ص) هستند.

مقداد گفت: فاطمه(س) از شما غضبناک بود و خود وصیت کرده بود که شما دو تن بر او نماز نخوانید و در تشییع جنازه اش حاضر نشوید .

 عمر خشمگین شد و به مقداد حمله کرد و به سر و صورت او زد . مردم جمع شدن و او را از دست عمر نجات دادند . مقداد فریاد زد : دختر پیامبر در اثر ضربات و تازیانه ای که بر او زدی از دیا رفت ، و تا آخرین ساعات پیکرش خون آلود و خون از کمر و پهلویش جاری بود. اینکه مرا به جرم گفتن وصیت فاطمه(س) می زنی عجبی نیست.

بعد از مقداد ، عباس عموی پیامبر(ص) و بعد عقیل با با عمر گفتگو کرد .

از طرفی هم وقتی فهمیدند فاطمه(س) شب به خاک سپرده شده طبق عادت همه رو به سوی بقیع کردند که قبر فاطمه(س) را ببینند ، ولی دیدند امیر الومنین(ع) هفت یا چهل قبر درست کرده و بر همه مشتبه شد که قبر زهرا(س) کدام است .

 مردم متحیر و سرگردان ضجه می زدند و یکدیگر را سرزنش می کردند که از پیامبر مان فقط یک دختر  باقی مانده بود و او از دنیا رفته و دفن شده ، و ما در وفات او و نماز او و دفن او حاضر نشدیم ومحل قبرش را هم نمی دانیم.

شکست تصمیم عمر

عمر فریاد بر آورد : چند تن از زنان مسلمین را بیاورید که قبرها را بشکافند و بدن زهرا(س) را بیرون بیاورند تا بر او نماز بخوانیم و بعد هم قبرش را زیارت کنیم . این خبر به علی(ع) رسید . آنحضرت لباس زردی را که لباس رزم او بود پوشید و ذوالفقارش را از غلاف بیرون آورد، و چشمان حق بینش از خشم سرخ شد و رگهای گردنش ورم کرد و به سوی بقیع به راه افتاد .

همه علی _ع) را می شناختند که تصمیم و هشدار او جدی است . لذا همه هراسان کنار رفتند ، و تنها عمر بود که جلو آمد و برابر امیر المومنین(ع) ایستاد و گفت: یا ابالحسن چه می گویی ؟ به خدا سوگند ما قبرها را می شکافیم تا بدن فاطمه(س) دختر پیامبرمان را پیدا کنیم و بر او نماز بگذاریم .

اینجا بود که امیر المومنین(ع) جلو آمد و گریبان عمر را گرفت و او را به زمین کوبید و فرمود: ای پسر زن سیاه بی اصل و نسب ، من از حقم گذشتم که مبادا مردم مرتد شوند و از دینشان بر گردند ، و اما درباره قبر فاطمه(س) ، قسم به خدایی که جان علی در دست اوست ، اگر تو یا اصحابت این تصمیم را بگیرید و دست به ای قبرها بزنید ، زمین را از خونتان سیراب می کنم.

ابوبکر پیش آمد و گفت : یا ابالحسن ، تو را به حرمت پیامبر و به عزت و اقتدار خداوند عرش سوگند می دهم که این مورد کاری که خوشیند تو نیست انجام نمی دهیم .

امیر المومنین(ع) عمر را رها کرد ، و مردم نیز رفتند و دیگر قبر زهرا (س) را از خاطر بردند.

 منبعhttp://aliorosh.blogfa.com

 


 
 
دستورالعمل مستندسازی تجربیات کارمند برای ارتقا به رتبه شغلی عالی
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۳
 

دستورالعمل مستندسازی تجربیات کارمند برای ارتقا به رتبه شغلی عالی (بخشنامه شماره ۵۹۸۲/۹۱/۲۰۰ مورخ ۲/۳/۱۳۹۱ معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس‌جمهور)

دستگاه‌های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری

به منظور تولید دانش تجربی و استفاده از تجربیات کارمندان در جهت بهینه نمودن امور و افزایش کارایی و اثربخشی و ارتقای بهره‌وری در دستگاه‌های اجرایی و در اجرای جزء (۳) بند (۳-۴) ردیف «ب» بخشنامه شماره ۵۵۵۸۸/۲۰۰ مورخ ۲۷/۱۲۰/۱۳۸۹ و تبصره (۱) ماده (۳)‌ بخشنامه شماره ۱۱۹۴۲/۲۰۰ مورخ ۲۲/۵/۱۳۹۰ موضوع مستند سازی تجربیات کارمند برای ارتقاء به رتبه شغلی عالی، رعایت مراتب زیر را برای ارائه مستندسازی ضروری است:

الف- لازم است مستندسازی تجربیات کارمندان در رابطه با شغل مورد تصدی و بر اساس محورهای پیوست تهیه و تنظیم گردد.

ب- مستند تجربی کارمند و پیوست مربوط حداقل باید در ۱۰۰ صفحه تهیه و تنظیم گردد.

ب- تجربیات مستندسازی شده، قبلاً برای کسب رتبه‌های پیشین استفاده نشده باشد.

ج- لازم است مستندات تجربیات کارمند قبل از ارسال به این معاونت به تأیید شورا یا کمیسیون‌های تحول اداری دستگاه (با حضور نماینده این معاونت) از نظر کمی و کیفی برسد. قبول یا عدم قبول مستندات فوق موکول به اعلام نظر نهایی کمیته مستقر در این معاونت می‌باشد.

د- دستگاه‌های اجرایی می‌توانند نسبت به ایجاد بانک اطلاعاتی مستندات فوق جهت بهره‌برداری کارمندان اقدامات لازم را معمول دارند.

لطف‌الله فروزنده دهکردی- معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رییس‌جمهور

چارچوب و محورهای مستندسازی تجربیات کارمندان برای ارتقای به رتبه شغلی عالی

نام:

نام خانوادگی:

عنوان پست مورد تصدی:

مدرک تحصیلی:

مدت تجربه:

محل خدمت:

سوابق خدمتی (با ذکر مدت خدمت)

۱- مقدمه:

(ارائه توضیح کلی درباره حوزه فعالیت)

۲- ارزیابی عمومی:

(ارزیابی کلی از حوزه وظایف و مسؤولیت‌ها، بیان نقاط ضعف و قوت به شیوه روایی)

۳- روش‌های انجام کار:

(روش‌ها و شیوه‌های انجام وظایف و مسؤولیت‌ها، حل مسأله و تصمیم‌گیری‌ها در حوزه فعالیت)

۳- عناوین تجارب:

(بیان عناوین یا موضوعات تجارب موفق یا ناموفق که کارمند در طول خدمت با توجه به وظایف و مسؤولیت‌های محوله کسب نموده است.)

۴- تبیین تجارب:

(بیان و شرح تجارب موفق یا غیرموفق)

۵- عوامل موفقیت یا عدم موفقیت تجارب حاصله ناشی از انجام امور محوله:

(بیان و دسته‌بندی دلایل موفقیت یا عدم موفقیت کارمند در انجام وظایف)

۶- اقدامات خاص:

(اقدامات خاصی که در طول خدمت صورت گرفته و به نتیجه رسیده است و قابل انتقال می‌باشد)

۷- بیان نکات ویژه و کلیدی:

(نکات کلیدی حاصل از تجربه که امکان تبدیل به مدل یا الگو برای اثربخشی بیشتر یا بهبود وضع موجود در حوزه کاری می‌گردد)

۸- ارائه برنامه:

(دارای برنامه خاص برای آینده که حاصل تجربه خدمتی می‌باشد و تمایل برای اجرای آن با ارائه پیشنهاد مشخص)

 در ناحیه یک تبریز  مدارک زیر برای دریافت رتبه شغلی عالی باید ارائه گردد

1- پوشه

2-سی دی حاوی فایل مستند سازی تجربیات به صورت پی دی اف ذخیره وکپی گردد حداقل 20 صفحه

3- 150 ساعت ضمن خدمت با کد جدید بعد از رتبه خبره

4-ارائه ارزشیابی سنوات اخیر  4سال

5- تکمیل فرم ارتقا شغلی

ملتمس دعا از بزرگواران

 


 
 
آزمون نوبت اول دین وزندگی 1 تاریخ آزمون 3/10/93 غیر انتفاعی جام
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۳
 

1- آیات شریفه را ترجمه نمایید:

 الف:«قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین»............................................................

 ب:« والذین هم عن اللغو معرضون »........................................................... .....

 ج:«انّی وجّهتُ وَجهِیَ للّذی»............................................................................

   د: « للذی فطر السموات والارض  »....................................................................

2- سوال مربوط به پیام آیه

پیام آیه (ما عندکم ینفد و ما عند الله باق( را بنویسید؟

..............................................................................................................................

 

3- عبارت زیر  را با علامت (ص/غ) مشخص نمایید

الف: هدف اصلی ما آن است که استعدادهای متنوع ما را در بر گیرد ودر جایی متوقف نشود.

ب: ما می توانیم هر صفتی که در مخلوقات می بینیم به خدای متعال نسبت دهیم.

ج:در حمد و ستایش همواره «صفات سلبی»خدا را بیان می کنیم.

  د: خداوند همه ی ((صفات مخلوقات)) راداراست0.

4- جای خالی را با کلمات مناسب کامل کنید.

  الف: برترین محبوب..............زیرا.................................  .

  ب:حضرت ابراهیم با ...............وبا استعانت از................بهترین انتخاب را کرد.

5- مشخص کنید هر آیه با کدام پیام مناسبت دارد0 (شماره مربوط به آیات را ذکر کنید)

 

الف: وخلق کل شیئ فقدره تقدیرا0                       1- چگونه از تو غافل باشم وقتی تو با من هستی؟

ب: قل اعوذ برب الفلق0                                   2-   یاد خدا دل را آرامش می دهد0

ج: الا بذکر الله تطمئن القلوب0                           3- بهره ی هر موجود را تو معین ومقدر داشته ای0

د: و نخن اقرب الیه من حبل الورید0                     4- از چه کسی جز تو مدد طلبم0      

                                                                5- به درگاه چه کسی جز تو پناه برم؟

 

به سوالات زیر پاسخ کامل بدهید؟

6- محدوده ی(( تاریخی و جغرافیایی ))هدایت قرآن کریم چقدر است؟        

7- یک مورد از تفاوت های بین استعدادهای انسان و استعدادهای نهفته در گیاهان و جانوران را بنویسید؟

8- هدف حضرت ابراهیم از اینکه فرمود ((من آنچه را که افول میکند دوست نمی دارم)) چیست؟

9- چرا برای انتخاب صحیح هدفها نیازمند معیار و ملاک هستیم (نقش معیار وملاک در سر نوشت انسان را بنویسید)؟          

10- راههای رسیدن به ایمان وتقویت آن چیست(4مورد را نام ببرید) ؟

11-((صفات ثبوتی)) را با ذکر مثال توضیح دهید؟

12-(( ایمان ))چگونه معرفی شده است( تعریف ایمان)؟

13- پیامد ((انس با قرآن )) را بنویسید ؟

14-  ((تسبیح)) را با ذکر یک مثال توضیح دهید؟

15- چگونه(( ایمان بین شناخت وعمل)) پیوند ایجاد میکند؟

4 نمره به روخوانی قرآن اختصاص دارد


 
 
سوالات دینی وزندگی 3 دی 93غیر دولتی جام
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۳
 

باتوجه به آیات واحادیث ذیل به موارد خواسته شده پاسخ دهید؟

1-               1- با توجه به آیه ((قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فی القربی )).

2-               الف ) آیه را ترجمه کنید    ب) نکته مهمی که از آیه برداشت میشود را بنویسید

2- آیه ی «انما ولیکم الله ورسوله و...................... وهم راکعون» را تکمیل نمایید و  بنویسید به چه آیه ای مشهور است؟

3- حدیث زیر را کامل کنید : (( من مات و لم یعرف .....................))

مفاهیم زیرراتعریف کنید:

4 – قاعده نفی سبیل:                           5- تقیه:

صحیح وغلط بودن سوالات زیر را با توجه به مطالب کتاب مشخص کنید. (ص        غ)

6- تعالیم پیامبران در برخی از احکام فرعی با یکدیگر تفاوت داشته است.                   

7- میتوان پاسخ به نیازهای برتر را به احساسات شخصی و سلیقه فردی واگذار کرد.     

8- لازمه جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم تنها وجود عصمت می باشد.    

9- چون اهل بیت علیهم السلام معصوم هستند، سخن و عمل آنان ملاک و معیار سخن و عمل ماست و برای ما حجیت دارند

جاهای خالی را کامل کنید:

10- نفوذ خارق العاده قرآن کریم در افکار و نفوس از نشانه های اعجاز ................. این کتاب آسمانی است.

11- اوّلین و معتبرترین مرجعِ علمی برای فهمِ عمیقِ آیاتِ الهی .......................... و ...................... پیامبر است

12- امام باقر علیه السلام ......................... را مهمترین پایه دین اسلام را  معرفی فرمود.

13- مقام و منزلت حضرت علی(ع) به خاطر » ................. «بی نظیر و» ................ « بی مانند ایشان است.

به سوالات زیر پاسخ پاسخ کوتاه دهید.

14- پاسخ به سوال"چگونه زیستن؟"مربوط به کدام یک از نیازهای برتر انسان می باشد؟

15- حدیثِ « نَحنُ مَعاشِرَ الاَنبیاءِ اُمِرنا اَن نُـکَلِّمَ النّاسَ عَلیَ قَدرِ عُقولِهِم » به کدام یک از عللِ آمدنِ پیامبرانِ متعدّد اشاره دارد ؟

16 ویژگیهای دینِ اسلام که سببِ انطباقِ آن با نیازهای متغیّرِ زمان می­شود را نام ببرید( دو مورد)

17- یک پیام از حدیث ثقلین را بنویسید.

18- ، چرا ادیان الهی مختلفی در جهان وجود دارد  (دیدگاه قرآن)؟

19- بنابر فرمایش علی علیه السلام دومورد از نشانههای بازگشت مسلمانان به دوره جاهلیت را بنویسید.

 

به سوالات زیر پاسخ کامل دهید.

20- دو مورد از اشکالات اساسی را که به علت ممنوعیت نوشتن احادیث پیامبر اکرم (ص) به وجود آمد بنویسید؟؟

21- چگونه تشکیل حکومت اسلامی منجر به حفظ استقلال جامعه اسلامی میگردد.

22- برای حفظ همبستگی و وحدت میان مسلمانان انجام چه اقداماتی ضروری است؟(2مورد)
23- امامان بزرگوار از دو جهت با حاکمان زمان خود مبارزه می کردند آن دو جهت را بیان کنید .

24- دو مورد ازنکا ت مستنبط از حدیث (( انا مدینة العلم وعلی بابها)) را بنویسید؟

 


 
 
آزمون نوبت اول دین وزندگی 2 تاریخ 8/10/93 دیماه غیر انتفاعی جام
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۳
 

ترجمه آیات شریفه را بنویسید؟

1-وصوّرکم فاحسن صورکم والیه المصیر 2- ام نجعل المتّقین کالفجّار 3 - افغیر دین الله یبغون"   4 - فَِبئۡسَ مَثۡوَی الۡمُتَکَِبّرین

با تدبردر آیات شریفه به سوالات پاسخ دهید؟

5- ربّنا ماخلقت هذا باطلا بیانگر ................ آفرینش جهان خلقت  است

6- پیام آیه ولقد کرمنا بنی ادم و حملناهم فی البر والبحر را بنویسید

جای خالی را با کلمات مناسب کامل کنید؟

7- ..................... نیز شاهد و ناظر بر همه ی پیامبران و امت هاست.

8- پاداش های بهشتی و عذاب های دوزخ ، ساخته . . . . . ما است.

9-  حقیقت وجود انسان،.................. و............. اوست

درعبارات  زیرصحیح و غلط (ص/غ)مشخص نمایید؟

10- سجده ی فرشتگان برای انسان به خاطر بعد روحانی و جسمانی اوست.

11- قرآن کریم سرزنشگر درونی را نفس اماره نامیده است.

12- بالا ترین مرتبه ی نعمتهای بهشت  رضایت پروردگار است است 

13- آنان)پیروان پیامبرا ن) که فراوان به یاد مرگ اند و بهتر از دیگران خود را برای آن آماده می کنند.

 مفاهیم زیر را تعریف کنید؟

14- حکیم 15- برزخ 16- آثار ما تاخر-  17-صیحه

به سوالات زیر پاسخ دهید؟

18- شاخصه ی اصلی یک مجوعه ی نظام مند چیست آنها را توضیح دهید؟

19- ویژه گیهای بعد جسمانی وجود انسان را بنویسید؟

20-  نترسیدن  خداپرستان از مرگ به چه معنی است؟

21- بنا بر فرمایش امام صادق (ع) مومن پس از مرگ از 6 چیز بهرمند است دو مورد از آنها را بنویسید؟

22- پیامدهای دیدگاه منکران معاد رابنویسید.؟3 مورد

23- سخن امام عصر (عج) در مورد دشمن ترین دشمن انسان بنویسد؟

24- ضرورت معاد براساس حکمت الهی را بنویسید؟

25- چهار مورد از حوادث(( مرحله دوم )) قیامت را نا م ببرید.؟

26- دو مورد از ویژ گیهای همسران بهشتی ، را بنویسید؟

27- چرا بهشت برای بهشتیان سرای سلامتی(دارالسلام)است؟

28-  ترجمه یک حدیث  را به انتخاب خود در مورد دیدگاه پیامبران الهی در مورد مرگ را بنویسید؟

4نمره به روخوانی قرآن اختصاص دارد   :پوراسمعیل


 
 
آزمون نوبت اول دین وزندگی پیشدانشگاهی غیر انتفاعی جام ناحیه4 دی 93
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۳
 

1-              1- با توجه به آیه «إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ»  به موارد زیر پاسخ دهید؟

2-               الف ) آیه را ترجمه کنید    ب) نکات مهمی که از آیه برداشت میشود را بنویسید

2-  بنویسید آیه « « والّذین جاهَدوا فینا لَنَهۡدیَنَّهُمۡ سُبُلَنا..» با کدامیک از سنت های الهی مطابقت دارد ؟

 

به سوالات زیر پاسخ کوتاه بدهید؟

 

3-  مراحل نیازمندی مخلوقات به خداوند را بنویسید؟

4- چه عاملی باعث  رواج جبری گرایی شده است؟

5- ریشه بت پرستی وشرک جدید را بنویسید؟

6- مهمّ­ترین شعارِ اسلام که جامع همۀ ابعادِ توحید و نفی هرگونه شرک است چیست  ؟

 

صحیح وغلط بودن سوالات زیر را مشخص کنید وبا توجه به مطالب کتاب ، عبارت مناسب در جای خالی بنویسید.

 

7- اوّلین ثمرۀ اخلاص ، دیدارِ محبوبِ حقیقی و تقرّب به پیشگاه خداست.

8- توانایی شفای بیمار ، به زمانِ حیاتِ پیامبر اکرم (ص) اختصاص ندارد .

9-  اوّلین قدم برای ورود به بندگی و اخلاص داشتنِ روحیۀ ............................. است .

10- قرآنِ کریم غالباً ایمان را با .............................. قرین معرّفی کرده است .

 

به سوالات زیر پاسخ کامل بدهید؟

 

11- منظور از (( الله نورالسموات والارض ))  را توضیح دهید؟

12- چرا اگر ((دو یا چند خالق)) برای جهان تصور کنیم هر کدام از آنها رامحدود وناقص فرض نموده ایم؟

13- ((شرک در ربوبیت و تدبیر)) به چه معناست

14-(( توحید در عبادت)) را توضیح دهید؟

15- چرا حسن فاعلی ،حسن فعلی را به دنبال دارد؟

16- دو مورد ازبر نامه های انسان برای رسیدن به اخلاص را فقط نام ببرید؟

17- فوایدِ ((اعتقاد به اختیار)) را در زندگی انسان بنویسید ؟

18- ((اختیار به معنای آزادی مطلق)) چرا یک پندار ویرانگر محسوب میشود؟

19- از سنت های الهی (( سنت امتحان وابتلاء )) را توضیح دهید

20- چرا اطاعت از پیامبر و جانشینان آنحضرت علیهم السلام لازمه ی توحید عملی است ؟

موفق وپیروز باشید : پوراسمعیل 8 نمره به روخوانی کل قرآن اختصاص دارد


 
 
داعش وتکفیری ها
نویسنده : قاسم - پوراسمعیل - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ دی ۱۳٩۳
 

هوالفتاح العلیم

1-آنچه که در مورد داعش دانستن آن لازم وضروری است اینست که داعش حربه جدید استکبار برای ضربه زدن به شیعه وتضعیف عقاید فرق دیگر درمنظقه میباشد

2- داعش موجب بد بین شدن به دین اسلام و مسلمانان میگردد که غرب در تحقق آن است قدر مسلم اینست که غرب به هر شکل ممکن میخواهد مسلمانان منفور ملتهای دنیا گردنند وداعش با سفاکی خود در شکل گیری این عقیده پیشقدم است

3-پرچمهای سیاه در برخی از روایات ذکر شده است که برای مثال در حدیثی که به حضرت علی (ع) منسوب است که باظهور آخرین حجت وذخیره الهی همراه است

4- انتخاب شعار لااله الا الله ومحمد رسول الله در پرچمهای سیاه در واقع  آشکار نمودن نیات ابوسفیان ملعون است که برای زدودن احکام شریعت الهی و محو دین پیامبر از هیچ کوششی دریغ ننمود که اینبار توسط خلف تکفیریش ابوبکر بغدادی تحقق میابد

5- برای سبقت در بدبین نمودن به دین بغدادی وهم قطارانش  به شیوه هایی متوسل شده اند که  فقط از انسانهایی بی رحم   انتظار میرود ذبح سر شیعیان ومباح شمردن ناموس  آنان واموال آنان وآزار وشکنجه بی گناهان حتی کودکان نمونه ای از وحشیت این بی خبران از خدا وپیامبر میباشد

6-اگر به شیوه رسول خدا (ص) وحتی خلفا بعد از پیامبر نگاه کنیم روش این قوم خونخوار با هیچ کدام منطبق نیست بنابراین حربه این فزقه ظاله با شکست مواجه میشود وانسانهای مومن مرز بندی جدی  مابین اقدامات اینها و متولیان دین ایحاد میکنند ولی از طرف دیگر انسانهایی با حقیقت اسلام آشنایی ندارند اسلام را با این افرداد جانی وقاتل میشناسند اینجاست که هرکس باید با هر روشی اسلام را به مسیحیان ویهودیان وپیروان ادیان الهی وغیر الهی معرفی میکنند

7- استکبار ونوکر دست نشانده اش اسرائیل با طرح ریزی شکل گیری داعش در واقع میخواستند مسیحییان ویهودیان را به دین اسلام بدبین سازند واز گسترش اسلام دز سرزمینهای خود به این شکل جلوگیری نمایند

8-مکر وحیله برای دین از طرف خداوند پاسخ داده میشود وآنچه با هدف زدودن تفکر دین الهی ومحو شیعه وارد میدان کارزارشده است چگونه با اتحاد  میان شیعه وسنی توسط مرجعیت ودعوت به جهاد  مانند موشها به دنبال جای سوراخ میگردد واین نتیجه کار نیست وآن زمانی مشخص میشود که همه اقشار ملتها برای تحقق اهداف مرجعیت به دنبال یکسره کردن کار حامیان داعش گردنند وبرای همین بر مسلمانان اعم از شیعه وسنی واجب است هر گونه اقدامی که موجبب متضرر شدن حامیان داعش میگردد کوتاهی نکنند

9- بکار بردن لفظ حکومت اسلامی از کشورهای غربی  به جای داعش در حقیقت منحرف کردن  ذهن مردم دنیا از جکومت اسلامی اصلی که توسط حجت خدا تشکیل خواهد شد میگردد

10- ایالات متحده آمریکا که به بهانه دفاع از حقوق بشر به کشورهای دنیا اقدام به شرارت میکند چرا از خودشان که به گفته کلینتون  از طراحان اصلی شکل گیری داعش است این سوال را نمی کنند که  نقض کننده حقوق بشر ما هستیم چرا از طرفداران حقوق بشر آمریکا مورد مجازات قرار نمیگیرد چرا دیوان بین المللی لاهه حرفی از جنایات آمریکا واسرائیل به میان نمی آورد

11- شکل گیری داعش توسط استکبار در واقع تحقق شکل گیری اسرائیل بزرگ برای خاورمیانه میباشد  اما در این میان خرید زمینهای توسط عده ای از سرمایه داران یهودی به تحقق آرزوی خام استکبار کمک شایانی میکند اما انشالله مردم مسلمان عراق با پیوستن  به جبهه های رزم  سرزمینهای اشغالی خویش را از دست تروریستها آزاد خواهند  

12-فتنه های آخرزمان طبق روایات معصومین در مورد دین با شکلها ورنگ های متفاوت صورت میگیرد  واین مهم  اتحادو آمادگی و استقامت در دین را برای مسلمانان حتمی میسازد که تنها در سایه اتحاد واستقامت وایمان میتوان  در برابر فتنه ها سربلند گشت

  


 
 
← صفحه بعد